افزایش علاقه دختران ایرانی به زندگی مجردی،سحر افاضلی
در ایران دیدگاه مردم نسبت به زنانی که تنها زندگی می کنند چندان مثبت نیست واکثراً آنها را لاقید و سبک سر می دانند.فاطمه می گوید: وقتی دوستان و آشنایان فهمیدند که تنها زندگی می کنم با مشکلات فراوانی روبرو شدم .خیل تقاضا های بی شرمانه و شرافتمندانه به سویم هجوم آورد و من مستاصل ، تا مدتها نمی دانستم باید چه برخوردی با انها داشته باشم. اکثر دوستان نزدیکم توقع دارند منزل ام را به هر بهانه ای در اختیارشان قرار دهم و وقتی با ممانعت من روربرو می شوند از من می رنجند. چون تصور شان از منزل مجردی چیز فراتر از یک مکان آرام و راحت برای زندگی است. ..
(این گزارش با تلخیص ، پیش از این در روزنامه سرمایه چاپ شده است که نویسنده متن کامل آن را برای انتشار در اختیار سایت کانون زنان ایرانی قرار داده است.)
sahar@irwomen.com
آرام کلید را در قفل چرخاند و پاکت پر از میوه را از روی زمین برداشت؛ وارد خانه شد ولی چراغ راه پله را روشن نکرد نمی خواست کسی متوجه رفت و آمدش باشد. همینطور که کورمال از پله بالا می رفت دستش خورد به زنگ آپارتمان همسایه . بی درنگ چراغ روشن و درب آپارتمان باز شد .
مرد همسایه با زیر پوش و پیژامه جلوی چشمش ظاهر شد و خواست کمک کند تا پاکت میوه اش را که روی زمین ولو شده بود جمع کند . همینطور که چشم از او برنمی داشت گوجه فرنگی ها و سیب زمینی ها را در پاکت می ریخت و گه گاهی از روی عمد انگشت اش را به دست او می کشید. صدای عصبانی زن اش را که شنید شب به خیری گفت و به آپارتمان اش خزید….تمام این ملاحظه کاری ها و پنهان از چشم همسایه ها رفت وآمد ها به خاطر این بود که همسایه ها دوست نداشتند ، همسایه مجرد داشته باشند آنهم زن مجرد!
***
اینکه زن جوانی بتواند تنها زندگی کند پدیده ای نو و عجیب در جامعه ایران تلقی می شود. همیشه زنان این سرزمین در سایه سار ولایت مردی مثل پدر، همسر، برادریا پسر خود زندگی کرده اند. با آنکه هنوز هم تعداد دختران یا زنانی که جدا از چارچوب خانواده با عنوان مجرد زندگی می کنند بسیار کم است .
اما علاقه به این نوع زندگی در بین زنان جوان شدت یافته است.گرایش به تنها زیستن را می توان هم زمان با آغاز پدیده ای به نام اجازه تحصیل به دختران دانست.
در سالهای اخیر تعداد دختران دانشجو که از روستا یا شهرستان به قصد تحصیل به شهر های بزرگ مهاجرت کرده اند ؛زیاد شده است. تجربه استقلال فردی و زندگی به دور از چتر حمایتی خانواده که علاوه بر ایجاد امنیت، محدود کننده نیز هست ؛باعث شد تعداد کثیری از دختران دانشجو حتی پس از فراغت از تحصیل مایل باشند دور از خانواده و مستقل زندگی کنند.اجازه این استقلال از سوی ساختار سنتی خانواده ایرانی به دختران غالبا به بهانه فرصت شغلی بهتر یاادامه تحصیل داده می شود.
پروانه .ص دختر ی اهل ایلام است و در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه آزاد تحصیل می کند.میگوید: بعد از ۱۰ سال دوری از خانه تازه به نبودن خانواده ام عادت کرده ام . اما آنهمه دلتنگی به تجربه هایی که کسب کرده ام می ارزید.او می گوید: خیلی از دختر های هم دوره من در آن سالها تنهایی را طاقت نیاوردند و بعداز پایان دانشکده به شهر شان برگشتند یا ازدواج کردند.
تنهایی در شهری مثل تهران پر از تجربیات مختلف است که در دیگر نقاط کشور برای زنی چون من ممکن نیست. شاید جمعیت زنانی که به خاطر شرایط تحصیل یا کار مجبور به ترک خانواده می شوند زیاد باشد اما تعدادی از زنان نیز بدون بهانه های اینچنینی از خانواده جدا شده اند و مستقل زندگی می کنند. این قشر معمولا زنانی هستند که از استقلال مالی برخورداند وبرای برخورداری از زندگی دور از خانواده که فردیت انها را میسر میسازد دست به این اقدام می زنند.
آرزو ۲۲ ساله است و حدود سه سال است که تنها زندگی می کند خودش می گوید :دوست دارم همه چیز را تجربه کنم !پدر و مادرش چند سالی است از هم جدا شده اند و آرزو ترجیح می دهد استقلال را تجربه کند.آرزو درآمد نسبتا مناسبی دارد و برای احتیاجات خود به والدین اش متکی نیست.
فاطمه .م ۳۴ ساله است؛ از موقعیت شغلی خوبی برخوردار است و چند سالی است توانسته خانه ای بخرد . فاطمه در یک خانواده مذهبی و سنتی بزرگ شده و خودش می گوید :راضی کردن والدین اش برای اینکه اجازه جدا زندگی کردن را به او بدهند ، کار دشواری بوده ! می گوید: پدرش اصرار داشت او با اندوخته اش ملک دیگری به جز خانه بخردو او به زحمت توانست آپارتمان اش را تهیه کند. بعد از خرید خانه به تدریج والدین اش را راضی کرده تا وسایلی برای خانه اش تهیه کند و آنقدر پیش رفته تا دیگر الان می تواند در خانه اش زندگی کند.آنهم به دلیل اینکه آپارتمان اش به منزل پدری اش نزدیک است وآنها می توانند به زندگی او نظارتی دورادورداشته باشند.
بیشتر زنانی که زندگی مجردی را تجربه کرده اند معتقدند در صورت وجود منبع درآمدی کافی این نوع زندگی از امتیازات بسیاری برخوردار است. و استقلال و بهره بردن کافی از تنهایی به جزء در زندگی مجردی امکان پذیر نیست.اما مشکلاتی نیز در حاشیه این نوع زندگی وجود دارد که از چند منظر قابل بررسی است.بسیاری از مسئولیت ها در خانه مردانه تلقی می شود.مثلاً تعمیر برخی از وسایل منزل که سامان دادن به آن به عهده مردان است و یک زن تنها از به عهده گرفتن این مسئولیت ها به واسطه نوع تربیت و نگاه اجتماع به او عاجز است .برای زنان تنها ، راه دادن مردان غریبه داخل خانه بدون دردسر نیست و اکثر زنان تا حد ممکن از این کار پرهیز می کنند.
ماهرخ .الف دختری ۴۰ ساله است که بعد از مرگ پدر و مادرش تنها در خانه پدر ی زندگی میکند. او درباره مشکلات تنها بودن میگوید:” گاهی لوله آب یا شوفاژ خراب می شود و من در تعمیر آن تخصصی ندارم . برای استخدام تعمیر کار هم باید از قبل با دوست و آشنا هماهنگ کنم تا در زمان تعمیر در خانه تنها نباشم.”
در ایران دیدگاه مردم نسبت به زنانی که تنها زندگی می کنند چندان مثبت نیست واکثراً آنها را لاقید و سبک سر می دانند.
فاطمه می گوید: وقتی دوستان و آشنایان فهمیدند که تنها زندگی می کنم با مشکلات فراوانی روبرو شدم .خیل تقاضا های بی شرمانه و شرافتمندانه به سویم هجوم آورد و من مستاصل ، تا مدتها نمی دانستم باید چه برخوردی با انها داشته باشم. اکثر دوستان نزدیکم توقع دارند منزل ام را به هر بهانه ای در اختیارشان قرار دهم و وقتی با ممانعت من روربرو می شوند از من می رنجند. چون تصور شان از منزل مجردی چیز فراتر از یک مکان آرام و راحت برای زندگی است.
فاطمه می گوید:” حتی وقتی آپارتمان ام را خریدم متوجه شدم همسایه ها خیلی از بودن من در آن ساختمان راضی نیستند. زن ها ی همسایه چپ چپ نگاه ام می کردند و به نظر می رسید مردها زیر چشمی مرا می پایند و مترصد فرصت اند.ولی وقتی دیدند از رفت و آمد و مهمانی های آن چنانی خبری نیست ؛ خیالشان راحت شد و حتی نگاهشان به من نیز تغییر کرد . الآن مدتی است از طرف همسایگان به عنوان مدیر ساختمان انتخاب شده ام و رفتار همه نسبت به من دوستانه شده است.
“شیرین احمدنیا ” جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی در باره دلایل علاقه زنان به تنها زندگی کردن می گوید:”یکی از اهداف توسعه و گام نهادن در مسیر مدرنیزم، اشتغال زن و استقلال مالی اوست. این مشارکت در امور اقتصادی به نوعی آگاهی منجر می شود که استقلال را در تمام زمینه ها طلب می کند. یکی از تبعات استقلال مالی در زنان علاقه انها برای رهایی ازسلطه والدین است.” جامعه به شکل خودکار این اتفاق را ترغیب می کند زیرا با اهداف توسعه هم خوانی دارد. یکی از پیامدهای مدرنیزم در جوامع تشدید فردگرایی و محترم دانستن حیطه خصوصی افراد است.
در غرب نیز با ورود صنعت و مدرنیته ویژگیهای زندگی اجتماعی تغییر کرد . سیر زندگی خانوادگی در طول زمان در تمام جوامع از شکل گسترده به شکل هسته ای تغییر کرد؛بدون اینکه کسی بتواند جلوی آنرا بگیرد.بنابراین تغییرات اینچنینی گریزناپذیر است حتی اگر فرهنگ ایرانی چنین مساله ای رانپذیرد.
“احمدنیا” می گوید: بیشتر دخترانی که مستقل از خانواده زندگی می کنند به بهانه ادامه تحصیل از شهر و خانواده خود جدا شده اند.اما شکل و دلیل استقلال دختران بستگی به طبقه اجتماعی و ارزشهای فرهنگی- قومی انها دارد.
تقابل مدرنیسم و سنت در تمام اجزاء جامعه مشهود است . اما در طبقات پایین و سنتی اجتماع مشکلات زنان مجرد پر رنگ تر جلوه می کند.همیشه هر اقدام نویی با مخالفت هایی روبرو است پیشگامان بیشتر از بقیه در گیر نکات منفی این روش زندگی هستند .اما همین اقدامات به مرور راه را برای نسل های بعدی باز می کند.
“شیرین احمد نیا” می گوید: “در هر جامعه و بستر فرهنگی وقایع به گونه ای خاص تفسیر می شود. باز خورداجتماعی نسبت به استقلال زنان در غرب و شرق متفاوت است.” در ایران مجرد زیستن مساوی است با افزایش فساد و بی بند باری اما الزاماً این پدیده چنین پیامدی ندارد و باید به نکات مثبت آن نیز فکر کرد.به اعتقاد احمدنیا بهترین الگوی استقلال دختران جوان در ایران ،استقلال در سایه نظارت خانواده و حمایت آنها با در نظر گرفتن حقوق فردی دختران است.
توجه به نکات مثبت آزادی همیشه منجر به نتایج مطلوبی است. با بستر سازی و ارائه الگوی مناسب می توان اجتماع رامتوجه حقوق فردی افراد ساخت. تاکید به این نکته که مجرد زیستن به فساد کشیده شدن نیست و یک نوع زندگی است که برای هر فردی در جامعه قابل تصور است،تنها از راه فرهنگ سازی میسر است.
گاهی مردم تصور می کنند که استقلال زنان و تنها زندگی کردن آنها باعث می شود آنها به فکر تشکیل خانواده و ازدواج نباشند . فاطمه می گوید: وقتی مستقل شدم همه به پدر و مادر م هشدار دادند که زودتر اسباب ازدواج مرا مهیا کنند.چون تنها زندگی کردن مرا برای همیشه از ازدواج منصرف می کند. جوی که بعد از مستقل شدن در بین دوست و آشنا شکل می گیرد خیلی مشکل زا است.
ماهرخ معتقد است: تنها زیستن در بستر یک اجتماع سنتی سخت و طاقت فرسا و در یک جامعه باز بی نظیر و عالی است.
خیلی از دختران آرزو دارند روزی بتوانند مستقل و توانا مسلط به زندگی خود باشند و بدون اینکه مزاحمت افراد و جامعه اطراف اشان پرسه بزند آرام به زندگی ادامه دهند . یکی از نکات مهم در ایجاد امکان استقلال برای زنان ایجاد یک جامعه امن است تا خانواده ها بدون نگرانی از وضعیت فرزندان خود استقلال را به آنها تفویض کنند ولی به قول دکتر احمدنیا نباید بخاطر فقدان امنیت، آزادی افراد را محدود کرد.دختران هم حق دارند مثل پسران آزاد باشند تا هر گونه که می خواهند زندگی کنند و والدین هم موظف اند انها را به گونه ای تربیت کنند تا در بزرگسالی قادر باشند تنها و مستقل زندگی کنند و بدون ترس از نگاه و قضاوت اطرافیان صدای قدم ها و نفس هایشان را در خانه خود نیز خفه نکنند.تا قادر باشند از خود مراقبت کنند و به همه اطرافیان ثابت کنند می توانند چون یک شهروند سالم و محترم تنها زندگی کنند.
