زنان در بازار کار ایران
نیازهای فردی و خانوادگی زنان ایران برای حضور در بازار کار و نیازهای اجتماعی به این حضور، موضوع اصلی کتاب «زنان در بازار کار ایران» است. در این کتاب ابتدا نمونهای از تئوریهای جهانی مربوط به مشارکت زنان در بازار کار مورد بررسی قرار میگیرد و سپس به عناصر سازنده و بازدارندهء مشارکت زنان در بازار کار ایران اشاره میشود.
در فصل اول این کتاب تئوریهای نابرابری جنسیتی در بازار کار و عوامل موثر بر این نابرابری مطرح میشود. مواردی چون ساعت و محل کار برای زنان با وظایف دوگانهء آنها و این که بعضی کارفرمایان به دلیل مرخصی زایمان تمایلی به استخدام زنان ندارند.
در ادامه به نقش سندیکاهای کارگری در رفع یا تشدید این نابرابریها اشاره شده و این که زنان در کشورهای در حال توسعه کمتر در سازمانهای کارگری حضور دارند و کمتر در آن به پستهای بالا میرسند. از طرف دیگر طرز تلقی و رفتار کارفرما نیز دسترسی زنان را به اشتغال محدود کرده است چرا که کارفرمایان معتقدند که زنان به دلیل مسوولیتهای خانوادگی بیشتر از کار غیبت میکنند نگرانی از بارداری کارگران زن از عوامل دیگر است. همچنین کارفرمایان معتقدند که تنها برخی مشاغل برای زنان مناسب هستند، مانند کمکهای پزشکی، ماشیننویسی، منشیگری، تهیهء غذا، دوخت پوشاک، پاسخ به تلفن و مغازه داری.
در ادامهء همین فصل برخی دلایل نامناسب بودن زنان از دیدگاه کارفرمایان برای بعضی مشاغل مطرح شده است از جمله این دلایل نداشتن قدرت جسمی و ناتوانی در نظارت و سرپرستی است. اما کارفرمایان در بعضی مشاغل زنان را مناسبتر میدانند آن هم به دلیل این که به زنان دستمزد کمتری داده میشود و زنان سربهراه ترند، همچنین جاذبهء زنانه در مشاغلی چون کار در رستوران و هتلسبب جلب مشتری میشود.
آموزش و پرورش رسمی در کشورها و متفاوت بودن نوع آموزشها به زنان و مردان از موارد دیگری است که مطرح شده است. به طوری که زنان بیشتر مهارتهای خانهداری، خیاطی و آرایشگری را به عنوان آموزشهای فنی مقدماتی میآموزند.
محدودیتهای فرهنگی در مورد زنان و انزوای زنان به دلیل محدود کردن ارتباط آنها از موارد دیگری است که در کتاب مطرح شده است به علاوه این که جداسازی محل کار برای استخدام زنان هزینههایی را به کارفرما تحمیل میکند.
فصل دوم کتاب به بررسی وضعیت زنان در بازار کار ایران در دوران قبل و بعد از انقلاب میپردازد. در ابتدا ویژگیهای اشتغال زنان در سالهای ۳۵ تا ۵۵ بررسی میشود و این که زنان در این دوره بیشتر به سمت مشاغلی چون معلمی، کارهای اداری و پرستاری روی آوردند. در این دوره نسبت شرکت زنان در فعالیتهای اقتصادی کشور کم و تنوع مشاغل زنان بسیار محدود بود و زنان بیشتر در مشاغلی چون ریسندگی و بافندگی مشغول بودند و پس از آن به ترتیب در کشاورزی، دامداری، خدمات خانگی، معلمی، دوزندگی، تولید مواد غذایی، امور دفتری، منشیگری و امور بهداشتی مشغول به کار بودند.
از بررسیهای دیگر این که در سال ۵۵ تنها ۳۱ درصد زنان ۱۰ ساله و بالاتر سواد داشتند و این مانعی برای دسترسی زنان به بسیاری مشاغل بود.
در ادامهء فصل دوم وضعیت امروز زنان مورد بررسی قرار میگیرد. براساس بررسیهای انجام شده تاثیر تبلیغات گسترده به نقشهای غیراقتصادی زنان طی سالهای ۵۵ تا ۶۵، درصد اشتغال زنان را از ۸/۱۳ درصد به ۹/۸ درصد رساند. آن هم در محدودهء شغلیای که از سه، چهار شکل فراتر نمیرود. از جمله معلمی، مشاغل بهداشتی که همان ادامهء نقشهای مادرانه از خانه به اجتماع است.
دستهبندی موانع اشتغال از بخشهای دیگر این کتاب است. از جمله عدم کفایت مرخصی زایمان و این که در قوانین، پرداخت نفقه برعهدهء مرد است. همچنین بعضی مشاغل از جمله قضاوت و کار آتشنشانی به دلیل منع شرعی یا ارزشهای اعتقادی و خشن بودن کار از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای زنان نامناسب دانسته شده است. در حالی که نقدهایی هم در این زمینه وجود دارد. در ادامهء این کتاب موانع عمدهء فرهنگی برای اشتغال زنان ارایه شدهاند. از جمله این که زنان خود را دستکم میگیرند، در جامعه احساس نقش نمیکنند و این که اعتماد به نفس یک دختر دیپلمه از یک پسر دیپلمه بسیار کمتر است. در فصل سوم این کتاب نیز وضعیت زنان روستایی، لزوم سیاستهای تامین اجتماعی از زنان خانهدار و عدم الحاق ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان مطرح شده است. کتاب «زنان در بازار کار ایران» نوشتهء مهرانگیز کار در سال ۸۴ توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در ۱۵۰۰ شماره به چاپ سوم رسیده است.
