هیچ دختری، بدون «چیغ» به ‌خانه بخت نمی‌رود

نگاهی به صنایع دستی عشایر کردستان و کرمانشاه

در روزگاری نه‌چندان دور، صنایع دستی روستایی و عشایری ایران، که هم‌اکنون شهرهء خاص و عام است، حتی به بازارهای خارج از کشور نیز راه یافته و از شکل صنعتی خانگی به صورت هنر- صنعتی تکامل یافته درآمده و سهمی تعیین‌کننده را در درآمد خانوارهای روستایی و عشایری به خود اختصاص داده و نماد زندگی ساده دست‌اندرکارانش محسوب می‌شد. گبه و گلیم دختر ایلیاتی کفپوش بنه بختش بود، فضای داخلی چادر به وسیلهء چیغ به چند قسمت تقسیم می‌شد.

امروز هم، با وجود ماشینی‌شدن زندگی، هنوز بافت سنتی زندگی خانوادگی در اغلب جوامع روستایی و عشایری، فرق چندانی با گذشته نکرده و به موازات آن‌که بسیاری از مظاهر زندگی مدرن، حتی به سیاه‌چادرهای عشایری راه یافته و گبه و گلیم زینت‌بخش خانه‌های مدرن شهری شده، هنوز روستاییان و عشایر، قسمت اعظم مایحتاج خانوادهء خود و دیگر خانواده‌های محل اقامتشان را شخصا و با استفاده از مواد و مصالحی که طبیعت در اختیارشان گذاشته، به کمک ابزاری ساده و با بهره‌گیری از فرهنگ و فولکلور منطقه تولید می‌کنند و خوشبختانه اصالت و آوازهء فرآورده‌های بومی و سنتی، که فرمول تولیدش را این قشر از جمعیت کشور در اختیار دارند، باعث شده تا محصولات دست‌ساز، از پیلهء خودمصرفی بیرون بیاید و نقش عاملی انتفاعی را به خود بگیرد و مکمل اقتصاد خانوارهای تولید‌کننده شود.

هنری ناشناخته

در میان انواع متعدد صنایع دستی کشور، که شهرنشینان کم و بیش اغلب آن‌ها را می‌شناسند، یک محصول نیز هست که با وجود قدمت تولید و کاربردهای متعددش، هنوز چنانکه باید و شاید شناسانده نشده است. در حالی‌که آشنایی با آن، ضمن برطرف ساختن برخی از نیازهای مصرفی ساکنان مناطق شهری، می‌تواند عامل ایجاد اشتغال و در آمد برای زنان و دختران خانه‌دار محسوب شود و با افزودن به میزان درآمد خانواده‌های روستایی و عشایری، از مهاجرت‌های دایمی پیشگیری کند.

این محصول که در نقاط مختلف کشور با عناوین چیق، چیغ یا چیخ از آن یاد می‌شود و شهرنشین‌ها بیش‌تر از آن با عنوان «پاراوان» یاد می‌کنند، محصولی ساده و بدوی است، که با مواد اولیه‌ای بسیار ارزان قیمت ساخته می‌شود، منتها صبر و هنر زنان و آرایه‌های اصیلی که بر آن نقش می‌بندد، ارزش افزودهء بسیار زیادی به آن می‌بخشد.

تاریخچهء چیغ‌بافی

چیغ که عبارت از حصیری به پهنای تقریبی ۱۵۰ سانتی‌متر است و روی آن نقش‌های متفاوتی به وسیلهء نخ‌های رنگارنگ پشمی ایجاد می‌‌شود و تولید آن در جوامع عشایر‌نشین و حتی بسیاری از نقاط روستایی مناطق مختلف کشور جریان دارد، مثل اغلب دیگر رشته‌های صنایع‌ دستی در طول سده‌ها و سال‌های متمادی شکل گرفته و به ‌تکامل رسیده و با صراحت نمی‌توان تاریخی دقیق برای ابداع و پیدایی آن تعیین کرد، اما چون از نظر ساختار در گروه حصیربافی قرار می‌گیرد، می‌توان تصور کرد شعبه‌ای از هنر حصیربافی است که برحسب ضرورت‌های مناطق تولید و به ‌پشتوانه ذوق تولید‌کنندگان، تدریجا از حصیربافی فاصله گرفته و به ‌صورت هنری مستقل درآمده است.

بافت چیغ، که هم‌اکنون بیش‌تر عشایر منطقه غرب کشور و خصوصا کرمانشاه به آن اشتغال دارند، هنری خانگی و صرفا زنانه است که زنان خانه‌دار، به ‌طور فصلی و در ساعات فراغت از سایر امور خانه‌داری به آن می‌پردازند.

چیغ، در زندگی عشایری، بیش‌تر برای حفاظت اطراف سیاه چادرها به کار می‌رود و گاه نیز زنان ایلیاتی از آن برای جداسازی قسمت داخلی چادر از یکدیگر و تقسیم چادر به چند فضای مستقل بهره می‌گیرند و در زندگی شهری، ضمن آن‌که وسیله‌ای برای ساخت پاراوان محسوب می‌شود، به عنوان دیوارکوب و پرده نیز در خانه‌هایی که صاحبانش علاقه‌مند به استفاده از دکوراسیون ایرانی هستند، کاربرد دارد.

طرز تهیهء چیغ

مهم‌ترین ماده اولیه چیغ‌بافی، نوعی نی مردابی است که حالتی تو خالی دارد و پس از تهیه از اطراف رود‌خانه‌ها یا مرداب‌ها، آن را با ابزار دست‌سازی شبیه کارد، می‌ترکانند و از طول به چهار قسمت تقسیم می‌کنند. به طوری‌که پهنای هر قسمت نزدیک به یک سانتی‌متر می‌شود. بعد از نخ پشمی ریسیده و رنگرزی شده‌ای که گاه نیز آمیخته با موی بز است، برای بافت بهره می‌گیرند.

بافندگان، که معمولا کار ریسندگی را نیز خودشان انجام می‌دهند، پشم حاصل از دام‌هایشان را با ابزار دستی ساده‌ای ریسیده و با استفاده از مواد رنگداری که از طبیعت منطقه به دست می‌آید، رنگرزی می‌کنند و سپس، در مرحلهء تولید، بر اساس نقوشی ذهنی، که بیش‌تر عبارت از نقوش هندسی شیر، آهو، گوزن و… است، ابتدا نخ‌های پشمی و رنگین را بر روی قسمت‌هایی از هر نی‌که به طور معمول ۵/۱ سانتی‌متر عرض دارد، می‌پیچند و پس از انجام این مرحله، کاری را که بی‌شباهت به بافت حصیر پنجره نیست، شروع می‌کنند و حدود ۳۲ عدد نی را به هم می‌بافند و حصیر کوچکی به وجود می‌آورند که «دسته» نامیده می‌شود و سپس، شش دسته را دوباره به هم می‌بافند و در نهایت محصولی می‌سازند که سه متر طول و ۵/۱ متر عرض دارد و در آن، نخ‌های رنگینی که روی نی‌ها پیچیده شده، طوری کنار هم قرار می‌گیرد، که نقشی بدوی، اما در عین حال چشم‌نواز و زیبا را به نمایش می‌گذارد.

ویژگی‌های چیغ

اغلب بافندگان می‌گویند از وقتی خودشان را شناخته‌اند، بافت و استفاده از چیغ در مناطق عشایری رایج بوده و به همین اعتبار، محققان صنایع دستی، قدمتی به اندازهء قدمت زندگی کوچ‌نشینی برای آن قایلند.

طرح‌ها، رنگ‌ها و زیبایی‌های چیغ، به نوعی نشان‌دهندهء سلیقهء زن کوچ‌نشین در نمایش روحیات و خواسته‌هایش محسوب می‌شود و با گشت و گذاری در میان سیاه چادرهای عشایر یک منطقه، با دقت در نقش و رنگ چیغ‌های اطراف هر چادر، به خوبی می‌توان احساس بانوی آن چادر را درک کرد.

دختران ایلیاتی، که مانند مادران و مادربزرگ‌های خود در دامان طبیعت به دنیا آمده و از بدو تولد با مهربانی‌ها و نامهربانی‌های طبیعت آشنایی دارند، به طور معمول، از سنین خردسالی و همزمان با فراگیری اصول خانه‌داری و آشنایی با بافت قالی، گلیم، جاجیم، گبه، انواع رودوزی و… با بافت چیغ نیز آشنا می‌شوند.

دختران ایلیاتی، بر حسب قانونی نانوشته، قسمت اعظم جهیزیه‌ای را که باید به خانهء بخت ببرند، خودشان تولید می‌کنند و در میان آنچه جهیزیهء آنان را تشکیل می‌دهد و بیش‌تر عبارت از چند تخته قالی و گلیم، چند تخته نمد، چند پشتی و… است، حتما چند تکه چیغ نیز دیده می‌شود. زیرا در زندگی عشایری، اهمیت چیغ اگر بیش‌تر از سایر ملزومات زندگی نباشد، کم‌تر از آن هم نیست و از این رو، اغلب دختران ایلیاتی، وقتی در آستانهء ازدواج قرار می‌گیرند با بافتن چیغ، آخرین تکه‌های وسایل لازم برای زندگی مشترکشان را آماده می‌کنند. چیغ نو‌عروسان، غالبا از رنگ‌های تند و شاد و طرح‌های آرمانی آنان برخوردار است.

چیغ در اطراف چادرهای عشایری، به صورت یک حصار نصب می‌شود و بزرگ‌ترین خاصیتش این است که جلوی تابش مستقیم آفتاب به چادر را می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد گرمای آفتاب به داخل چادر نفوذ کند. به اضافه این‌که در ساعاتی از روز و همچنین شب‌ها، وقتی لبه‌های چادر را بالا می‌زنند تا هوای خنک به داخل بیاید، چیغ ضمن آن‌که مانع ‌دیده شدن درون‌ چادر از ‌بیرون‌می‌شود، هوای خنک را از لابه‌لای خود عبور می‌دهد و ضمنا‌جلوی ورود گرد ‌و ‌غبار ‌‌ناشی‌از باد و عبور حیوانات را می‌گیرد.

ابزار و وسایل‌مورد استفاده‌ در چیغ‌بافی‌از چند وسیله ساده‌و ‌ابتدایی‌نظیر داس، انواع کارد، سوهان، درفش‌، قیچی، سوزن‌و… تجاوز نمی‌کند و آنچه بیش‌تر به محصولات تولیدی زنان ارزش و اهمیت ‌می‌بخشد، مهارت‌و ذوق‌بافندگان است‌. به اضافه این‌که زنان ایلیاتی با پرداختن به تولید این محصول و انواع دیگر صنایعی که ساخت آن‌ها بین عشایر رواج دارد، ضمن پر کردن مفید ساعات فراغت خود، از مواد اولیه‌ای که طبیعت به قیمت ارزان و حتی گاهی به طور رایگان در اختیارشان گذاشته، برای ساخت محصولاتی که در زندگی‌شان جنبه‌های مصرفی قوی دارد، استفاده می‌کنند و فروش تولیدات مازاد بر نیاز خانوادگی یا منطقه‌ای، یکی از راه‌های کسب درآمد برای خانوار روستایی یا عشایری محسوب می‌شود.

با این‌همه، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های رشته‌هایی مانند چیغ‌بافی حفظ و تقویت روحیهء تعاون و همکاری بین زنان ایلیاتی است. به این نحو که چون پرداختن به چنین صنعتی، همکاری چند نفر را در آن واحد می‌طلبد، به طور معمول، وقتی زن یا دختری قصد بافت چیغ را داشته باشد، عده دیگری از زنان و دختران خانوار یا طایفه به کمکش می‌روند و در ترکاندن نی‌ها، نخ‌پیچی نی‌ها و بافت به او کمک می‌کنند و در نتیجه، محصولی که بافت آن ممکن است مثلا پنج، شش روز طول بکشد، در یک روز به پایان می‌رسد.

منابع و مآخذ مورد استناد:

۱- هنرهای بومی در صنایع دستی باختران.

۲- روزنامهء ایران، شمارهء ۲۰۵۷، پنجشنبه اول تیرماه ۱۳۸۵

۳- سیری در صنایع دستی ایران، تالیف جی. گلاک – سومی هیراموتو گلاک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.