گفتگوی فرانک آرتا با فریده گلبو ،این کنج را به گنج سلیمان نمی دهم
نویسندگی از روز نخست جوششی بوده درذهن وضمیر من .باور کنید شخصیت کتاب هایم خودشان مرا پیدا می کنند. به وجودم چنگ می زنند وهرشخصیتی که داشته باشند ، من فقط مسئول پرداخت آنم ونه اصل شخصیت آن .من اصولاً از فمینیست آشکار بدم می آید. واگر درجاهایی میان نوشته هایم استیفایی از حقوق زن وجود دارد ، به خاطر اجحاف هایی است که به زن شده است. درمورد نظامی باید بگویم که او درداستان هایش به زن اهمیت می دا دو اتفاقاً خیلی بیشتر اهمیت داده حتی نسبت به فردوسی درشاهنامه .
faranakarta@yahoo.com
کانون زنان ایرانی-فرانک آرتا:فریده گلبو ازجمله نویسندگانی است که میان کتاب های پرفروش ( best sellers ) با رمان هایی که مفهوم دارد، آشتی برقرارکرده است.او نویسنده ای است که قریب به اتفاق کتا ب هایش دریک سطح هستند .ولی کمتر از حدشان مورد تمجید قرار گرفته اند. رمان های این نویسنده جذاب ، هدفمند و پیام دار است ودرعین حال نثر فاخری دارد.رمان توران وتندیس وتن از این نویسنده این روزها روانه بازار شده است و آوای مقدس ودختر خیاط عنوان جدید ترین رمان اوست که قرار است به زودی منتشر شود.
•شما از هجده سالگی نخستین کتاب تان تحت عنوان ” جاده کور ” رابه چاپ رسانید. آیا شروع کارتان از همین زمان بود؟
– من کارهای متعددی کرده ام ، یعنی از ۱۵-۱۶سالگی فعالیت خود رابا روزنامه نگاری آغاز کردم…
•با کدام نشریه ؟
_ با نشریه فردوسی . که تقریباً می توان گفت درآن زمان جزء روشنفکرترین نشریات روز بود ، به سردبیری دکتر محمود عنایت. اولین کاری که شروع کردم تلخیص رمان بود. یک رمان که درسطح جهان موفق بود را
می خواندم ودر یک مقاله می گنجیدم .
•مثلاً چه رمان هایی ؟
-اگر کتا بی مثل ” سپید دندان ” جک لندن به زبان های متعددی ترجمه ودردنیا شناخته می شد، به عنوان رمان موفق انتخاب می کردم ،آن را می خواندم وسپس برای چاپ درمجله تلخیص می کردم.
•بازتاب نخستین کتاب تان چگونه بود؟
-نقدهای مثبتی برآن نوشته شد وحتی دکتر رحمت مصطفوی که یکی از باسوادترین روزنامه نگاران آن دوره بود ، سرمقاله اش رابه این کتاب اختصاص داد. ولی درعین حال یکی از روشنفکران حرفه ای نه فقط به کتاب ، بلکه به نویسنده ی آن فحاشی کرد!
•شما درآن سن وسال کم چه واکنشی نشان دادید؟
-خب درآن عالم جوانی بسیار یکه خوردم ومدتی از رمان نویسی فاصله گرفتم.
•بعد چه کردید؟
-جذب موسسه کیهان شدم ودر مجله ی “زن روز” قلم می زدم. وسال ها روزنامه نگار وقصه نویس مطبوعاتی فعالی بودم.
•پیرامون چه موضوعاتی قلم می زدید؟
مثلاً مدت یکسال تز ” خام خواری” را به اقتراح می گذاشتم ودرباره ی آن با دکترها گفتگو های مفصلی می کردم .ویا موضوعی پیرامون زنان انتخاب می کردم وآن را با روشنفکران ، شاعران ، نویسندگان ورجال سیاسی درمیان می گذاشتم وگفتگوهای مفصلی با آنهاانجام می دادم وماحصلش را به چاپ می رساندم. یا دریک مقطعی یکی از پاورقی هایم به نام “دکتر ف ” خیلی مورد توجه قرار گرفت. ضمن این که درکنار روزنامه نگاری ، درباره آثار تاریخی ایران نیز کار می کردم . یعنی اگر ماسوله شناسانده شد، باید بگویم آن که اول خریدارشدش من بودم.
درنشریه ” آگاهی نامه ” وزارت فرهنگ وهنر وقت مطالبی درباره آثار وفضاهای تاریخی که کشف می شد ، منتشر می گردید ومن برای نخستین بار درآن جا درباره دهکده ماسوله مطلب نوشتم ویادرباره ابیانه هم همین طور.
همین گونه پیش آمدم ، تا که انقلاب شد.بدیهی است که درهرانقلابی یک تغییر ودگرگونی حاصل می شود.
که یکی از اثرات آن ،این بود که مسائل عینی آن قدر خشن وملموس می شود که دیگر جایی برای رمان های تخیلی باقی نمی گذارد.بنابراین مدتی سکوت کردم . قصه می نوشتم ولی بعد می سوزاندم ، می نوشتم ولی چاپ نمی کردم. به هرحال دردنیای خودم بودم. آن موقع مقالات تحقیقی درباره حافظ و.. درمجلات تخصصی
می نوشتم وخلاصه خیلی کم کار شده بودم.تا این که درسال ۱۳۷۰ به این نتیجه رسیدم که دیگرنمی توانم این جوری ادامه بدهم. احساس کردم جوشش نوشتن همچنان درمن هست ودست ازسرم برنمی دارد.پس شروع کردم به کارکردن درآن زمینه ای که همیشه دوست داشتم ، یعنی عشق اولیه ام ؛ رمان نویسی.
•دراین بازگشت ادبی از برگردان منظومه لیلی ومجنون نظامی شروع کردید.چرا؟–
من طی سال ها حتی پیش از انقلاب ادبیات تدریس می کردم واز این طریق با آثار شاعران کلاسیک آشنایی داشتم. دراین مسیر متوجه شدم که منظومه های نظامی ظرفیت این را دارد که در قالب رمان درآیند. شما باید اشعار این شاعر بزرگ رابخوانید تا به عمق این حرف پی ببرید.
•شاملوهم درجایی گفته بود که نظامی داستا ن پرداز بزرگی است . پس همین مساله شما را بیشتر ترغیب کرد؟
-به هرحال نظامی به نوعی پایه گذار این سبک منظومه در ادبیات ماست؛ یعنی یک قصه را درشعر بگنجاند. حتی این منظومه الان دراروپا مطرح است . ضمن این که در منظومه های نظامی همه نوع مسائل مطرح است نظیر فلسفه ، آثار حکمی ، مسائل پزشکی و… . ازاشعارش هویداست که این شاعر با گام های موسیقی آشناست و… به همین دلیل شاید بپرسند که چرا قصه های مولانا را بازنویسی نکرده ام ، به دلیل این که قصه های مولانا بازنویسی اش آسان تر بوده و خیلی به آن پرداخته شده است.د ر زمینه ی نظامی من کار نثر انجام داده ام ، وگرنه خانم زهرا کیا همسر مرحوم خانلری بدان پرداخته اند، بدین صورت که درکنار چند صفحه شعر چند خط نثر هم آورده اند و باز یک خواننده جوان دردست انداز درک شعر می افتد. من دراین کاراعتقاد داشتم می توان میان نسل گذشته وحال یک ایستگاه زمانی زد تا جوان امروز جذب این اشعار شود . سعی کردم نثر را میان کلاسیک ومدرن نگاه دارم . حالا چقدر موفق بودم شما باید نظر دهید .به هرحال خیال می کردم کارخوبی انجام داده ام ، چنانچه از سوی مخاطبان هم مورد استقبال قرار گرفت و تا به امروز ” لیلی ومجنون ” به چاپ پانزدهم رسید.ولی چون بعد یک مقدار سکوت شد ،نفهمیدم که ادامه ی کار لازم است یا نه وکارهای دیگررا ادامه ندادم .
•کدام یک از کارها را ادامه ندادید؟– لیلی ومجنون ، خسرو وشیرین وهفت پیکر را به نثر درآوردم ،یعنی کاملاً درقالب رمان چون استعداد این منظومه ها بیشتر بود . بعد مخزن الاسرار و شرف نامه را ادامه ندادم .چون طبق معمول با سکوت روشنفکرانه روبرو شدم.
•همان طور که می دانید نظامی درمقایسه با شاعران دیگر به زن خیلی اهمیت داده است . به عنوان یک نویسنده رسالت تاریخی را بردوش خود احساس می کردید تا به شاعری بپردازید که به زن بیشتر اهمیت داده است ؟–
شاید. به هرحال درمیان شاعران از این نظر برای او امتیازی ویژه قائل هستم .
•وبه همین دلیل هم هست که شخصیت اصلی رمان هایتان زنان هستند؟
-من پیش ازاین به شما گفتم که نویسندگی ازروز نخست جوششی بوده درذهن وضمیر من .باور کنید شخصیت کتاب هایم خودشان مرا پیدا می کنند. به وجودم چنگ می زنند وهرشخصیتی که داشته باشند ، من فقط مسئول پرداخت آنم ونه اصل شخصیت آن .من اصولاً از فمینیست آشکار بدم می آید. واگر درجاهایی میان نوشته هایم استیفایی از حقوق زن وجود دارد ، به خاطر اجحاف هایی است که به زن شده است. درمورد نظامی باید بگویم که او درداستان هایش به زن اهمیت می دا د. واتفاقاً خیلی بیشتر اهمیت داده حتی نسبت به فردوسی درشاهنامه .
•به نظر می رسد به خاطر حجب وحیای زن شرقی ازصراحت کلامی در رمان هایتان درمقایسه با نویسندگان امروز به دور بودید. آیا این مساله تعمدی است ؟
-اگر بخواهم درپاسخ سوال شما صاد ق باشم ، باید بگویم خیلی نمی توانم دقیق جواب دهم و ببینم که چقدر زن شرقی هستم ویا چقدر خودم خیال می کنم که واژگان را با اعتقاد انتخاب کردم. ولی حالا اگر درضمیر ناخودآگاهم آن زن شرقی پنهان شده ، این رانمیدانم . بعضی گونه اظهار نظرکردن یک شجاعت ، حوصله وتوان مقابله می خواهد که من بیشتراوقات از آن پرهیز کرده ام.
•همیشه رمان های شما دربستر رئالیسم حرکت می کند .چرا؟
معتقدم هر نویسنده ای درهرجامعه نخست باید مخاطبش مردم باشد.بعد نوشته اش قابلیت داشته باشد تا جهان شمول شود. پس هر کسی در هر جایگاهی که قرار می گیرد ، سبک وسیاقش را خود ش تعیین می کند.تشخیص فردی من این است که ذوق بومی مردم ما رمان را درسبک رئالیسم بیشتر می پسندد.واز طرفی معتقدم دردنیا این سبک ماندگارتر خواهد بود.واگر سبک رئالیسم با متر جماعتی که درسال های اخیر برحسب ظاهر متولی ادبیات شده اند مترادف است با رمان عامه پسند ، این دیگر بحث بسیار مفصلی را می پسندد .
•چرا زبان ونثر شما ساده نیست ؟
به نظرم رمان نویسی یک نوع تولید ادبیات است . رمان باید جاذبه داشته باشد وازهمه مهم تر اگر زندگی را یک واقعیت می بینیم ، رمان اگر رمانی خوب ودرخور بحثی باشد ، رمانی است که عمق این واقعیت را می شکافاند وبه ما نشان می دهد. حال اگر همه بیایند درپس این نقاب قایم شوند که زبان ساد ، نزدیک به زبان کوچه و بازار است که مثلاً فلان نویسنده بزرگ چنین کرده است ، آنها نه به آن نویسنده خدمت کردند ونه به زبان ، بلکه حتی درجهت تخریب زبان قدم نهادند.من نمی گویم که زبان حتماً فاخرباشد ، ولی باید موازینی درانتخاب نثر رعایت شود. دستورزبان درست باشد. ضمن این که از واژ ه های مبسوط تری استفاده شود تا اثریک مقدار بار ادبی بگیرد. و درنهایت اثر خوب وبدش را خودش مشخص می کند.
•با کدام فرم رئالیسم راحت تر کارمی کنید؟
-مثلاً ” دو غریب ” فرم نامه های گویا را دارد که درآن حرفم را راحت تر ومستقیم زده بودم و بیشتر مورد پسند روشنفکران قرار گرفت و به زبان انگلیسی هم ترجمه شده است . بعد ازلیلی ومجنون ، حکایت روزگار رانوشتم که جایزه قلم زرین نشریه گردون را دریافت کرد که همین روزها به زبان ایتالیایی ترجمه می شود. رمان بعدی ام ” بعد ازعشق ” بود که فیلم نیمه پنهان ازروی آن ساخته شد.سپس رمان های ؛ خسرو وشیرین ، تجربه چهارم ، هفت پیکر ، جادو ، کنتس سلما و میرا ث تاجماه را منتشر کردم. به تازگی هم رمان ” توران وتندیس وتن ” هم وارد بازار شده است. . همیشه سعی کرده ام درهر رمان فرم جدیدی را تجربه کنم .قطعاً فرم در رمان جادو با رمان میراث تاجماه فرق می کند . انتخاب سبک ها وسوژه ها هر کدام به من یک لذتی می دهد. درکنج اتاقم می نشینم وبا با این قهرمان ها زندگی می کنم تا برای چاپ بفرستم وبه قول معروف این کنج را به گنج سلیمان نمی دهم .
•یکی از مسائلی که درحیطه ی ادبیات داستانی ما مطرح است این است که اگر رمانی پرفروش باشد یک اثر غیرروشنفکرانه و بعضاً مبتذل ارزیابی می شود. البته قابل تعمیم نیست ولی به هرحال به عنوان یک نقطه نظر وجوددارد.
– من جزو کسانی نیستم که هراثر پرفروشی را مبتذل می داند.اثر می تواند پرفروش باشد واز نظرادبی بی ارزش نباشد.اثرمی تواند پرفروش باشد واز نظرادبی بی ارزش باشد.چنان که اثر می تواند اصلاً فروش نرود، ازنظر ادبی هم خیلی کار باارزشی نباشد.شما چرا این سوال رااز من می پرسید؟ بهتراست ازکسانی بپرسید که تمام رمان های جذاب راخوانده ونخوانده دریک صف قرارمی دهند ودرجه بندی میان آنها قائل نیستند!اگر عقیده مرا می خواهید ادبیات درذات خود مقوله ای است که نه می تواند متولی داشته باشد ونه متروپیمانه شاخصی برای سنجش آن .ادبیات ، دایره وسیعی است که هرکس مطلوب خود رادرآن می یابد.نمی خواهم بگویم که هراثر نازلی چون فروش می رود پس ادبیات هست .اما چنین هم نیست که هراثرجذابی که الزاماً هم ادبیات نیست را باید خواند . به هرحال تما می رمان ها را باید بی طرفانه خواند و بعد به قضاوت رسید.نه قضاوتی که حاصل تحمیل دیگران است .
