کارکردن برای زن یک الزام است
ساده است. بدون آرایش. روسری سیاهش دالبرهایی در حاشیه دارد. جلوی مانتواش طرحی سنتی کار شده است. در چشمهایش ملغمهای میبینی از صمیمیت و عجله. شاید عجله برای انجام انبوه کارها. از صدایش مسنتر است و از سنش جوانتر.
میگوید همیشه نیمهء پر لیوان را میبیند. کتایون شهابی، ۴۱ ساله، دکترای ادبیات فرانسه و مدیرعامل اولین شرکت خصوصی ایرانی که به طور تخصصی در زمینهء عرضه و فروش فیلمهای ایرانی به خارج از کشور کار میکند. این شرکت از سال ۱۳۸۰ شروع به فعالیت کرده است.
«در واقع کارمان صادرات فیلم است.» این جملهای است که کتایون شهابی، مدیر عامل این شرکت به وسیله آن کارش را شرح میدهد. او اضافه میکند: «کار تولید در زمینهء مستند هم انجام میدهیم، اما خیلی کم. کار اصلیمان فروش فیلمهای سینمایی، کوتاه و مستند ایرانی به کشورهای خارجی است.»
شهابی ۲۰ سال سابقه کار در زمینه عرضهء فیلمهای ایرانی به خارج از کشور داشته است: «شش سال در بنیاد سینمایی فارابی وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت داشتم. بعد هم در رسانهء بینالمللی سیما متعلق به صدا و سیما مشغول شدم.
در آنجا تمام تولیدات صدا و سیما در اختیار ما بود; سریالهای تلویزیونی، فیلمهای کوتاه و بلند، تک برنامهها. به علاوه اینکه چون بخش خصوصی هم سهامدار این شرکت بود، فیلمهای بخش خصوصی را هم برای عرضه در دست داشتیم.»
او توضیح میدهد «سیما» نیمهخصوصی تاسیس شده بود تا از امکانات دولتی بودن همزمان با امکانات خصوصی بودن بهره ببرد و میگوید: «ترفند خیلی خوبی برای فعالیت بود.» با این همه به اعتقاد او ماهیت کار عرضهء فیلم در بازارهای جهانی خصوصی است: «اصلا انجامش در جای دولتی امکانپذیر نیست به این علت که سرعت، نحوهء تصمیمگیریها و ماهیت تخصصی کار به سیستم مدیریتی دولتی نمیخورد.» بنابراین وقتی صدا و سیما به خرید کل سهامهای خصوصی و کاملا دولتی کردن رسانه بینالمللی سیما تصمیم گرفت، کتایون شهابی بعد از سالها کار از آن جدا شد: «از بدو تاسیس شرکت سیما با آن همکاری داشتم. در نتیجه مثل شرکت خودم شده بود اما وقتی که کاملا دولتی شد، مطمئن شدم هیچ نوع فعالیتی از آن به بعد جواب نخواهد داد، پس خودم به تنهایی این شرکت بینالمللی را تاسیس کردم.»
او با سرمایهء شخصی کارش را آغاز کرد. ساختمان محل کارش را از مادرش اجاره کرده است: «در یک اتاق و با یک کامپیوتر شروع کردیم. بعد وسایل خانه را هم آوردیم و کمکم شروع کردیم به اضافه کردن وسایل دیگر.»
شهابی با خنده تعریف میکند، گاهی انگار محدودیتهای زن بودن به نفع آدم میشود: «وقتی رفتم برای ثبت، صف آقایان آنقدر طولانی بود که سه ساعت باید میایستادی ولی در صف خانمها دو سه نفر بیشتر نبودند.»
او که نام شهرزاد را برای نام شرکتاش برگزیده است، میگوید: «عرصهء کار ما خارج از کشور و شهرزاد نامی است که خارجیها میشناسند و شرق را برایشان تداعی میکند.» او ادامه میدهد: «به علاوه، شهرزاد اولین راوی و قصهگوی سینماست، چون قصههایش خیلی تصویری و نزدیک به سینماست.» او همچنین این نام را معرف خط مشی کلی کار شرکتاش میداند: «هر فیلمی را کار نمیکنیم. سعی میکنیم فیلمها خیلی هنری باشند و پیامی داشته باشند. ما به اسم دستاندرکاران فیلمها فکر نمیکنیم، بلکه فکر میکنیم هر فیلم در چه ردهای از سینما قرار دارد. برای همین حتی خیلی از اوقات تجربههای موفق فیلمسازان جوان بینام را کار میکنیم.»
او فراموش نمیکند در شروع، کار چطور بوده است: «همه جای دنیا به عنوان یک زن باید خیلی کار کنی تا بتوانی خودت را اثبات کنی و در ایران خیلی بیشتر» و تعریف میکند:«سختی کار زمانی است که تازه شروع به کار میکنید و میتوانید به سرعت پیشرفت کنید ولی این سرعت بسیار کند است به دلیل اینکه شما یک زن هستید. سالهای ابتدایی کارم سختترین سال بود. شش سال آنجا کار کردم ولی هیچ وقت هیچ نامهای را حق نداشتم به اسم خودم امضا کنم. همهء کارها را خانمها انجام میدادند اما به اسم آقایان. حتی یک سفر خارجی در کاری که لازمهاش این است که شما سفر خارج از کشور بروید نداشتم. مینشستم گزارش ماموریت آقایان را میخواندم تا ببینم در بازارهای جهان چطور باید کار کرد، چطور باید ارتباط گرفت یا از همکاران مرد تقاضا میکردم که از روند انجام کارها در خارج تعریف کنند تا بتوانم چیزی یاد بگیرم. در واقع در یک محیط مجازی تجربه کسب کردم.»
او میگوید: «وقتی برای اولین بار به خارج از کشور رفتم، اولین زن بودم که برای این کار میرفتم ولی برایم همه چیز آشنا بود. برای اینکه آنقدر گزارشها را خوانده بودم، آنقدر سعی کرده بودم یاد بگیرم که برایم همه چیز آشنا بود.»
کتایون شهابی با اینکه میگوید در سطح بین الملل این کار خیلی زنانه محسوب میشود: «در واقع بیشتر مدیران خرید و فــــروش تلویزیونــی زنــــان هســتنــد» تعریف میکند که برای همه عجیب بوده است که زنی از ایران تا این حد فعال اســت: «ســالهای اول بسیار برایشان تعجببرانگیز بود و فکر میکردند من مقیم فرانسه هستم و نه ایران، اما بعد که میفهمیدند خیلی نتیجهاش مثبت بود چون عملا تمام تصوراتی که دربارهء ایران داشتند با چیزی که از من میدیدند کاملا متفاوت بود. آنها میدیدند که من هم ازدواج کردهام، هم بچه دارم و هم مدیرم و به خارج هم سفر میکنم و مشکلی ندارم.»
او البته این توضیح را میدهد که: «شاید از معدود زنهای خوشبختی باشم که ازدواجم خیلی کمک کرد به کارم، چون همسرم هم در زمینهء سینما فعال بود و خیلی چیزها به من یاد داد و مشوقم بود.» او که دو فرزند دارد، ادامه میدهد: «چون من و همسرم از اول از لحاظ فکری و دیدی که نسبت به زن و مرد و اشتغال زن داشتیم به هم شبیه بودیم، در نتیجه کارم به تغییر خاصی در خانواده نیاز نداشت اما تغییرات زیادی را در رابطه با تربیت بچهها ایجاد کرده است. اگر کار نمیکردم یا کار من این نبود، به احتمال زیاد به شکل دیگری تربیت میشدند و دیدشان به مسایل فرق داشت.»
او که اعتقاد دارد در روابط خانوادگی بیشتر باید به کیفیت بها داد تا به کمیت، میگوید: «تصورم بر این است که حضور فیزیکی نمیتواند عدمحضور معنوی مادر را جبران کند. این معنیاش این است که اگر همیشه در خانه حضور داشته باشیم و بچههایمان بیایند در خانه، ببینند ما هستیم و میز غذا چیده است، نمیشود الزاما گفت مادر خوبی هستیم. ممکن است کسی که این کار را میکند نتواند یک گفتوگویی با بچهاش برقرار کند; ولی مادری که در اجتماع است و از نیازها و مشکلات و روابط جوانان آگاهی دارد، ممکن است یک یا دو ساعت بیشتر با بچههایش نباشد ولی در همان مدت کم گفتوگویی با آنها کند، حرف هم را بفهمند، خیلی بیشتر به هم نزدیک باشند و همدیگر را بشناسند.»
شهابی تاکید میکند باور دارد که کار کردن برای زن یک الزام است: «نمیگویم صبح تا شب کار کنند، این ایدهآل نیست اما به هر صورت به طریقی با جامعه و اشتغال اتصال داشته باشد. این برای آیندهء خانواده هم بسیار مهم و بر آن موثر است.»
حالا نه تنها فرزندانش که دخترهای اقوام هم فهمیدهاند که میشود خیلی کارها کرد و به رویاها جامهء عمل پوشاند. او اعتقاد دارد: «دو سه روز ممکن است سخت باشد، ولی هر چیزی یک قیمتی دارد. باید پرداخت تا آن را به دست آورد. موفقیت هم همین طور است.»
شهابی که کار خصوصی را هم برای زن، هم مرد کار مشکلی میداند، از علل موفقیت خود میگوید: «یک علتش این است که من آدم خیلی سخت کوشی هستم و علت دیگر آن، این که در خانوادهای بزرگ شدهام که قایل به زن و مرد نبودهاند. یعنی با این تفکر بزرگ نشدهام که رسالت من این است که یک مادر خوب باشم یا یک همسر خوب. جوری بزرگ شدهام که یک انسانم و نمیشود هیچ یک از وظایف و خواستهای انسانیام را به نفع وظیفه و خواست دیگر، به اسم زن بودن کنار بگذارم.»
کتایون شهابی یقین دارد: «البته زنهای ایران ثابت کردهاند خیلی قدرتمند و مصمم هستند. مثل جوی آبی میمانند که شما نمیتوانید جلویشان را بگیرید. راه خودشان را پیدا کردهاند و با روشهای مختلف تلاش میکنند در اجتماع زنده و فعال باشند. حالا به ادارات هم که میروی به طور مشخص میبینی خانمها فعالترینند و اگر فعالترین نباشند موثرترینند.»
او ادامه میدهد: «خودم به ادارههای مختلف که رجوع میکنم، اگر بخواهم کارم زودتر راه بیفتد میروم طرف خانمها، چون میبینم که جدیترند. نمیگویم آقایان محو هستند، میخواهم بگویم بر عکس چیزی که خیلیها به خصوص در خارج از ایران فکر میکنند زنها توانستهاند راه خودشان را پیدا کنند.»
البته او مشکلات جنسیتی ارتقای شغلی زنان را نادیده نمیگیرد: «به عنوان یک زن، آدم فقط میتواند تا یک جاهایی پیش برود و از آنجا به بعد یا غیرممکن است یا خیلی مشکل.
یک زن باید دو برابر یک مرد معمولی کار کند تا به عنوان یک مرد معمولی حساب شود.» اما اعتقاد دارد: «زنها تصمیم خود را گرفتهاند که پیشرفت کنند.»
منبع:روزنامه سرمایه

