مادرم میگویدشبیه مکانیکها شدهام
در میان مدیران نمایندگیهای فروش و خدمات پس از فروش محصولات یک خودروسازی معروف در سراسر کشور تنها نام یک مدیر زن به چشم میخورد و او مریم رحیم زارعی، مدیر ۳۲ سالهای است که مدیریت یک واحد فروش خودرو را در ارومیه به عهده دارد.
این مدیر جوان در سال ۸۱ همراه با پدرش وارد این حرفه شد، اما از سه سال پیش پس از فوت پدر، او به تنهایی این نمایندگی را اداره میکند. او علاوه بر ادارهء نمایشگاهدر یک فضای ۱۴۰ متری، بر بخشهای صافکاری، نقاشی، برقکاری و کارهای مربوط به جلوبندی و تنظیم موتور نیز نظارت میکند و از روی علاقهای که به کارهای فنی دارد گاه پیش آمده که به خاطر شلوغ بودن تعمیرگاه خود وارد عمل شده و در تعویض کمکفنر و کارهای دیگر به یاری کارشناس فنی میآید. بعضی وقتها هم در بخش صافکاری به مشتریان مشورت داده و با این کار کارمندان بخش فنی را ذوقزده میکند.
زارعی میگوید: «کارمندانم میگویند شما دست نزنید ما خودمان کار را انجام میدهیم به آنها میگویم مگر اشکالی دارد و آنها به شوخی میگویند اگر همهء کارهای فنی را یاد بگیری ممکن است دیگر به ما احتیاجی نداشته باشی و ما را اخراج کنی!» با این حال کارمندانش معمولا از این موضوع استقبال میکنند و وقتی متوجه میشوند که مدیر آنها از مسایل فنی کار هم با خبر است احساس بهتری پیدا میکنند.زارعی که دورههایی را هم برای تنظیم موتور، میزان فرمان و کار با دستگاه شارژ گاز کولر دیده است، میگوید: «در کلاسهای هفت نفره تنها شرکتکنندهء زن بودم، اما به خاطر علاقهای که داشتم کار را سریع یاد میگرفتم طوری که مربی تعجب میکرد.»اما او پس از فوت پدرش سختترین دوران کاریاش را سپری کرد: «پیش از فوت پدرم، مدیریت کارها در ارومیه با او بود و من هم در تهران امور مربوط به درخواست لوازم یدکی و قطعات، رسیدگی به فاکتورها، چکها، سندها و بیمههای خودرو را انجام میدادم، اما پس از فوت پدرم مدیریت نمایندگی در ارومیه را خود به عهده گرفتم. متاسفانه پس از فوت پدر، شرکت خودروسازی دیگر سندی را که در رهن این شرکت گذاشته بودیم قبول نکرد و باید سند دیگری به ارزش ۲۲۰ میلیون تومان تهیه میکردم تا نمایندگی فروش لغو نشود.»
یک سال و نیم طول کشید تا او توانست این سند را تهیه کند و در این مدت نمایندگی، مجاز به فروش خودرو نبود.
زارعی میگوید: «همه فکر میکردند نمایندگیای که در چنین مدت طولانیای فروش نداشته باشد بسته خواهد شد چون نمیتواند حقوق کارگران را بپردازد یا به تعهداتش عمل کند.»
زارعی در حالی که دیگر از حمایت پدر برخوردار نبود احساس میکرد که به زمین خورده و کسی نیست که برای دوباره ایستادن به او کمک کند: «شبها تا صبح بیدار بودم و به این فکر میکردم که چطور باید چکها را پاس کنم. حقوق کارگران را چگونه باید تامین کنم تا احساس نکنند شرکت در حال ورشکستشدن است. به همین خاطر قطعات را با سود کمتری میفروختم تا بتوانم مشتریان بیشتری را جذب کنم و بالاخره توانستم این دوران را سپری کنم.»نمایندگی او اکنون ۵۰ دستگاه خودرو در هر ماه میفروشد هر چند که پس از سهمیهبندی بنزین و کاهش خرید از سوی مشتریان، اکنون این رقم به ۳۰دستگاه در ماه رسیده است.
مشتریان از اینکه یک زن مدیریت این نمایندگی را به عهده دارد معمولا متعجب میشوند و بیشتر اوقات او را با کارشناس فنی یا مسوول پذیرش اشتباه میگیرند.
او میگوید:«گاهی اوقات که در تعمیرگاه هستم مشتری از من سوال میکند که شما چه کاره هستید که تا وقتی بالای سر کارمندان ایستادهاید کار را مرتبتر انجام میدهند و وقتی خود را معرفی میکنم ، میگویند مگر یک زن میتواند یک نمایندگی را اداره کند.»
زارعی که به تنهایی نمایشگاه را اداره میکند معتقد است که بیشتر نمایندگیها توسط دو یا سه شریک اداره میشود: «کارهایم آنقدر زیادی است که آرزو میکنم کاش شبانهروز بیشتر از ۲۴ ساعت بود و میتوانستم تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی در رشتهء مدیریت صنعتی ادامه بدهم.»زارعی همچنین معتقد است که در این حرفه گاه پیشرفت کار به صمیمیشدن افراد بستگی پیدا میکند و از آنجا که مردان با یکدیگر راحتتر هستند، کار آنها سریعتر پیش میرود.
اما زارعی از برخورد برخی از مشتریان ناراضی به نظر میرسد: «بعضی وقتها قطعه دیر به نمایندگی میرسد و مشتری با اینکه نبود قطعه را در نمایندگیهای دیگر میپذیرد، اما در نمایندگی ما شاید وقتی میبیند که مدیر یک زن است، داد و بیداد راه میاندازد، اما بعضی از مشتریان هم حتی اگر قطعهای را نداشته باشیم میگویند منتظر میمانیم تا قطعه را از شما بخریم.»
او میگوید: «به کارهای سخت عادت کردهام و گاهی فکر میکنم رفتارهای مردانه پیدا کردهام چرا که بعضی وقتها همانطور که با کارگران محکم صحبت میکنم در خانه با مادر و خواهرم هم همانطور رفتار میکنم و گاهی که سختگیریهای بیشتری میکنم یا صدایم را بلند میکنم مادرم به من میگوید رفتارت شبیه مکانیکها شده است.»
www.sarmayeh.net
