در نخ نمای خاطره های من

“در نخ نمای خاطره های من” نام مجموعه اشعار جمیله منوری است که در رشت زندگی می کند.او در پیشگفتار کتاب خود نوشته است:

شعر میراثی است که پدر و مادرم در من به یادگار گذاشتند. میراثی که آن را در عنفوان کودکی و بعد در دوران دبیرستان و زنگ های انشاء باز یافتم و جان بخشیدم . میراثی که حتی ازدواج در سنین پایین و تغییر مسیر زندگی و جدایی موقتی از دنیای شعر هم نتوانست آن را از من دور سازد.

نوشته های این دفتر سروده های از سال ۷۶ به بعد جمیله منوری است که به قول خودش شاید علت رویکرد مجدد او به شعر از این سال به بعد” استخوان سوزیی بود که با مرگ پدرش در او به وجود آمد.

خودش می گوید:سروده هایی که حاصل مداومت حضور در جلسه های انجمن شعر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رشت و حوزه هنری گیلان و سایر مکانهای فرهنگی و استفاده از تجربیات بزرگان این عرصه است.

آنچه سروده ام ، چه شعر باشد و یا نباشد حاصل حس درد های اجتماعی خصوصا درد های زنان جامعه ای است که خود در بطن آن قرار دارم. حاصل جغرافیای خیال انگیز شمال ، باران های بی وقفه و بودن در کنار بوی برنج و عطر چای و حاصل بودن در کنار جوانانی که به آن ها عشق می ورزم و بودن در کنارشان را جزء ساعات از دست رفته عمرم نمی دانم.

در چشم های منتظرم انگار، هر روز برق شرجی باران است

در نخ نمای خاطره های من ، یک رد پای محو نمایان است

یک رد پا به حکم حضور او ، بر سنگ فرش خاکی ذهن من

جا مانده توی کوچه احساسم، آن کوچه ای که سمت خیابان است

دیروز را بدون تو سر کردم، خسته، کسالت آور و سر گردان

امروز هم شبیه همان دیروز ، تنها، گرفته ،مرده و بی جان است

چشمم به راه آمدن فردا است، آن لحظه ای که باز تو برگردی

جانی به روح خسته من بخشی ، روحی که بی تو بی سر و سامان است.

این کتاب توسط نشر گپ روانه بازار شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.