نیلوفری، برای هشت بخشدار زن در خوزستان که حکمشان تعلیق شد
سروده سمنناز آرانی
«نیلوفری»
عاقبت ما از اینجا کوچ میکنیم
تا کی میتوانیم فرزندان بدون سر به دنیا بیاوریم؟
و تنمان را به حراج بگذاریم
وقتی که مرگ به نفسهامان فشار میآورد
تقصیر شما نیست آقایان!
ما خودمان را به زندگی زدیم
و خیال کردیم زنده میمانیم
شکمهاتان برآمده
و کودکان ما پشت به پشت شما باید بدهند
عاقبت ما از اینجا کوچ میکنیم
و آخرین قطرات زندگی را برمیداریم
– «همه به صف شوید!
امروز ۸ زن را می زنیم…»
و فردا
عاقبت ما از اینجا کوچ میکنیم
عاقبت آخرین نفسهایمان را برمیداریم
سکوت را کسی نمیشکند
– «مسکوت بگذارید!»
ما از شما توبه میکنیم
از بدنهای بی سرمان
و تنهای بی دست و پایمان
از کودکانی که پشت به پشت شما بدهند
از نفسهایمان که هنوز…
شما ریش دارید و ما هم
ریشه نداریم
چقدر شبیه هم شدهایم!
ما ریشههایمان را به رویاهایمان سپردیم
در مرداب تنها میتوان نیلوفر بود!
برگرفته از :
