نسبت عشق و سیاست
زهرا حیدر زاده
کانون زنان ایرانی
زهرا حیدرزاده
بیستم بهمن ۱۳۹۲ آغاز بیست و ششمین سال ازدواج و سومین سالی است که من و مسعود(پدرام) سالگرد ازدواجمون را دور از هم ، او در زندان و من در بیرون پشت سر می گذاریم.
نسبت عشق و سیاست
در نخستین نگاه نسبتی بین عشق و سیاست نمی توان یافت. عشق، دیار محبت و دیگر خواهی و فداکاری، و سیاست سرزمین رقابت، قدرت طلبی و خودخواهی. برای ایجاد قرابتی بین این دو گریزی نیست جز این که “روایتی دیگر از سیاست”* را به کمک طلبید. روایتی که در آن ” دیگری” رقیب نیست، طرف گفت و گوست. صاحب حقی است که باید در فضایی آزاد با او برای رسیدن به خواستی مشترک به تفاهم رسید؛ تفوقی در کار نیست. در این رابطه ی هم فهمی است که می توان از خصومت و بدبینی کاست و بر نزدیکی اذهان و دوستی افزود. اگر چه این نگاهی نیست که مورد پذیرش و قبول روایت اول از سیاست باشد. به همین دلیل سال هاست که زندگی مشترک ما را با محرومیت اجتماعی، فشار و تهدید و زندان مورد تهاجم قرار داده است. سالهاست که روایت اول از سیاست تلاش کرده تا امید رسیدن به این شکل از سیاست و آرزوهایمان را از ما بگیرد.
بی تردید این امید و آرزو متاعی ارزشمند است که این چنین مورد حقد و خشونت قرار می گیرد. اما ما همچنان به “روایتی دیگر از سیاست” که در آن سیاست نه بی پدر و مادر است و نه ظالم امید داریم. باورمان به این “روایت دیگر” و عشقمان به یکدیگر که درسایه این فشارها و دوری ها هر روز پر بارتر شده ما را در حفظ این امید و آرزو مصمم تر می کند. این محرومیت ها و فشارها اگر چه زندگی را برای ما سخت و تنگ کرده اما نتوانسته امید و آرزوهایمان برای آینده ای که روایتی انسانی تر از سیاست در آن جاری باشد از ما بگیرد.
من و مسعود عاشق تر شدیم از وقتی که از هم دورمان کردند. من و مسعود آرزوهایمان را جدی تر گرفتیم از وقتی که دیدیم چه تلاشی می کنند تا بی آرزو شویم. من و مسعود امیدوارتر شدیم از وقتی که تلاش کردند ناامیدمان کنند.
مبارک باد سالگرد پیوند عشق ما، آرزوهای ما، امید ما
زهرا
*کتاب “سپهر عمومی ، روایتی دیگر از سیاست” ، مسعود پدرام

