گوشتی از جنس همین گوشتِ زمین*/کارگران معدن طبس
در سوگ کارگران جانباخته در معدن طبس
برگردان: سپیده جدیری
این ترجمه تقدیم میشود به یاد کارگرانی که پیکر بیجانشان از معدن طبس استخراج شد.
آه، رخشندگیهای مهراَفزا!
آه، مخزنهای بکرِ نور!
آنان که نه مُبدّعِ باروت بودند و نه محدودهها
نه بخار را به فرمان خود درآوردهاند و نه برق
حتی در دریا و آسمان هم گشت و گذاری نکردهاند
با این وجود، زمین، بدون آنها زمین نمیبود
حتی گاه که رو به بیابان شدن میگذارد، زائدههایش سربهراهتر میشوند
چونان انبار غلهای که بیش از همه، زمین روی زمین میشکوفانَد و میبالانَد
سیاهیِ من نه از جنس سنگ، که ناشنواییست مقابل هیاهوی روز
سیاهیِ من پَردهاَشکی مُرده بر دیدگان مُردهی زمین نخواهد بود
سیاهیِ من نه از جنس برج و باروست و نه کلیساها
سیاهیِ من در ماهیچههای سُرخِ خاک فرو میرود
و در پوستِ سوزانِ آسمان
سیاهیِ من از خِلالِ رسوبات تیرهی زمین، که زیر بار شکیباییِ مصلحتاندیشانهاش کمر خم کرده است، حفر میکند و پیش میرانَد.
به افتخار درختِ پُرشکوه بالنگ، هورا!
به افتخار آنانی که هیچ چیزی ابداع نکردهاند، هورا!
به افتخار آنانی که به گشت و گذاری هم نرفتهاند
و آنانی که بر هیچ چیز سلطه نداشتهاند
بلکه دیوانهوار به جوهرِ هر چیز سرسپردهاند
دیدگان به روی سطوح، بسته اما به جُنب و جوشها دلسپردهاند
دغدغهای ندارند برای سلطه بر دیگران، اما مسلطند به بازی جهان
پسران بزرگتر و راستینِ زمین
نافذ به تمام نَفَسهایش
که برادرانه به تمام نَفَسها جهت میدهند
بسترِ دریاچهای عمیق برای تمام آبهای زمین
جرقهای از آتش مقدسِ زمین
گوشتی از جنس همین گوشتِ زمین،
تپشی از جنس همین جنبشِ زمین،
پگاهی گرم به ارزشهای اجدادیِ انسان.
*برگرفته از «یادداشتهایی در بازگشت به سرزمین مادری»، امه سزر، انتشارات دانشگاه دوک آمریکا.
توضیح: نسخهی اصلی این اثر که در سال ۱۹۳۹منتشر شده، نقطه عطفی در شعر مدرن فرانسه و از متون بنیادی جنبش سیاهپوستان در آن کشور به شمار میرود.
کانون زنان ایرانی، جان باختن ۵۲ کارگر معدن طبس را به همکاران، آشنایان و بازماندگانشان تسلیت میگوید.

