غلامرضا وطن دوست:نهضت چپ به جنبش زنان ایران لطمه زده است
نهضت چپ با جذب زنان بزرگترین لطمه را به جنبش آنان زد.این گفته وطن دوست ،استاد دانشگاه شیراز بحث جلسه را به حاشیه کشاند آنچنان که یکی از حاضران در جلسه گفت: مادر من همان سال ها عضو حزب توده بود و در شاخه زنان این حزب فعالیت می کرد ایشان سالها در روستا ها مشغول آگاه سازی زنان بود و از عملکرد مثبت زنان در این شاخه می گوید. اما ما بدون هیچ تحقیقی فعالیت این حزب را زیر سئوال می بریم.
کانون زنان ایرانی
ترانه بنی یعقوب
taraneh@irwomen.com
زنان وجریانهای سیاسی ایران قرن بیستم موضوع نشست این جلسه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ بود که عصر روز چهارشنبه( ۵بهمنماه سال جاری ) با سخنرانی دکتر غلامرضا وطن دوست استاد دانشگاه شیراز برگزار شد.
در این جلسه وطن دوست قصد داشت با بررسی کتاب زن و پروسه سیاسی ایران قرن بیستم نوشته مرحوم دکتر پروین پایدار( استاد دانشگاه )سخنرانی کند. اما همه سخنانش در این نشست درباره این کتاب نبودو وطن دوست نظرات خودش را نیز درباره فعالیت های زنان و نقش جنبش های سیاسی در این دوره عنوان کرد.
در ابتدای جلسه وطن دوست از پروین پایدار و فعالیتهایش گفت: ” پروین پایدار هموراه در طول زندگی اش از وضعیت زنان در جوامع محروم دفاع کرده است. آنچنان که خانم افسانه نجم آبادی استاد دانشگاه هاروارد و دکتر نیره توحیدی استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا درباره ایشان و فعالیتهایشان مطالبی نوشته اند.”
جنسیت و دموکراسی، برخورد فمینیسم و اصلاحات، مقاله ای با نام فمنیسم در اسلام و ایران و … از دیگر آثاراو است. کتاب زن در پروسه سیاسی در قرن بیستم نیز ده سال پیش توسط ایشان نوشته شده است که کتاب با ارزش و مفیدی درباره مسائل سیاسی زنان در قرن حاضر محسوب می شود.
پروین پایدار سه ماه پیش و در سن ۵۷سالگی دارفانی را وداع گفت.
وطن دوست با این مقدمه وارد بحث اصلی جلسه شد:” کتاب خانم پایدار از سه بخش و یک مقدمه تشکیل شده مقدمه این کتاب درباره جنسیت و در حاشیه قرار گرفتن آن در جوامع جهان سوم است. بخش بعدی نیز که شامل پنج فصل است، گفتمان مدرنیته را بررسی می کند. در این بخش تاریخ قرن بیستم ایران و نقش زنان در آن مورد بررسی قرار گرفته، مسائلی همچون ملت شدن ایران، این بخش سال های ۱۳۲۰تا۱۳۵۰را در بر می گیرد.
بخش دیگر کتاب نیز گفتمان انقلاب و تغییر چهره زنان ایرانی را بررسی می کند. جایی که جنسیت هم انقلابی شده و بسیاری از زنان حجاب را بر می گزینند که از سال ۵۶ تا پیروزی انقلاب را در بر می گیرد.
بخش پایانی کتاب نیز گفتمان اسلامی شدن را مورد بررسی قرار می دهد که اسلامی کردن زنان ایران در این دوره مورد توجه دکتر پایدار است.
به گفته وطن دوست از مجموع این دو بخش دکتر پایدار نتیجه می گیرد که هدف زنان در طول تاریخ معاصر ایران تغییر نکرده اما بر حسب شرایط زمان و مکان موقعیت آنان دستخوش تحول شده است.
به نظر پایدار، در این دو دوره زنان با وجود، نقش کلیدی و بر جسته شان در تاریخ سازی همواره نادیده گرفته شده اند.
وطن دوست می گوید: در این کتاب پایدار سعی دارد نکته مهمی را روشن سازد و آن اینکه بر خلاف تصور همگان موقعیت زنان ایران در تحول و گفتمان قرن بیستم موقعیتی حاشیه ای نبوده و زنان هموراه در متن جریانات بوده اند. پایدار برای ثابت کردن این موضوع بارها از نقش زنان در انقلاب مشروطه یاد می کند و اینکه زنان در آن سال ها فعالیت های زیادی داشته اند و مسائلشان را در سطح کلان مطرح کرده اند. و اگر آن دیدگاه ها با معیارهای جدید بررسی شوند کاملاً با خواسته های مدرن زنان مطابقت دارند.
در این قسمت جلسه دکتر وطن دوست به طرح نظرات خود می پردازد:” انقلاب مشروطه در بحث ملت سازی ایران نقش مهمی داشته اما بعد از آن و پس از جنگ جهانی دولت ضعیف می شود و سه سال بعد از جنگ و کودتا و روی کار آمدن رضا شاه ایران عملاً وارد مرحله جدیدی می شود. او در صحبت هایش از نقش مفید رضاخان در ملت سازی ایران نام می برد و مدرن شدن ایران در آن زمان را تا حدی مدیون او می داند و اینکه در این ملت سازی”زنان” نقش مهمی داشته اند و همین امر را نشانه مدرنیته ایرانی می داند چون به نظر او فقط در جوامع مدرن زنان نقش اساسی دارند. و همین نشانه تفاوت زنان ایرانی و عرب است.
البته وطن وست در عین اشاره به ویژگی های مثبت رضاخان در ملت سازی ایران و مدرنیته ایرانی به دیکتاتور بودن رضا شاه نیز اشاره می کند.
وی همچنین سال های ۲۰تا۳۰ را در کشور دوره ای مفید ارزیابی می کند دوره ی ناسیونالیسم و پس از خروج رضا شاه از کشور که در این سالها آگاهی سیاسی ملت فزایش می یابد و ما شاهد ظهور گروه های سیاسی با دیدگاههای مختلف هستیم. ”
او به حزب توده و نقشاش در این دوره اشاره می کند:” این حزب با جذب زنان بزرگترین لطمه را به جنبش آنان زد. در حالیکه دیگر افراد نتوانستند زنان را جذب کنند.”
این گفته وطن دوست بحث جلسه را به حاشیه کشاند و ادامه بررسی کتاب دکتر پایدار را ساعتی متوقف کرد.
من از وطن دوست درباره چگونگی لطمه زدن جنبش چپ ایران به نهضت زنان پرسیدم: که او در پاسخ گفت: روشنفکران ایرانی بزرگترین ضربه را از حرکت چپ در ایران خورده اند. حرکت چپ در ایران تقلیدی صرف از اروپا بوده و هر چنداین نهضت در اروپا اثرات مثبت فراوانی داشته و تا حد زیادی سرمایه داری را تلطیف کرده اما در ایران نهضت چپ موجب انفعال روشنفکران شده است.
این نهضت در ایران هیچ کمکی به پیشرفت اهداف زنان نیز نکرده است. دکتر پایدار هم این مساله را به نوعی در کتابشان طرح کرده اند که گروههای چپ حمایت از زنان را به عهده می گیرند اما بعد از کودتا به موقعیت زنان لطمه میزنند.
اما این پاسخ وطن دوست ظاهراً حاضران در جلسه را مجاب نکرد. چون یکی از آنها که مرد میانسالی بود با هیجان رو به وی گفت:مادر من همان سال ها عضو حزب توده بود و در شاخه زنان این حزب فعالیت می کرد ایشان سالها در روستا ها مشغول آگاه سازی زنان بود و از عملکرد مثبت زنان در این شاخه می گوید. اما ما بدون هیچ تحقیقی فعالیت این حزب را زیر سئوال می بریم.
چند تن دیگر از حاضران جلسه نیز به این دیدگاه انتقاد کردند و خواستار این شدند که وطن دوست از یک جریان سیاسی در ایران نام ببرد که زنان را به حاشیه نرانده باشد؟ وطن دوست نیز پاسخ هایی به معترضان به این موضوع داد اما این بحث نهایتاً نیمه تمام رها و وطن دوست به بحث اصلی جلسه پرداخت.
“دکتر پایدار در کتابش نتیجه می گیرد که زنان ایران در تاریخ صد ساله معاصر هر چند سعی دارند جایگاهی مناسب را بیابند. اما دولت ها همواره در مسائل آنان دخالت کرده و با یک پوشش مسائل زنان را تحت الشعاع قرار داده اند و مدرن شدن زنان مثل سایر نهادهای این کشور همیشه سایه دولت سالاری و پدر سالاری را بر سر داشته، تحت پوشش آن قرار گرفته است .
در اینجا وطن دوست به سازمان زنان ایران در عهد پهلوی دوم تحت پوشش اشرف اشاره می کند و آن را نیز حرکتی وابسته به دولت می داند:”پایدار بر این نظر است که نهضت زنان در این دوره هر چند تحت پوشش دولت بوده اما هیچگاه دولت نیز برای این جنبش موضع مشخصی نداشته است.
نکته دیگر کتاب پروین پایدار که وطن دوست به آن اشاره می کند بررسی تئوری های مختلف پیرامون فمنیسم و جنبش زنان در تاریخ زنان خاورمیانه و نقش آنهاست:” تئوری مدرنیزاسیون، وابستگی، امپریالیسم فرهنگی، اسلام گرایی خاورمیانه در جنبش زنان ایران مطرح بوده اند. اما دکتر پایدار از مجموع این نظریات نتیجه می گیرد که هیچ کدام به تنهایی برای جنبش زنان ایران کارایی نداشته و جنبش زنان هیچگاه تحت تاثیر یک علت نبوده و جمعی از دلایل مختلف جنبش و حرکت آنان را ساخته و زنان با ترکیبی از عوامل درصدد دفاع از حقوق خود برآمده اند.
