نوشتار زنانه؛ انقلابی در ساحت نوشتار

همراه با نکاتی چند در معرفی کتاب Hairan؛ آنتولوژی شعر فمینیستی ایران

سپیده جدیری

کانون زنان ایرانی

زمانی‌که زنان نبرد خود برای حقوق برابر را آغاز کردند، شاعران و نویسندگان زن نیز در خلالِ همان نبرد، به خلق ساختارهایی دست زدند که از اساس، ادبیات را دیگر کرد. هلن سیکسو در «خنده‌ی مدوسا» این «این‌همانیِ» سیاسی، ادبی را بدین‌سان تئوریزه می‌کند: «زنان باید با حرکت شخصی‌شان خود را به همان‌گونه که در تاریخ و در جهان می‌نهند، در متن‌ها بگذارند.»[۱]

سیکسو در رساله‌ی «اخته کردن یا گردن‌زنی؟»[۲] با پرسشی زنانه از تاریخ، به این موقعیت تاریخی پر و بالِ بیشتری می‌دهد: «زن کجاست؟ آیا اصلا چیزی به عنوان زن در تاریخ وجود دارد؟»

او از «جایگاه زن» سخن می‌گوید، «البته اگر زن در جایگاهی واقع شده باشد.»

سیکسو با ذکر پاره‌ای مثال‌ها موضوع را بازتر می‌کند؛ از جمله در مثالی که به مقایسه‌ی اقتصاد مردانه و زنانه دست می‌زند: «اقتصاد مردانه، نظامی است که بر پایه‌ی تلقین و آموزش بنا گردیده است؛ یعنی این اقتصاد همواره موضوعی آموزشی است. و این آموزش تلاشی را در بر می‌گیرد که قصد آن دارد تا به اجبار سربازی از جنس زن تولید کند […] در این مورد، مجازات تعیین شده در قبال بی‌نظمی زنانه، به خاطر صدای قهقهه‌اش و ناتوانی او در جدی گرفتنِ صدای ضربِ طبل، گردن‌زنی است.»[۳]

آیا می‌توان رابطه‌ی تنگاتنگ اقتصاد را با سیاست، فرهنگ و هرآن‌چه ذیل آن دو می‌گنجد، منکر شد؟ اگر نه، پس پاراگراف فوق را به این شکل هم می‌توانیم بخوانیم:

«ادبیات مردانه، نظامی است که بر پایه‌ی تلقین و آموزش بنا گردیده است؛ یعنی این ادبیات همواره موضوعی آموزشی است. و این آموزش تلاشی را در بر می‌گیرد که قصد آن دارد تا به اجبار سربازی از جنس زن تولید کند […] در این مورد، مجازات تعیین شده در قبال بی‌نظمی زنانه، به خاطر صدای قهقهه‌اش و ناتوانی او در جدی گرفتنِ صدای ضربِ طبل، گردن‌زنی است.»

بدین طریق می‌توانیم ‌بفهمیم که وقتی از دیگر شدنِ ادبیات سخن می‌گوییم، این دیگر شدن صرفا به حرف نبوده بلکه در همه چیزِ این ادبیات رخ داده است یا به قول آلیس دور میلر، نامرئی و نامحسوس نبوده که کسی متوجه‌ آن نشود. جامعه‌ای را در نظر بگیرید که از نظر ساختاری آماده‌ی تغییر نباشد و ما یک مشت حرف در دهانش بگذاریم. تغییر در حد شعار باقی خواهد ماند. شعر نیز همین است؛ اگر فقط در آن حرف «زنانه» بزنیم، تغییری اتفاق نمی‌افتد و متن «زنانه»ای خلق نمی‌شود.

هلن سیکسو، شاعر و فیلسوف فمینیست

سیکسو در «خنده‌ی مدوسا» از «تولید فرم‌ها» به‌عنوان «یک فعالیت ناگزیر زیباشناختی» نام می‌برد و از «اَشکالی بسیار زیباتر از اَشکالی که در چارچوب‌ها و قواعد محصورند» برایمان می‌گوید. پُر واضح است که تغییر مورد نظر او، تغییری ساختاری است؛ یا به بیان بهتر، در هم شکستنِ دلیرانه‌ی ساختاری که تاکنون به‌عنوان ادبیات به ما تحمیل شده و بر هر‌ آن‌چه دیگر خط بطلان کشیده است. سیکسو به درستی به «تشکیلات ابلهانه‌ی سرمایه‌داری» ارجاع‌مان می‌دهد که در آن جایگاه نشسته است که ما را از زنانه نوشتن باز دارد؛ «تشکیلات ابلهانه‌ی سرمایه‌داری که در آن ناشران، حافظان و چاپلوسان متحکمی هستند که از طریق اقتصادی که علیه ما کار می‌کند و سرکیسه‌مان می‌کند، از نسلی به نسل دیگر رسیده‌اند. خوانندگانِ حق به جانب و از خود راضی، سردبیران تحریریه‌ها و رؤسای بزرگ…»[۴] در یک کلام، آنانی که یک عمر مروّجِ ادبیات جریان اصلی بوده‌اند؛ یک عمر سرزنش‌گرِ هر نوشتاری که قواعد آن ادبیات را بر هم زند؛ هم آنان، «متون حقیقی زنان را دوست ندارند» و این دیگر شدن را.

چنان‌که آدرین ریچ، بزرگ‌ِ شاعرانِ فمینیست هم در این شعر روشن کرده است که مشکل چیست:

گَردیدنم می‌طلبد یخ‌ِ لبانت را.

دستور زبان برگشت به من حمله‌ کرد.

چه انشاءها نگاشته شد به‌اجبار.

و نشانه‌گذاری‌ها چه پوچ.

همه برایم حکم دارویی داشت که مداوای زخم را به تعویق انداخت.

می‌خواهم پیش از رفتنم این را ببینی:

تجربه‌ی تکرار به‌مثابه مرگ

ناکامیِ نَقدها در تشخیص محل درد

پوستری در اتوبوس که بر آن نوشته بودند:

خونریزی من تحت کنترل است

گیاهی سرخ در گورستانی از تاج‌ گل‌های پلاستیکی.

و کوششِ آخر: زبان، گویشی‌ست که استعاره می‌نامندش.

این تصاویر، آرایه‌‌ناپذیر است: مو، یخچال طبیعی، چراغ قوه.

وقتی به یک منظره‌ فکر می‌کنم دارم به یک زمان فکر می‌کنم.

وقتی از سفر می‌گویم منظورم برای همیشه است.

می‌توانم بگویم: آن کوه‌ها معنایی در بر دارند

اما بیش از آن چیزی نمی‌توانم بگویم.

انجام کارِ رایجی، به روش خودم.[۵]

آدرین ریچ، شاعر فمینیست

پس اگر اعتراض در سطح رخ دهد، به هیچ مقصدی نمی‌رسیم خواهران! شعر زمانی می‌تواند معترض باشد که تمام‌قد به شکل یک فریاد درآید نه این‌که فقط بلندگویی برای فریاد زدن باشد. شعر زمانی می‌تواند معترض باشد که به آن‌چه «آنها» می‌گفتند شعر است، اعتراض کند؛ با بر هم زدن قواعدِ هر آن‌چه می‌گفتند شعر است.

سیکسو برای آن‌که نشان دهد نوشتار زنانه چیست، به توصیفِ سبک آثار کلاریس لیسپکتور[۶] می‌پردازد اما جالب اینجاست که خود با متن توصیفی‌اش به خلق نوشتاری زنانه دست می‌زند؛ سبک او در نوشتن این متن همان ویژگی‌هایی را دارد که در توصیف سبک لیسپکتور برشمرده است: «نقطه‌ای که اندیشه از اندیشیدن دست می‌کشد تا به اوج لذت تبدیل شود – این نقطه‌ای است که او می‌نویسد. نقطه‌ای که لذت در آن چنان عمیق می‌شود که جریحه‌دارمان می‌کند – این نقطه‌ای است که این زن جریحه‌دارمان می‌کند […] زیر نگاه خیره‌ی کلاریس لیسپکتور، هر رخدادی تکوین می‌یابد، هر چیز پیش پا افتاده‌ای از هم باز می‌شود و گنجینه‌ی درون خود را نمایان می‌کند؛ که به معنای دقیق کلمه، پیش پا افتاده است. و ناگهان مثل توفانی از تندبادها، توفانی از شلیک، توفانی از دندان: زندگی از راه می‌رسد.»[۷]

کلاریس لیسپکتور، نویسنده‌ی فمینیست

متن او ذیل تعاریف موجود از مقاله، نقد ادبی، شعر یا داستان نمی‌گنجد، از اساس ژانری دیگر آفریده در ساحت نوشتار؛ ژانری نه تنها به پا خاسته مقابل هر کُهنِگی، که نوخاسته و نوپَدید؛ ژانری به نام نوشتار زنانه.

و آن‌چه از زنانگی در شعر ایران می‌شناسیم نیز جملگی همین بوده.

کتاب Hairan، آنتولوژی شعر فمینیستی ایران

اخیرا پروفسور آلن رایاک، شاعر و استاد ادبیات اسکاتلندی دانشگاه گلاسگو، در روزنامه‌ی «نشنال» اسکاتلند، مروری تفصیلی و تحت عنوان «پرده‌برداری از مبارزات ضداستبدادی زنان»، بر کتاب «حیران» (Hairan) نوشته است؛ کتابی مشتمل بر اشعار فمینیستی و اعتراضی زنان ایرانی که علی ثباتی، شاعر، منتقد ادبی و مترجم، آنها را به صورت شعر انگلیسی برگردانده و کتاب را تدوین کرده و این قلم، به‌علاوه‌ی دو تن دیگر از شاعران زن، کار گردآوری اشعار و نوشتن بخش‌هایی از مقدمه‌ی آن را بر عهده داشته‌ایم.

علی ثباتی، شاعر، مترجم و تدوین‌گر کتاب Hairan

پروفسور رایاک در بخش‌هایی از مرور خود بر این کتاب نوشته است: «سوال اینجاست که وقتی اکثریت جامعه در یک کشور، دیدگاه مشخصی دارند و اولویت‌های آنهاست که حاکمیت قانون را شکل می‌دهد، آیا باید علیه آنها ایستاد؟… به گفته‌ی ادوارد سعید، تاریخ‌دان و منتقد ادبی فلسطینی، یک روشنفکر «فردی است دارای قابلیت بیان، مجسم ساختن و ادای یک پیام، دیدگاه، نگرش، فلسفه یا عقیده برای عموم مردم.» به نظرم این در مورد شاعر و هنرمند از هر جنسی نیز صدق می‌کند. و شاعرانی که در آنتولوژی جدیدی که اخیرا خواندم معرفی شده‌اند، از همین جنس‌ اند. این آنتولوژی، از خارق‌العاده‌ترین کتاب‌هایی است که در ماه‌های اخیر با آن مواجه شده‌ام؛ هم مجموعه‌ای از اشعار در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی را که کتاب به او تقدیم شده است، در بر می‌گیرد، هم معرف شعر ایران از زاویه‌ی نوشتاری زنانه است… براهنی می‌گوید، زمان آن رسیده که زن، روایت‌گر جهان خود شود و خود او از خودش نام ببرد. آزادی زن در ادبیات یعنی که خودش بتواند هم خود و هم محیط اطرافش را  شرح دهد… این کتاب، اثری است که به خودی خود، هم راهکار و هم نافرمانی را نمایندگی می‌کند و هم تجلیلی از زنان به شمار می‌رود… اغلب این اشعار در واکنش به رویدادهای اجتماعی و سیاسی خاصی در ایران معاصر سروده شده‌اند. اغلب آنها چه تلویحا و چه به‌طور مستقیم، به جنبش زن، زندگی، آزادی پرداخته‌اند… حتی اشعاری از کتاب که به این جنبش مربوط نمی‌شوند، باز هم از رویدادهای اجتماعی، سیاسی و تراژدی‌های رخ داده در ایران سخن می‌گویند و تقریبا تمام‌شان از زاویه دیدی فمینیستی سروده شده‌اند… پیشگفتار کتاب، ما را به سه دوره‌ی شعری کلاسیک، گذار و مدرن در شعر زنان ایران رهنمون می‌شود تا زمینه‌ا‌‌ی تاریخی را برای اشعار این آنتولوژی در اختیار ما قرار دهد…»

آلن رایاک، شاعر و استاد ادبیات اسکاتلندی دانشگاه گلاسگو

کتاب را انتشارات اسکاتلند استریت منتشر کرده و در عین این‌که ۷۶ شعر فمینیستی از ۷۶ شاعر زن ایرانی را در بر می‌گیرد، تاریخچه‌ای از شعر زنان این سرزمین را به مخاطب انگلیسی زبان معرفی کرده است.


[۱] خنده‌ی مدوسا، هلن سیکسو، برگردان: محمدرضا فرزاد، وبسایت آنتی‌مانتال.

[۲] اخته کردن یا گردن‌زنی؟، هلن سیکسو، ترجمه‌ی مهدی سلیمی، وبسایت مایندموتور.

[۳] اخته کردن یا گردن‌زنی؟، هلن سیکسو، ترجمه‌ی مهدی سلیمی، وبسایت مایندموتور.

[۴] خنده‌ی مدوسا، هلن سیکسو، برگردان: محمدرضا فرزاد، وبسایت آنتی‌مانتال.

[۵] A Valediction Forbidding Mourning, Adrienne Rich, Best Poems Encyclopedia, www.best-poems.net

[6] کلاریس لیسپکتور (۱۰ دسامبر ۱۹۲۰ – ۹ دسامبر ۱۹۷۷ )، داستان‌نویس برزیلی که شیوه‌ی شخصیت‌پردازی‌ و روایت‌هایش یادآور سبک جیمز جویس، فرانتس کافکا و ویرجینیا وولف بود.

[۷] در روشنای یک سیب، ویژگی‌های «نوشتارهای زنانه»، هلن سیکسو، ترجمه‌ی سپیده جدیری، کانون زنان ایرانی، www.ir-women.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.