مشاهدات مردانه از تحولات زنانه
محمدکریم آسایش
کانون زنان ایرانی
این نوشته جستاری پراکنده، مشاهده محور، تجربی و گونه ای اندیشیدن با صدای بلند است. نحوه ای مواجهه با مساله از جایگاه خود به جای جایگاه بالا و به جای دیگری. مواجهه ای که برخلاف کلیشه های رایج از مداخله گری مردان فمینیست، به جای سخن گفتن از موضع گیری، روایت گر است ، روایتی که تعمیم دهنده نیست و به عنوان یک دریافت شخصی بیان می شود و از این رو می تواند صادقانه تر و برابری خواهانه تر باشد.
بنابر ماهیت جستارگونه نوشته که نمی خواهد یک کلیتی را حاکم کند،دریافت ها به صورت قطعات مجزا ارائه می شود.قطعاتی که ترتیبشان اهمیتی ندارد.
۱_تحولی که مشاهده می شود،تحولی است در نگرش ها،رفتارها و حساسیت ها.از عادی سازی پوشش اختیاری هم برای زنان و هم برای مردان تا نحوه مواجهات جنسیتی(کاهش محسوس آزارهای کلامی و جنسی_گرچه هنوز مساله با قوت خود باقی است و به ویژه میتوان روایت های زنان در خصوص تاکسی یا واگن بانوان در مترو و اهمیت آن برایشان را قابل توجه دانست) ، از اهمیت بدن و سکسوالیته و مسأله مندی آن برای زنان و مردان و دلالت های سیاسی و اجتماعی آن، از مهم شمرده شدن مسأله پوشش زنان و مقاومت روزمره آنها در خصوص آن تا پذیرش نسبی این تغییر و حق انتخاب علی رغم مجادله آمیزی آن در خانواده های سنتی و محیط های سنتی.انعکاس این تحولات را می توان در نتایج “پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان”(موج چهارم) مشاهده کرد(گرچه نباید محدود به آن دانست،کیفیت نگرش ها را نمیتوان کاملا به گویه های آماری تقلیل داد،آن هم گویه های آماری کلان که بر موضوع های خاص در زمینه بدن،سکسوالیته،پوشش،مناسبات جنسی،خانواده و …. متمرکز نیست_علی رغم وجود سوالاتی در زمینه آن_).این تحولات مهم است و کلان روندها را شکل می دهد. کلان روندهایی امیدبخش که هم زنان و هم مردان را تغییر می دهد.
۲_تحولات در زمینه اهمیت زنان و زنانگی،بعدی جهانی دارد.جدا از وجوه شبه نمادینی که می تواند ناشی از رجحانهای سیاسی یا اجتماعات روشنفکری باشد(از نوبل صلح برای نرگس محمدی برای زن،زندگی،آزادی تا نوبل اقتصاد برای کلودیا گلدن برای تلاش جهت درک بازار کار زنان و انتخاب فیلم”ژان دیلمان، شماره ۲۳ کهدو کومرس، ۱۰۸۰ بروکسل” از شانتال آکرمن به عنوان برترین فیلم تاریخ سینما در نظرسنجی سایت اند ساوند توسط منتقدان یا انتخاب فیلمنامه”حرف های زنانه” از سارا پولی به عنوان بهترین فیلمنامه اقتباسی اسکار سال گذشته)،در سطح عامیانه نیز نشانه هایی قابل تشخیص است.کسب جایگاه ۱۵ ام باکس آفیس تاریخ سینما توسط”باربی”یا محبوبیت فوق العاده تیلور سویفت به عنوان خواننده ای با کاراکتر فمینیست،هر چند هر دو مثالهایی از به اصطلاح”فمینیست صورتی”هستند،می تواند نشانه هایی از چرخش فرهنگی تلقی شود. همچنین توجه ویژه به فیلم”بیچارگان”از یورگوس لانتیموس با رویکرد آوانگارد و بی پروایانه فمینیستی را هم در این راستا باید در جایگاهی میان توجه نخبگان و عامه به مساله زنان لحاظ کرد.
۳_تقابل “براندازی” با جنبش زن،زندگی و آزادی،زنان را حداقل در سطح فعالان آن متوجه ضرورت شکلی دیگر از سیاست ورزی کرده است،سیاست ورزی مبتنی بر سیاست زندگی(از جمله مراقبت رادیکال و مقاومت روزمره)،برجسته سازی کاراکترهای زنانه(از جمله نرگس محمدی،نسرین ستوده،زهرا رهنورد،آذر منصوری،سپیده رشنو،الهه محمدی و نیلوفر حامدی،سپیده قلیان،ویدا موحد،و …)_این توجه حتی فراملی بوده است و متوجه چهره هایی چون مهرنگ بلوچ و اثرشان بر جنبش بلوچستان شرقی_پاکستان_ نیز شده است_،گفتار در خصوص ضرورت سیاست مستقل(حزب زنان).این خواهرانگی هم مرزهای قومی/جغرافیایی را درنوردیده است و هم مرزهای سیاسی را.(البته این نافی تعارض ها یا مرزبندی های موجود سیاسی نیست اما می توان تحول را آشکارا مشاهده کرد)،این هویت زنانه،سایر هویت های سیاسی و عقیدتی را تحت الشعاع قرار داده است،چنانچه می بینیم که پرستو سرمدی در کنگره حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به عنوان یک حزب اصلاح طلب روشنفکری دینی، بدون حجاب ظاهر می شود یا صدیقه وسمقی به عنوان یک پژوهشگر قرآنی،حجاب را کنار می گذارد. همچنین این خواهرانگی را در شکل روحیه و اقدامات عملی نیز شاهدیم. نامه سپیده رشنو به سروناز احمدی یا همبستگی های خواهرانه که از انعکاس نشستهای کتاب”هزارتوی کار خانگی” نجمه واحدی و ابتکارات آنها برای حمایت مشاهده می کنیم را می توان مثال زد.
۴_ تحولات زنان،در حال ایجاد تغییراتی در جهان مردان هم هست. پذیرش این تحول مهم ترین این تغییرات است،مرحله پس از پذیرش،انطباق با تغییر بوده است و این انطباق معنایی جز کنار گذاشتن مردانگی سمی و مردانگی بی توجه به زنان نداشته است.مردان در جریان این تغییر درون یک خیزش سیاسی و یک جنبش روزمره هم با نقش زنان همراه و حامی شدند و هم به مقوله احترام به زنان رسیدند و حتی احترامی افتخارآمیز به نحوی که برای بسیاری مردان شوق انگیزترین پدیده همین تحول پوشش زنان و مقاومت مستمر آنهاست،هم با جنبه های مختلف زیست زنان و مسائل آنها آشنا و متوجه شدند،این روند گرچه نباید انتظار سریعی از آن داشت اما با سرعتی شگفت آور در حال پیشروی است.جنبه دیگر از تحول مردان در این روند،اهمیت زندگی،بدن و سکسوالیته بوده است.همه اینها از اموری پیش پاافتاده برای مردان در حال تبدیل به مسائل قابل تامل شده اند و گذر از سرکوبگری بدن و میل برای آنها نیز در حال وقوع است.
۵_تصورات در خصوص دنیای زنان حاشیه ها نیز در حال تغییر است.تصویر و صدای متفاوت مبارزه زن بلوچ و همینطور اعتراضات زنان حتی تا عمق روستاها،کلیشه فمینیسم مرکز را به چالش طلبیده است.هرچند مسائل و صداهای این زنان هنوز در حاشیه است اما در حال قدرت گرفتن است و می رود که به بازسازی گفتمانی در جنبش زنان بینجامد.
این قطعات را باید به عنوان مشاهدات در نظرگرفت،مشاهداتی روایت گونه به عنوان دریافت هایی مردانه از تحولات زنانه. به تعمد در خصوص جنبه های مختلف این مشاهده قضاوت سیاسی صورت نگرفت و رجحان های سیاسی در آن دخالت داده نشد تا بتواند از مداخله گری موضع گیرانه فاصله بگیرد.

