من پروانه سما هستم، زنی از مزار شریف
کانون زنان ایرانی
من پروانه سما* هستم، لیسانس اقتصاد، از دانشگاه بلخ شهر مزار شریف فراغت حاصل کردم.
بلی پروانه بودم مانند پروانه بال و پر میزدم و بال پرم را عاشقانه با چرخش به گردهای فرزان و سوزنده سوختاندم و خود را ایثار کردم و اما پاداشت فداکاری و ایثار گری ام را بشکل بسیار درد ناک و تأسف بدست آوردم و بنابر فشارهای روحی و جسمی دچار عارضه شدم و با اضافه کردن یک نقطه از محرم به مجرم تبدیل شدم و بلاخره اینکه معلولم و به جرم معلولیتم در انزوا قرار داده شدم و شوهر ریا کار و بی مروت و نامردم ترکم نمود و رفت.
من ماندم و پرسه زدن در بحر تنهایی و از سو درد معلولیت. تنهایی و تاریکی اطراف مرا فرا گرفت و تمام دوستانم از من فاصله گرفتند و من مانند شاپرک چرمی شدم و در انزوا قرار گرفتم چار دیواری خانه برآیم دوست و همراز لحظات درد ناک و تنهاییام شده بودو می
دانستند که کوله باری پر از درد و اندوه را با خود شب و روز حمل میکردم. و اما بعد از چند سال انزوا سعی کردم با ارادهام از انزوا بیرون آمده و نشان دهم که معلولین هم حق دارند. روزهای دشوار را به یاد دارم روزهایی دشوار که با سوانح خود سراغ ادارههای زیاد رفتم و در جستجوی شغل مناسب، دروازههای دفاتر زیادی را کوبیدم اما تلاشم نتیجه نداشت به هر جای که رفتم جز کوله بار از پاسخهای منفی و غیر منطقی، چیز دیگر را به خانه با خود نیاوردم. از طریق انترنت با حقوق دان کشور ایران معرفی شدم او کمکم کرد تا مقالاتم در ماهنامه فرهنگی و اجتماعی پیک توانایی کشور ایران به چاپ برسد، و فعلاً هم با من همکاری دارند. با مشاورههای دوست و استاد ایرانی برایم مفید واقع شد. تلاش کردم بیشتر داخل جامعه باشم در تمام دادخواهیها دفاع از حقوق زنان کودکان و معلولین اشتراک میکردم. وقتی در جامعه داخل شدم دوستان خبرنگار معرفی شدم چندین مصاحبههای راجع به زنان و معلولین در رسانههای بین المللی و محلی داشتم.
به مرور زمان با ریس دفتر کمیته سوئد آشنا شدم او برآیم وعده داد که شامل کار شوم از طرف دفتر کمیته سوئد طی یک رقابت آزاد از جمع ۱۰ معلم خوشبختانه من توانستم به حیث معلم سواد آموزی کمیته سوئد انتخاب شوم.
داخل جامعه که شدم چالشها و مشکلات بیشتر سر راهم آمد. حتا میشنیدم مردم میگفتند: تو را چی مانده بیرون آمدن. برو در خانه آرام بنشین. وقتی در محافل عروسی از دوستانم دعوت میشدم عمداً میرفتم تا برخورد مردم را ببینم. هر کدام از من نفرت میکردند و برایش شان حضور من سخت و ننگ محفل میدانستند. این مشکلات و چالشها باعث شد انجمن بسازم. به عنوان خانم تحصیل کرده معلول راه را برای دیگر زنان معلول باز کنم: خانمهایی که به جرم معلول بودن در خانههایشان زندانی هستند و مایه ننگ و عار خانوادهشان پنداشته میشوند.
در این اواخر خوشبختانه صفحه فیس بوکی را ایجاد کردیم که به نام انجمن دوستی زنان افغانستان و ایران است.
هدف از ایجاد این صفحه : ایران و افغانستان با داشتن وجوهات مشترک در زمینه فرهنگ و زبان و نوشتاری پس از مطالعات بیش از یک سال در این زمینه وجود یک انجمن دوستی را بین زنان این دو کشور ضروری احساس کرده تا تعامل بیشتری در فیس بوک ایجاد کنیم. زنان ایران حدود ۱۰۰ سال است برای برابری و عدالت جنسیتی فعال و پیشگام هستند. علیرغم محدودیتها دارای تجربیات غنی و زنان بر جسته در داخل و خارج از کشور هستند. بنابراین مبادله در زمینه مشکلات و دردها محدودیتها و باز دارندگیها از یک طرف و اشنایی بیشتر در حوزه اجتماعی. فرهنگی و اقتصادی و مدنی و سیاسی گام مهمی در ایجاد امنیت اجتماعی و توانمندی و شیوهها و راهکارهای همزیستی خواهد بود. زنان ایرانی خصوصاً طی ۵۰ سال اخیر توانستند پاگاه های اجتماعی مهمی در جامعه کسب کنند تعداد متخصصین زیاد و تأسیس صدها ان.جی.او(NGO
)
در زمینههای مختلف و متنوع الگوی بسیار مفیدی برای زنان افغان خواهد بود زنان ایران هم چون زنان افغان شایسته سالاری و برابری جنسیتی و آزادی را الویت قرار داده و پیگیرانه در این زمینه فعالاند بنابراین ما زنان افغان که سالهاست برای حقوق برابر و عدالت اجتماعی و جنسیتی مبارزه میکنیم خواهیم توانست با تأسیس انجمن دوستی اتحاد منطقه ای را اغاز تا زمینه را برای سایر کشورها اماده کنیم. در این راستا راهنمای عمل ما کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیضات علیه زنان و کار پایه عملی آن خواهد بود. عدالت جنسیتی و رفع خشونت خانگی و از بین بردن ازدواج اجباری و سنین پایین. محو نگرش پدر سالاری و مرد سالاری و مشارکت اقتصادی و سیاسی به عنوان مکانیزم مهم در کسب پایگاه اجتماعی خواست زنان هردو کشور است آسیبهای اجتماعی هم در افغانستان و هم در بین زنان معضلی مهمی به شمار میرود اشتغال و حق انتخاب در تعلقات خصوصی برای زنان بسیار مهم است. باید در زمینه طلاق حق برابری برای زنان در قانون قائل شد و از زنان بی سرپرست و خود سرپرست حمایت نمود. که یکی از خواستههای مشترک ما زنان است. و در نهایت دوستی و صلح و همزیستی یکی دیگر از خواستههای زنان ایران و افغانستان است.
*رییس زنان دارای معلولیت در مزارشریفِ افغانستان


