شهرداری تهران خانه سیمین و جلال را هم “جارو” کرد
استان وایر، پروانه معصومی: پس از ماجرای حمل مجسمههای تناولی با جرثقیل شهرداری تهران، نوبت به خانه و دست نوشته سیمین دانشور و جلال آل احمد رسید و ماموران شهرداری منطقه یک تهران این خانه تاریخی را از آثار، دست نوشته ها و وسایل به یادگار مانده از این زوج ادبیات معاصر ایران “جارو” کردند.
بنابر گزارش ها ماموران شهرداری منطقه یک تهران عصر چهارشنبه دهم اردیبهشت ماه تمامی وسایل، دست نوشته ها و آثار برجا مانده از سیسمین دانشجو و جلال آل احمد دو نویسنده فقید را از خانه مشهور آنها در دورهی قلهک تهران به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
تخلیه خانه سیمین دانشجو و جلال آل احمد در میانه اختلافات وراث این دو نویسنده از جمله اختلافات حقوقی ویکتوریا دانشور خواهر و لیلی ریاحی خواهر زاده و دختر خوانده سیمیبن دانشور رخ داده است.
درحالی که لیلی ریاحی خواهر زاده و دختر خوانده سیمین دانشجو با ارائه اسنادی به دادگاه خود را وصی و ناظر بر آثار و دست نوشته ها او و جلال آل احمد معرفی کرده است و خواهر سمین دانشور این وصیت نامه را قبول ندارد، شهرداری منطقه یک تهران در میانه این اختلافات به معامله ای با ویکتوریا دانشور دست زد و ضمن پرداخت چکی سه میلیارد تومانی به خواهر سیمین دانشور، خود را خریدار و مالک خانه زوج مشهور ادبیات معاصر ایران می داند.
تمام وسایل و آثار موجود در خانه سیمین و جلال را جارو کردند
علی خلاقی همسر و وکیل لیلی ریاحی اما با تائید بردن تمام وسایل، دست نوشته ها و آثار برجا مانده از سیمین دانشور و جلال آل احمد از خانه آنها، گفته است: ماموران شهردار منطقه یک تهران “کل خانه را جارو کردهاند.”
علی خلاقی با تاکید براینکه “به این موضوع اعتراض خواهد کرد”، به روزنامه شرق گفت: “خانم ویکتوریا دانشور بهصورت یکطرفه اقدام به فروش منزل این دو نویسنده به شهرداری کرده. من با متن وصیتنامه و حکم دادگاه بدوی مبنی بر تملک ثلث اموال و تملک تمامی آثار مکتوب سیمین دانشور به شهرداری مراجعه کردم و مدیرکل املاک شهرداری منطقه یک پس از مشاهده مدارک من با تایید آنها و اظهار تعجب از عمل غیرقانونی ویکتوریا دانشور به بنده اعلام کرد ماجرای فروش این خانه به حالت تعلیق درخواهد آمد تا زمانی که دادگاه در مورد این وصیتنامه، نتیجه قطعی را اعلام کند.”
کاظم داودی، مسئول روابط عمومی شهرداری منطقه یک، اما گفته است که خانه سیمین دانشور و جلال آل احمد “خریداری شده و به زودی بهعنوان خانه ادبیات آغاز به کار خواهد کرد.” این مقام شهرداری منطقه یک تهران هرگونه همکاری با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای مرمت و بازسازی خانه سیمین دانشور و جلال آل احمد را رد کرد و گفت: “سازمان میراث فرهنگی تنها میتواند در بحث حفاظت فیزیکی با شهرداری همکاری کند.”
سعید برآبادی طی یاداشتی در روزنامه شرق خبر داده است که “صبح جمعه در برنامههای تهرانگردی رییس شورای شهر، ماجرا به اطلاع احمد مسجدجامعی هم رسید” و انجام چنین اقدامی از سوی شهرداری تهران برای رئیس شورای شهر تهران نیز باور کردنی نبود.
به رغم اینکه احمد مسجدجامعی رئیس شورای شهر تهران قول پیگیری از شهرداری منطقه یک را داده است اما روزنامه شرق تاکید کرده است که “نگرانیها هنوز بر سر جای خود باقی است.”
به شهرداری اعتماد نداریم، شکایت می کنیم
علی خلاقی وکیل لیلی ریاحی روز شنبه سیزدهم اردیبهشت نیز تایید خبر تخلیه خانه سیمین دانشور توسط شهرداری تهران، به سایت خبرآنلاین گفت: “از شهرداری شکایت خواهیم کرد.”
همسر و وکیل دختر خوانده سیمین دانشجور با تاکید براینکه “از اسفند ۹۰ که سیمین دانشور به رحمت خدا رفت من و همسرم پایمان را به آن خانه نگذاشتهایم”، گفت: “خواهر خانم دانشور و همسرشان با بیرون کردن خدمتکار آن خانه، سوسن خانم، در آنجا ساکن شدند و در نتیجه آنها مسئول کلیه کتابها و اسنادی هستند که در آن خانه بود.”
به گفته علی خلاقی “تمام یادداشتهای جلال، نامههای این دو به هم و باقی نوشتههای خانم دانشور در این خانه بود. سیمین دانشور، بارها تکههایی از کتاب «کوه سرگردان» را برای همسر من خوانده بود و این کتاب وجود داشته است. ما مطمئنیم که این کتاب نه به وزارت ارشاد، رفته و نه به انتشارات خوارزمی.”
علی خلاقی همچنین گفت که “در این زمینه از این پس شهرداری و ویکتوریا دانشور را مسئول گم شدن اسناد و مدارک و دستنوشتهها میداند مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت و از این به بعد هر دوی اینها مسئولند، حتی اگر هر کدام تقصیر را به گردن یکدیگر بیندازند. من هر دوی آنها را متهم میکنم و هر دو باید پاسخگو باشند. تا به حال ماجرا فقط مربوط به تنفیذ وصیتنامه بود ولی از حالا ماجرا کیفری است چون شهرداری تهر ان و خانم ویکتوریا دانشور در مال غیر تصرف کردهاند و آن را فروختهاند. آن هم مالی که حکم دادگاه دارد” چرا که “حکم دادگاه مبنی بر محکومیت خانم ویکتوریا دانشور است و این که ایشان درخواست تجدیدنظر زده دلیل کافی برای معامله کردن خانه نیست.”
وکیل و همسر فرزندخوانده سشیمین دانشجو در خصوص گفته مدیر روابط عمومی شهرداری مبنی بر عدم اطلاع شهرداری از اختلاف وراث گفت: “شهرداری مگر مثل من و شماست؟ باید استعلام کند. این خانه، خانه یک آدم معمولی نبوده که شهرداری بگوید ما از وضعیت آن خبر نداشتیم و اشتباه کرده، آن را خریدیم.”
وکیل و همسر فرزندخوانده سیمین دانشور درعین حال خبر داده است که پیش از تخلیه خانه و بردن همه دست نوشته ها و آثار و وسایل موجود در خانه سیمین دانشجو و جلال آل احمد از سوی ماموران شهرداری، مسئولان شهرداری منطقه یک تهران به او وهده بازنگری در خرید این خانه را داده و حتی پیشنهاد کرده بودند که “دو میلیارد تومان از شهرداری بگیرد و خودش خانه سیمین را اداره کند و همراه با ویکتوریا دانشور اعضای هیات امنا را تشکیل دهند.”
علی خلاقی با تاکید بر “بی اعتمادی به شهرداری”، گفت: “من به ایشان گفتم هرگز این کار را نمی کنم و این خانه را نه به شهرداری، نه به هیچ نهاد دولتی دیگری واگذار نخواهیم کرد. چون به هیچ سازمان دولتی اعتماد ندارم و بلایی که سر مجمسههای پرویز تناولی و خانه علی شریعتی آمد از یادم نرفته است. من آن خانه را نمیفروشم و با این آدمها هم هیات امنا هم تشکیل نمیدهم. شما هنوز چیزی نشده خانه سیمین و جلال را تبدیل به خانه ادبیات کردهاید. شما که هنوز چیزی نشده اسم خانه را عوض می کنید چطور انتظار دارید به شما اعتماد کنم؟”
به گفته علی خلاقی وکیل و همسر فرزندخوانده سیمین دانشور در بعدازظهر همان روز( چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۳) که این صحبتها را با مسئولان شهرداری منطقه یک کرده، شهرداری خانه سیمین و جلال را تخلیه کرده است.
ویکتوریا دانشور پیش از فروش این خانه به شهرداری تهران در سال ۹۱ گفته بود: “من قصد دارم خانه را تعمیر کنم و براساس قانون آن را به میراث فرهنگی بدهم. قانون احترام دارد و ما هم میخواهیم این خانه حفظ شود و براساس وصیتی که سیمین کرده، بنیادی برای سیمین و جلال در آن خانه ایجاد شود” چرا که “خواهرم در زمان حیاتش به من سفارش کرد که خانه به میراث فرهنگی داده شود تا چراغ خانه روشن باشد، کسی نگهدار خانه باشد تا اسم او و جلال زنده باشد.”
او همچنین درباره کتابهایی که از سیمین و جلال در این خانه باقی مانده بود، گفته بود: “از طرف وزارت ارشاد، آقای حمیدی بهترین متخصصان خودشان را فرستادند و یک هفته این کتابها را شمارهگذاری کردند. این کتابها، کتابهای معمولی هستند که در هر کتابفروشی پیدا میشوند و کتاب خطی در میان آنها نیست، اما به هرحال این کتابها شمارهگذاری شدهاند و در اتاقی نگهداری میشوند که ما در این اتاق را بستهایم تا در این خانه بماند.”
