روی صحنه – پای منبر
زینب مسگر تهرانی
کانون زنان ایرانی
… و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کروکور روی آن نمی افتند (فرقان۷۳)
چندی پیش در جلسه ختم انعامی شرکت کردم، به نیت سالگرد مرگ سارای عزیزم. از این جلسات گریزانم همچون طفلی گریزپایی اما همیشه بهانه ای هست که خفتم را می گیرد و مرا ناگزیر می کند برای رفتن. نه تمامی که بخشی از آن را توهین به شعورم می دانم.
در مراسم و در میان قرائت قرآن، خانم جلسه ای قدرت را بدست می گرفت و افکارش را به قیمتی اندک در اختیار مایی می گذاشت که با قیمت گزاف – گذر زمان – آن را به گوش جان می سپردیم. در این میانه او به سخنرانی اکتفا نکرد و در خواست کاتب کرد برای نگارش سخنانش، گویی وحی است که بر زبانش جاری می شود و کاتبان برای حفظش قلم به دست می گیرند. او از میوه های بهشتی گفت. میوه هایی که بزرگتر از سیب و کوچکتر از انار است! او نسخه پیچ خوبی هم بود. فلان آیه برای خوش اخلاقی، آن یکی برای گشایش بخت. دیگری برای افزایش عشق میان زنان و شوهرانشان و … خلاصه نسخه پیچید و کاتبان نگاشتند و نگاشتند. او نسخه می پیچید و تاکید می کرد این حرف ها را همچون رازی در سینه نگه دارید تا مبادا در دین بدعتی گذاشته شود! فلان آیه را فلان بار بر آب بخوانید تا فرزندتان نماز بخواند. اما همه را درخفا. و کاتبان وحی مو به مو می نگاشتند…اما در خفا… و در پایان بعد از دیدن عکس سارای نازنینم، او گفت که سارای ما را دیده که گوشه ای از مجلس نشسته است و حالا که او را با عکسش تطبیق می دهد، به یقین رسیده است! آنجا بود که فهمیدم من به راستی در جرگه ی خواص بی بصیرت جایی دارم…
تشکیل یک اجتماع زنانه به دور از حضور مردان برای زنان فارغ شده از کارهای روزمره فرصتی را فراهم می کند تا مدتی هرچند کوتاه را دور هم جمع شوند و از محیط تکراری خانه با تمام مسولیت های ریز و درشتش فاصله بگیرند. هرچند در این نوع مجالس سخن گفتن یک طرفه است و حرف ها در مرحله رد شدن می مانند و بدون چون و چرا بلعیده و هضم می شوند و گفتگویی شکل نمی گیرد. اما، همین حضور داشتن در کنار همجنسان ، ایجاد احساس آرامش و همدلی، تجربه شرکت در مراسم معنوی و دست یافتن به راه حلی ساده برای گشایش یک مشکل از میان تل انبوهی از مسائل به جاى پذیرش مسولیت هاى تربیتى و آموزش هاى اخلاقى، فضا را برای مخاطبین خود خوب و خوشایند می سازد.
به گمانم قرار بوده است دین به عنوان نهاد معنی بخش در زندگی انسان نقش ایفا کند و راه آسمان را به روی انسان ها بگشاید. اما سالیان مدیدی است که دین رنگ و بوی زمینی به خود گرفته و فهم مردم از دین توسط مبلغان و مفسران دینی و بر اساس نوع فرهنگ و آداب و سنت در هر منطقه شکل گرفته است. فضایی که حضور کمرنگ آگاهی و عدم تمایل به اندیشدن،گوش سپردن و تقلید کردن نمایان می شود؛ در همین شرایط است که شکلی از دین با نام دین عامه پسند مجالی برای زایش و رشد و نمو می یابد. کارکرد دین عامه پسند، رشد و ارتقا سطح دانش و کیفیت زندگی افراد نیست بلکه پاسخ گویی به نیازهای افرادی است که از به ظاهر ساده ترین راه قرار است به رفع دغدغه ها و مشکلات روزمره شان بپردازند.

