دختری رمان نویس پشت دار قالی،رقیه الماسی
دختری با چهره ای مهربان که زیاد کتاب میخواند و رمان هم مینویسد ، پشت دار قالی نشسته و به آینده مبهم خود می نگرد .در تار و پود چله چشم میدوزد و با نوازش انگشتانش ابتدا گره ای سرخ ، بعد زرد می زند .
صبا از هفت سالگی رنگها را با چشم های خود می نوازد و می بافد ودوباره تکرار .
اما در حالیکه دست نوازش چشمان خود را بر تار و پود قالی می کشد از پانزده سالگی احساس و عواطف و باور های خود را بر صفحه کاغذ گره می زند و می نویسد. هم قصه میخواند و هم قصه مینویسد.
به قول خودش روزی فرا می رسد که داستان نقوش و بافت قالی اش را خواهد نوشت… راستی آینده او چگونه خواهد بود؟
او در خانواده ای بی بضاعت از پدری قالی باف و مادری خانه دار متولد شده ، طرح زیر خاکی در اندازه ۴×۶، ریز هفتاد با چله و گل ابریشم که با ۶۳ رنگ بافته می شود .
پشت این دار “صبا “و شش زن دیگر از ساعت هفت بامداد تا هفت عصر با کار مداوم مشغول بافت قالی هستند .
طی این مدت فقط یک ساعت برای استراحت کارگران اختصاص داده می شود . بافندگان با شتاب بیشتری گره ها را در هم می تنند ، گویی دیگر زمانی برایشان باقی نمانده و باید به پیش شتافت ودریغ از اینکه شاید تا رمقی در جان دارند در پشت همین دار ها خود را تسلیم معبود خویش کنند .
اغلب دنیا را در همین اتاق محقر خود می بینند چرا که هستی و زندگی آنها عبارت است از همان اتاق کوچک با دار قالی ونقشه ونخهای رنگارنگ. اغلب کارگران این کارگاهها چون از یک خانواده هستند تضمینی از لحاظ بیمه برای آینده خود از سوی کار فرما ندارند.
بنابراین آینده ای تاریک بر خلاف رنگهای روشن وشفاف ودلنشین قالی در انتظار آنهاست.
در چنین وضعی کشتارگاه نامی است آشنا برای مردم ارومیه . نامی که بمناسبت تاسیسات صنعتی کشتار دام در این منطقه به آن داده شده است، اما امروزه این فضای صنعتی در میان انبوهی از جمعیت دل به گوشه ای سپرده و نام خود را به مهاجران ساکن در اطراف آن داده است .
این منطقه در واقع یکی از محروم ترن نقاط در حاشیه شهر ارومیه است که همزمان با مهاجرت بافندگان قالی سایر شهرستانها شکل گرفته است .
می توان گفت در این منطقه منزلی نیست که در آن دار قالی وجود نداشته باشد.
زنان و دختران این حاشیه از شهر ارومیه به دلیل فقر مالی و نبود کار برای مردان خود بالاجبار مشغول به کار در کارگاههای قالیبافی شده اند تا از این طریق امرار معاش کنند.
منطقه ای که تقریبا تمام ساکنان آنرا مهاجرین تشکیل می دهند، مهاجرینی که اغلب از شهرهای خوی ، مرند، بناب ، مراغه وکردهای استان به این منطقه کوچ کرده وهر یک برای خود مسکن محقری دست و پا کرده اند، با وجود این برخی از قالیبافان به لحاظ فقر مالی اجاره نشین بوده ومجبور هستند که از درآمد ناچیز حاصله از بافت قالی اجاره منزل خود را نیز پرداخت کنند.
اکثر اشخاصی که کارگاههای قالی بافی را در منطقه کشتارگاه دایر کرده اند تاجران فرش از شهرهای تبریز ، ارومیه و خوی هستند.
معمولا در این گونه کارگاهها ، نقشه ، دار و مواد و ابزار و وسایل بافت از سوی کار فرما در اختیار بافندگان قرار داده می شود تا اقدام به بافت قالی کنند .
پس ازاتمام کار معمولا کار فرمایان و صاحبان کارگاهها دستمزدی را که بـاید به بافـنـده پرداخـت کنند آنرا به قبال ( مـعیار تعـیین و محاسبه ، نرخ دستمزد ) یا مـتـری محـاسبـه نمی کنند بلکه معامله به شکل مقاطعه کاری انجام می گیرد .
با اینکه در پرداخت دستمزدها روش محاسبه به شکل قبال یا متری اصولی تر است ، تاجر فرش به بهای تمام شده محاسبه می کند تا پول کمتری به بافندگان قالی بدهد .
به عنوان مثال تاجری بافت یک فرش در اندازه ۴×۶ تمام ابریشم را به مبلغ ده میلیون تومان برای دو سال دستمزد بافت معامله کرده در حالیکه قیمت واقعی این فرش پس از اتمام حدود بیست الی بیست و پنج میلیون تومان معامله می شود(زمان فروش) همانگونه که گفته شد بافت این فرش توسط سفارش گیرنده باید طی دو سال به اتمام برسد .در این روند حدودا ۹۰ درصد مواد لازم به دلیل مرغوبیت از تبریز وارد شده و ما بقی از شهر خوی خریداری می شود .
فرشها با نقشه های تبریزی اغلب ابریشمی بوده و معروف به چله ابریشمی می باشند به نظر می رسد در صورتیکه چنین وضعی برای تمام بافنده پیش رو باشد بایستس در چگونگی دستمزدها و کیفیت وحمایت از بافندگان تجدید نظر کلی کرد . تفاوت های آشکار در قیمت های تمام شده در برهه ای از زمان بافنده ها را از خود رهانیده و منجر به تنزل تولید فرش شود.
با وجود این روند چشمهایی در انتظار دست های توانمند مسئولین علاقه مند است که در این مهم دست اندر کار هستند . بیائید استعدادهای نهفته فرزندان این مرزوبوم را که پشت دارهای فالی عمری را سپری کرده و می کنند و حامی فرهنگ اصیل و بومی ایرانی هستند در جهت شناساندن این فرهنگ به بیرون مرزهای ایران شناسایی کرد و ذهن آنانرا بیش از پیش به نقش آفرینی شکوفا سازیم .
رقیه الماسی
کارشناس فرش میراث فرهنگی و گردشگری آذربایجانغربی
