خاطره ای از یک درد/به یاد رومینا اشرفی

از همه‌مون بزرگتر ولی اعظم، دختر بتول خانوم بود. خوشگل بود و ظریف و مهربون و‌خجالتی. هنوز دوره راهنمایی رو‌تموم نکرده بود که یه تابستون که اومدیم تهران شنیدم عروس شده. یادمه که اوایل با لباسهای تورتوری زیر چادر مشکی، با کمی آرایش و‌کفش پاشنه بلند از یه محل اونطرف‌تر می‌اومد دیدن مادرش اینا و از ته کوچه که پیداش می‌شد چشم دخترای همسایه وسط بازی از رنگ و لعاب زندگی جدیدش برق می‌زد.

ادامه

اجزای پازل قتل‌های ناموسی؛ وقتی خانه امن نیست

روز دستگیری رومینا و پسری که وی با او فرار کرده بود، از رومینا پرسیده شده است که آیا با اراده خود فرار کرده است که رومینا پاسخ می‌دهد با اراده خودش رفته است. اما سوال اینجاست که اراده یک دختر ۱۳ ساله که چند سالی هم در فضای رابطه عاطفی با این فرد قرار داشته و تحت تاثیر آن فضا بوده، چقدر می‌تواند قابل قبول باشد که قاضی آن را پذیرفته و در نهایت کودک را به والدین خود برگردانده و این پسر را هم آزاد کرده است؟

ادامه

قتل رومینا در خانه پدری

دختر ۱۳ ساله‌ای که با مرد ۳۵ ساله‌ای فرار کرده. او را دستگیر می‌کنند و با اینکه اصرار کرده او را به پدرش تحویل ندهند، قاضی دادگاهی در شهرستان محل اقامتش، طالش، او را به خانواده‌اش باز می‌گرداند. پنج‌شنبه اول خرداد، پدرش او را به شکلی فجیع در خواب به قتل می‌رساند و دستگیر می‌شود.

ادامه