زنان ترکمن ، چارقد های رنگارنگ و سنتهای دست و پاگیر،
گزارش خبرنگاران اعزامی کانون زنان ایران از ترکمن صحرا
“مهم ترین خصوصیت زنان ترکمن صبر و شکیبایی آنان است . آنچنان که همه زنان ترکمن آن را مهم ترین ویژگی خود عنوان می کنند. تا آنجا که جیلان پس از جدایی از همسرش پنج سال در انتظار بازگشتش چشم به راه بوده و فقط پس از ازدواج دوم همسرش، امیدش را از دست داده است.
او انگشتان ورم کرده و کبودش را به ما نشان می دهد و می گوید:” زندگی خودم و دختر کوچکم را از راه قالی بافی می گذرانم.” تنها آرزوی او داشتن یک اتاق مستقل است. اتاقی که دمی در آن به دور از نگاه های سنگین و پرجمعیت خانواده پدری اش بیاساید…”
کانون زنان ایران- فریده غائب- ترانه بنی یعقوب:
جیلان زن ۲۷ ساله ای که پشت دار قالی نشسته و با گره های هنرمندانه اش تارو پود قالی را جان می بخشد، با چشمان خسته و غمگین توی صورتمان نگاه می کند و می گوید:” نمی دانید زندگی کردن در این کلاه، آن هم در خانه ی پدری سخت است.”
همه زنان ازدواج کرده ترکمن طبق سنت زیر چارقد های رنگانگشان کلاهی روی سرشان می گذارند. این رسم نیز در مورد زنان مطلقه صدق می کند و جیلان مطلقه نیز از این رسم مستثنی نیست.
روبرویمان نشسته، زل می زند به چشمهایمان و بعد از چند لحظه مکث از زندگی اش، آرزوهای برباد رفته اش و ناکامی هایش می گوید. او از اینکه یک زن مطلقه ترکمن است اما همچنان در خانه پدری مجبور است کلاه زنان ازدواج کرده را به سر بگذارد غمگین است و غمگین از ننگ جدایی در میان ترکمن ها.
جیلان فقط چهار ماه با شوهرش زندگی کرد . اما اکنون مجبور است کودک هشت ساله و نگاه سنگین مردم و خانواده اش را به دوش بکشد.
او با چشمان مرطوب نگاهمان می کند و می گوید:” زنان ترکمن بعد از ازدواج مجبورند در خانه پدر شوهر زندگی کنند و فرمانبر مادر شوهر و اقوام شوهر باشند. زنانی که از این سنت سرپیچی کنند از فامیل و خانواده طرد شوند.”
جیلان نیز مانند سایر زنان ترکمن بر این رسم گردن می نهد و به خانه پدر شوهر می رود . اما در آنجا مورد شکنجه اقوام شوهر قرار می گیرد و با کوچک ترین اعتراض به خانه پدری فرستاده می شود.
می پرسیم:” مگر تو چه تقاضایی از شوهرت داشتی که با این سرعت از سوی او طرد شدی؟” چارقدش راروی سرش جابه جا می کند و سرش را پائین می اندازد: ” من فقط یک خانه کوچک مستقل از او می خواستم. آن هم به خاطر عذاب هایی که در آنجا می کشیدم وگرنه هرگز اعتراض نمی کردم.”
مهم ترین خصوصیت زنان ترکمن صبر و شکیبایی آنان است . آنچنان که همه زنان ترکمن آن را مهم ترین ویژگی خود عنوان می کنند. تا آنجا که جیلان پس از جدایی از همسرش پنج سال در انتظار بازگشتش چشم به راه بوده و فقط پس از ازدواج دوم همسرش، امیدش را از دست داده است.
او انگشتان ورم کرده و کبودش را به ما نشان می دهد و می گوید:” زندگی خودم و دختر کوچکم را از راه قالی بافی می گذرانم.” تنها آرزوی او داشتن یک اتاق مستقل است. اتاقی که دمی در آن به دور از نگاه های سنگین و پرجمعیت خانواده پدری اش بیاساید.
***
اما ننگ طلاق تنها مشکل زنان ترکمن نیست. در بین ترکمن ها ازدواج زن ترکمن با یک غیر ترکمن که خود آن را فارس می خوانند، تقریباً محال است و زنانی که
این سنت را زیر پا می گذارند در خوشبینانه ترین حالت حداقل تا پنج سال از میان اقوام و خانواده و مردم شهرستان طرد می شوند.
به جمیله جوان بیست و ساله که سال گذشته در جشنواره خوارزمی رتبه سوم طراحی یک نرم افزار کامپیوتری را به خود اختصاص داده، می گوییم:” تو که یک دختر تحصیلکرده هستی قطعاً به ازدواج با یک غیر ترکمن فکر کرده ای ؟ در پاسخ می گوید:” تو را به خدا این حرف ار نزنید. دلم نمی خواهد پدر و مادرم را که این همه سال زحمتم را کشیده اند برای همیشه از خود برنجانم. فکر می کنم می توانم بر قلب و احساسم پا بگذاریم اما بر سنت هایم نه”.
با تعجب می پرسیم:” یعنی می خواهی بگویی حاضری به یک ازدواج بدون علاقه بر سر اجبار به خاطر سنت هایت تن دهی؟” خیلی جدی می گوید:” اگر در میان ترکمن ها مرد مناسبم را بیابم، ازدواج می کنم و گرنه برای همیشه از ازدواج چشم پوشی خواهم کرد.”
دلایلی که برخی دختران ترکمن اجازه ازدواج با غیر خود را محال می دانند طرد شدن از خانواده پدری، انگشت نماشدن در شهر، حفظ سنت ها و زبان مادری و عدم تناسب فرهنگی با سایر اقوام است.
اما زنانی هم در این میان این رسم را نادیده می گیرند. گلین زن ۳۰ساله ترکمن که سنت ازدواج با خودی ها را زیر پا گذاشته و به قول خودشان با یک فارس ازدواج کرده بعد از سال ها زندگی با شوهر غیر ترکمن همچنان انگشت نمای مردم شهرش است.
پدر گلین بعد از سپری شدن پنج سال از ازدواج دخترش حاضر به پذیرش او شده اما همچنان اقوام او حاضر نیستند او را مانند گذشته بپذیرند.
گلین هرچند از زندگی با همسرش رضایت دارد اما از رنج ها و عذاب هایش برایمان می گوید و اینکه اگر دوباره به سال های قبل بازمی گشت پا روی احساساتش می گذاشت و با یک مرد ترکمن ازدواج می کرد.
می گوید: برایم خیلی سخت است که نادیده گرفته شوم.”
گلین و زنانی مثل او هرچند اندک در شهرانگشت نمایند. آنچنان که راهنمای ما هنگام عبور از خیابان های بندر ترکمن منزل آنها را به ما نشان می داد و می گفت :”اینجا زنانی زندگی می کنند که با یک فارس ازدواج کرده اند”
جرن دختر پرشور و پر هیاهوی بندر ترکمن است. او که ۲۳سال دارد در این باره می گوید: هرچند من در شهر دیگری درس می خواندم و خواستگاران زیادی از غیر ترکمن ها داشتم اما به دلیل مخالفت اقوام با وجود دلبستگی های عاطفی از این کار منع شدم. چرا که در ازدواج فقط دختر و پسر مطرح نیستند بلکه هرکدام فرهنگی خاص را به دنبال دارند و هیچ فرهنگی با فرهنگ ترکمن همخوانی ندارد.”
می پرسیم اما ما همه ایرانی هستیم و شباهت های فرهنگی بی شماری داریم. بی صبرانه به میان حرفمان می پرد و می گوید: “من یک دختر دو ساله دارم، اگر با یک غیر ترکمن زندگی می کردم تکلیف زبان مادری ام چه می شد؟
همه زنان ترکمن اینگونه نمی اندیشند و برخی از رسومشان را دست و پا گیر و مانع پیشرفت های اجتماعی اشان تلقی می کنند. آنچنان که زلیخا زن ۳۳ ساله و فعال امور زنان که به دعوت او به این شهر رفته بودیم در این باره می گوید:برخی از این سنت ها هرچند دارای کارکردهای اجتماعی مفید برای اقوام ترکمن هستند، اما برای زنان محدود کننده اند.”
یک روز که با زلیخا در یکی از خیابان های اصلی بندر ترکمن قدم می زدیم برخورد ناگهانی او با مردی، حیرت زده مان کرد او ناگهان چارقد بلندش را روی صورتش انداخت و با صدایی آرام احوالپرسی کرد و ما را به آن مرد معرفی کرد. وقتی با تعجب دلیل این رفتار او را جویا شدیم باخنده روبه ما گفت:” این آقا برادر شوهر بزرگ من است و این رسم ماست که در برابر اقوام بزرگ شوهر به خاطر احترام به آنها سکوت کنیم و رویمان را بپوشانیم.”
زلیخا برایمان از زمانی گفت که برای کاری به خارج از شهررفته بود و چون منزل خودشان تلفن نداشت مجبور به تماس تلفنی با برادر شوهرش می شود تا پیغام مهمی را به شوهرش برساند.
او با خنده می گوید:” سه ساعت تمام زنگ می زدم و چون برادر شوهرم گوشی را بر می داشت مجبور به قطع تلفن می شدم. اما در نهایت سنت شکنی کردم و خیلی سریع پیغامم را آن هم به اشتباه به برادر شوهرم رساندم و بلافاصله تلفن را قطع کردم.”
زلیخا گلایه مندانه ادامه داد: “از آن به بعد به عروسی سنت شکن و پررو مشهور شدم که روی خود را می گیرد، اما حرفش را می زند.”
برخی اززنان تحصیلکرده ترکمن به خاطر ماهیت کارشان مجبور به مسافرت به بیرون از استان شان هستند، اما آنها بدون همراهی شوهر هرگز اجازه خروج ندارد و اگر در سفری شوهر قادر به همراهی شان نباشد، آن سفر قطعاً لغو خواهد شد.
اگر زنی شوهر دار در این میان سنت شکنی کند و به تنهایی به سفر برود ، پیامدش ، روزها مشاجره است.
ازدواج های درون گروهی برخی سنت ها در میان ترکمن ها آنقدر ریشه دوانده که کمتر زن ترکمنی فشار اجتماعی آن را احساس می کند و حاضر به زیر پا گذاشتن آنهاست.
عایشه پزشک ترکمن این شهر نیز این سنت ها را مفید و دارای کارکرد ذکر می کند . پیامد های نفوذ این سنت در میان زنان و دختران تحصیلکرده ترکمن نیز به دلیل پیامد های اجتماعی و فرهنگی آن نقشی پر رنگ دارد.
ترکمن ها از اختلاط رسم و رسوم خود با غیر خودی ها پرهیز می کنند چرا که خواهان حفظ سنت های ناب ترکمن هستند و درباره ازدواج با سایر اقوام نیز اینچنین می اندیشند و آن را موجب اضمحلال فرهنگ خود تلقی می کنند.
وقتی از پدر و مادر های ترکمن درباره این رسم و رسوم به ویژه ازدواج هایشان می پرسیم حتی یک لحظه هم فکر نمی کنند و مصرانه می گویند: “این رسم ماست.”
حتی عزیز مرد ۳۳ ساله ترکمن حاضر نیست به ازدواج دختر کوچکش با یک مرد غیر ترکمن بیاندیشد. این افکار نه فقط در نسل قدیم بلکه در میان جوانان کاملاً پذیرفته شده است.
***
در ابتدای ورودمان به بندر ترکمن لباس های زیبا و رنگانگ زنان ترکمن توجه امان را جلب کرد.
پیراهن های بلند که گویی برای هوای گرم و شرجی بندر ترکمن طراحی شده اند. اما زنان ترکمن به ویژه دختران جوان این گونه فکر نمی کنند و با این نظر کاملاً مخالف اند. آنها نوع پوششان را یکی از مشکلات اصلی خود عنوان می کنند. حفظ پوشش ترکمن و اصالت آن در میان ترکمن ها بسیار حائز اهمیت است و استفاده از پوشش هایی مثل مانتو و شلوار غیر قابل پذیرش است. زنی که در شهر پوششی غیر از ترکمن دارد با تمسخر دیگران روبرو می شود . چرا که در میان ترکمن ها پوشش غیر سنتی، پوشش اقوام فارس تلقی می شود.
بسیاری از زنان ترکمن دلیل مخالفت خود برای استفاده از لباس سنتی شان را قابل پذیرش نبودن آن در میان غیر ترکمن ها عنوان می کنند. برخی از این زنان از تجارب خود در سایر شهرها و نگاه اطرافیان درباره پوششان می گویند. بیش از از نیمی از زنان ترکمن که فعالیت اجتماعی دارند این نوع پوشش را بازدارنده تلقی می کنند و ترجیح می دهند از لباس معمول – مانتو و شلوار- استفاده کنند.
