سخنی با دوستداران “خرمشهر”, “شهر یاران” ,” خاک مهربانان”

زهرا حیدرزاده

کانون زنان ایرانی :سوم خرداد، سالروز تولد مسعود پدرام، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ اوین است.وی استاد دانشگاه، نویسنده و جامعه شناس است.همسرش زهرا حیدرزاده به مناسبت تولد وی مطلبی نوشته است که می خوانید:

در پنجم فروردین ۱۳۶۱ در عملیات فتح المبین مجروح شد. خبر آزادی خرمشهر را روز تولدش سوم خرداد در بیمارستان شنید؛ مسعود پدرام فرزند پروانه و هوشنگ .

هر کدام از روزهای سال به یکی از ما اختصاص دارد . در هر یک از این روزها یکی از ما زمین را زیست خانه مان ساخته ایم. البته گاه این روزها با حوادث و جریاناتی همراه می شوند که آنها را خاص تر می کند.

سوم خرداد یکی از این روزهاست. مسعود پدرام فرزند هوشنگ و پروانه هم در این روز پا بر خاک گذاشت. روزی که بعدها با فتح خرمشهر در تقویم ها ثبت شد. اما “خرمشهر” چه گونه شهری است. روزگاری بندری پر رونق, زمانی شهری در اشغال و حالا شهری آزاد و نه چندان آباد.

همه ما در جست و جوی زیستن در شهری خرم, “خرمشهر” هستیم تا زندگی آرمانی و آرزوهایمان را در آن متبلور ببینیم. اما “خرمشهر”, نقطه ای ساخته شده و آماده در تاریخ یا جغرافیا نیست. مکانی است که با انتخاب ها و تصمیمات و رفتار هر روز و هر لحظه ما ساخته یا ویران می شود. شهری است که خشت ها و نهال هایش با هر آرزو و عمل ما می بالند یا فرومی ریزند.

در تاریخ سرزمین ما روزگاری بس دراز است که بسیاری را عشق زیستن در این شهربه تلاش و تکاپو واداشته است. اما این شهر به پایش دائمی همه دوستداران و طالبانش نیازمند است. بوده اند کسانی که روزگاری آرمانشهرشان “خرمشهر” بوده اما بعدها خود با تیشه قهر, خشم, نفرت و انتقام به ویرانی آن دست زده اند؛ زندانی سیاسی شکنجه دیده ای که بعد خود به زندانبانی مخوف تبدیل شده است. و هستند کسانی هم که خود زمانی به قلع و قمع سازندگان این شهر همت گمارده بودند اما بعد خود گرفتار دار و درفش خود ساخته شدند و حال آرزومند شهر خرم, ” خرمشهر” هستند.

شهر خرم, “خرمشهر” با خشت های برابری, آزادی, صداقت, اخلاق, گفت و گو, تفاهم و تلاش هر روزه و هر لحظه همه ما ساخته می شود. هر کدام از ما می تواند با خشت خود سازنده و یا با تبر, ویران کننده این شهر باشد. باید با گفت و گوی دائمی و مفاهمه و با رعایت اخلاق در همه سطوح زندگی به آبادانی این شهر آرمانی کمک کنیم.

مسعود پدرام, فرزند پروانه و هوشنگ, متولد سوم خرداد ۱۳۳۵ , صادره از تهران, ساکن بند ۳۵۰ اوین با خشت “سپهر عمومی” از آرزومندان و تلاشگران ساختن این شهر,”خرمشهر” است.

… “بشنوید ای طوطیان بانگ درا”

“شهر ما فردا پر از شکر شود”( مثنوی – دفتر پنجم)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.