چرا زنان کمتر از مردان به مصطفی معین رای دادند

کانون زنان ایرانی:دکتر محمد فاضلی جامعه شناس،می گوید که گفتمان مصطفی معین را آنطور که روشنفکران می فهمیدند با آنگونه که مردم می فهمیدند، باید ازهم جدا کرد. به اعتقاد او اولاً معین در تبلیغات تلویزیونی چیزی درباره زنان نگفت. یعنی برنامه هایش درباره زنان چیزی بیش از دیگران نبود. ثانیاً آنچه او درباره زنان می گفت لابه لای بقیه حرف هایش گم بود. او با لحن روشنفکرمآبانه، در باب مسائلی که جامعه از آنها اشباع شده بود، حرف می زد. مثل دموکراسی، مردم سالاری یا توسعه سیاسی. اینها مفاهیمی نیستند که برای عامه مردم و به ویژه برای زنان قابل درک باشد.

کانون زنان ایرانی

فریده غائب

مفاهیمی چون دمکراسی ،مردم سالاری ،توسعه سیاسی و… برای زنان معمولی جامعه قابل درک نیست چون هنوز سیاست در ایران زنانه نشده است.

این را دکتر محمد فاضلی ،عضو هیات علمی وزارت علوم تحقیقات و فن اوری می گوید و سیاست زنانه را بیشتر باز می کند.سیاستی که مسائل گریبانگیر زنان همچون توجه به آزارجنسی علیه آنان در آن غایب است.

سیاستی که توجه خاص به مسائل زنان داشته و برای زنان ملموس باشد،زنانه است.

تحلیل های این جامعه شناس را درباره رفتار سیاسی زنان درنهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و دلایل توجه زنان به هر کاندیدا را می خوانیم.

شما در جلسه ای بر اساس نتایج نظر سنجی قبل از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، آراء زنان و مردان را تحلیل کردید. می خواهم بدانم چقدر از تحلیل هایی که بر اساس نظر سنجی انجام می شود، قابل اعتماد است؟

این سئوال شما به اعتبار نظر سنجی ها در ایران بر می گردد. با قاطعیت می گویم هر چند این نظر سنجی ها کامل نیستند، اما قابل استناد هستند.

اما عده ای معتقدند رفتار سیاسی ایرانیان پرنوسان است. به راحتی یک شبه تحت تاثیر تبلیغات، رای خود را تغییر می دهند. نظر شما در این باره چیست؟

بله من به ساختار نیافته بودن سیاست در ایران اعتقاد دارم. در کشورهایی مثل انگلستان افراد بر اساس وابستگی شان به حزب، گرایش سیاسی کاملاً مشخصی دارند. اما در ایران افراد بر اساس گرایشات حزبی رای نمی دهند بلکه کاملاً سیال رای می دهند.

از طرفی یکی دیگر از دلایل عدم پیش بینی صحیح از نظر سنجی تبلیغات یک سویه است. به این معنا که فقط کاندیداها حق حرف زدن دارند. هیچ وقت نشده منتقدی از جناح رقیب یا یک منتقد اجتماعی – سیاسی حرف های کاندیداها را نقد کند. برای همین کاندیدایی می تواند به راحتی ادعا کند در عرض چهار سال ۴۰هزار کیلومتر راه آهن می سازد، بدون اینکه کسی از او سئوال کند که آیا این عملی است یانه؟

اما باز هم می گویم که نظر سنجی ها قابل استناد هستند.

شاخص اعتبار نظر سنجی های انجام شده در انتخابات ریاست جمهوری چه بود؟

تا یک هفته قبل از انتخابات دوره ی اول، احمدی نژاد رای زیادی نداشت. نظر سنجی چهار ماه قبل از انتخابات نیز نشان می داد که احمدی نژاد فقط هفت دهم درصد رای داشت. در بهترین حالت دو ماه قبل از انتخابات رای ایشان به ۳/۱ درصد رسید. اما یک هفته قبل از انتخابات، ناگهان رای ایشان بالا رفت. نظر سنجی روز قبل از انتخابات نشان داد رفسنجانی، احمدی نژاد، قالی باف اول تا سوم هستند.

تنها رایی که در تهران قابل شناسایی نبود مربوط به کروبی بود. اتفاقاً این آراء برای تهران درست بود. چون کروبی در تهران نفر ششم شد.

آیا امکان تحلیل انتخابات بر اساس آراء واقعی مردم وجود دارد؟ اینکه بدانیم چه میزان از آراء به زنان و چه میزان به مردان تعلق دارد؟

بله، این امکان وجود دارد. مثلاً در تهران دو روز بعد از انتخابات مرحله اول و هفت روز بعد از انتخابات مرحله دوم نظر سنجی انجام دادیم. از افراد پرسیدیم به چه کسی رای داده اند. این آمار واقعی است و نتیجه با درصدهایی که در تهران از رای کاندیداها اعلام شده بود، مطابقت داشت.

منظور من از آراء واقعی آرائی است که در صندوق های رای ریخته می شود نه نظر سنجی؟

نه، این کار امکانپذیر نیست. رای گیری دمکراتیک مبتنی بر گمنام بودن فرد رای دهنده است. شما صرفاً می توانید بفهمید در چه صندوقی، در کجا و در چه ناحیه جغرافیایی چقدر رای وجود دارد. ولی فهمیدن تعداد آراء زنان و مردان غیر ممکن است.

در نظر سنجی های انجام شده وضعیت رای زنان و مردان به هر یک از کاندیداها به چه صورت بود؟

۵۸درصد از رای دهندگان به مصطفی معین مردان بودند و ۴۲درصد را زنان تشکیل می دادند. زنان ومردان رای دهنده به هاشمی و احمدی نژاد تقریباً برابر بودند. در حالیکه زنان به قالیباف و لاریجانی رای بیشتری داده بودند.

اختلاف ۱۶درصدی آراء زنان ومردان در انتخاب معین بسیار زیاد است. چرا زنان اینقدرکمتر از مردان به معین رای دادند. مگر نه این است که شعارهای مربوط به اصلاح قوانین تبعیض آمیزبه نفع زنان در شعارهای معین بیش از دیگران بود؟

گفتمان مصطفی معین را آنطور که روشنفکران می فهمند با آنطور که مردم می فهمند، جدا کنید. به نظر من تلویزیون در ایران بزرگ ترین تاثیرانتخاباتی را دارد. از زمانی که فیلم های تبلیغاتی احمدی نژاد پخش شد میزان آرایش بیشتر شد. اولاً معین در تبلیغات تلویزیونی چیزی درباره زنان نگفت. یعنی برنامه هایش درباره زنان چیزی بیش از دیگران نبود. ثانیاً آنچه معین درباره زنان می گفت لابه لای بقیه حرف هایش گم بود. او با لحن روشنفکر مآ با نه، در باب مسائلی که جامعه از آنها اشباع شده بود، حرف می زد. مثل دموکراسی، مردم سالاری یا توسعه سیاسی. اینها مفاهیمی نیستند که برای عامه مردم و به ویژه برای زنان قابل درک باشد.

منظورتان از اینکه شعارهای دموکراسی و توسعه سیاسی برای زنان قابل درک نیست، چیست؟

هنوز سیاست در ایران زنانه نشده است. به این معنا مسائلی که در عرصه سیاسی طرح می شود، برای منافع زنان و مردان معنای یکسانی دارد.

مثلاً در گفتمان معین این بحث طرح می شود که تکیه بر قدرت یعنی اینکه دیگر قدرت خود مختار و دیکتاتور مآبانه در کشور نداشته باشیم. هر چند اینها به زنان جامعه هم کاملاً ربط دارد، ولی واقعیت این است که این آیتم برای همه یک معنا دارد. مثلاً اگر من بحث ” آزادی” را مطرح می کنم، به این معنا نیست که زنان نسبت به مردان به آزادی بیشتری احتیاج دارند.

نه تنها در ایران، بلکه در دنیا، زنان آگاهی سیاسی کمتری دارند. کمتر بحث های سیاسی می کنند . علاقه شان به سیاست هم کمتر است.

زنان در عرصه سیاست به مفاهیم انتزاعی علاقه کمتری دارند. آنها به دستاوردهای تجربی،ملموس و واقعیت های قابل لمس در عرصه های زندگی حساس هستند و به آنها واکنش نشان می دهند.

مجموع گفتمان انتخاباتی محدود به سیاستهای کلان و برای انسانها در مجموع بودند و زنان از مردان جدا نبودند.

پس به نظر شمادر هیچ کدام از شعارهای کاندیداها برنامه ی خاصی برای زنان دیده نشد؟

درست است. در هیچ یک از برنامه های کاندیداها، سیاست زنانه ای طرح نشده بود. معین کسانی را مورد خطاب قرار داد که قبلاً او را انتخاب کرده بودند. کسانی که به معین رای دادند، قطعاً به لاریجانی و احمدی نژاد رای نمی دادند.

در حقیقت به جز پایگاه اصلاح طلبان و جناح راست، خیل عظیمی از جمعیت ۱۳ تا ۱۷ میلیونی رای شناور وجود دارد. در هر انتخاباتی کاندیداها بر ای این تعداد مناظره دارند. آیا مسئله این جمعیت حضور یک زن در کابینه بود؟ آیا حقوق ملموس زنان در هیچ یک از شعارها دیده شد؟ آیا درباره خشونت و آزار و اذیت های جنسی چیزی گفته شد؟

بخش عمده ای از زنان این واقعیت را تجربه می کنند که اگر بخواهند در بیرون کار کنند باید به خواسته های کار فرمایشان تن دهند. توجه به این موضوعات یعنی سیاست زنانه.

یا مثلاً کدام کاندیدا مسئله زنان مجرد را مطرح کرد. جهت گیری در جامعه برای زن تعریف او در نقش”مادری” است در حالی که بین یک تا سه میلون زن در ایران شانس ازدواج ندارند. تکلیف اینها چه می شود؟ آیا اینها باید بمیرند؟ چه راه حلی برای آنان اندیشیده شده است؟

می خواهم بدانم اگر در هیچ یک از برنامه های کاندیداها گفتمان زنانه وجود نداشت، چطور شد که زنان به اصولگرا یان رای بیشتری دادند؟

آنها رای شان را از طرح مسائل ملموسی که در زنان و مردان یکسان بود، به دست آوردند. یعنی مسائل آنقدر ملموس بودند که زنان می توانستند با آن ارتباط برقرار کنند. این هم باید یادمان باشد که در ایران ” خانواده” رای می دهد نه فرد. یعنی رای خانواده را یا پدر تعیین می کند یا دانشجوی آن خانواده.

نبودن سیاست زنانه برای جلب رای زنان آنها را به گروه منفعلی تبدیل کرده که تحت سیطره مردان یا خانواده هایشان قرار دارند.

کاندیداهای اصولگرا مسائلی را طرح کردند که برای همه قابل فهم بود. یعنی زنان هم همپای مردان این مشکلات را حس کردند. برای همین وقتی مشکل اقتصادی در حرف های کاندیداها مطرح شد، زنان توانستند به نسبت مردهایشان حرف بزنند.

هر چند زنان در دور اول به اصولگراها رای بیشتری دادند. اما چرا در دور دوم بیشتر آراء زنان متعلق به هاشمی بود. هاشمی را که نمی توان جزو اصولگراها برشمرد.همچنین حرف های او هم چندان برای زنان ملموس نبود؟

البته باید دید تفاوت رای ها چند درصد است. یک دلیل جذب آرای زنان به اصولگرا ها وجود کاندیدایی مثل قالیباف بود. او جذاب ترین کاندیدای تبلیغاتی برای زنان بود.

همچنین در نظر داشته باشید که در ایران مادران متولی تربیت کودکان هستند. خانواده پایه امنیتی افراد است. یعنی وقتی خانواده تهدید می شود افراد احساس نا امنی می کنند. مثلاً عده ای از روشنفکران درباره حقوق زن در باب حجاب حرف می زنند. به نظر من اینها در میان زنان ایرانی پایگاهی ندارند. مسئله حجاب زن در ایران فقط مسئله حکومت نیست بلکه خانواده و زنان به عنوان بخشی از حیات اجتماعی به این موضوع حساسند. برای همین، وقتی اصولگرایان از اصلاح اخلاقی جامعه حرف می زنند، دقیقاً در همان عرصه محسوس حیات ذهنی زنان پا گذاشته اند.

مثلاً لاریجانی از اصلاح اخلاقی صحبت کرد. از بازسازی سلامت اخلاقی جامعه و در شعارهای خود خانواده را مورد خطاب قرار داد. در صورتی که خانواده اصلاً در گفتمان معین جایی نداشت.

هر چند بخشی از زنان در پی اشتغال هستند، اما بخش عمده ای از زنان ایران خود را متولی مادری و تربیت فرزند تعریف می کنند و این برایشان قابل درک است.

نگفتید که چرا زنان در دور دوم به هاشمی بیشتر رای دادند؟

این تفاوت چندان معنادار نیست. یک تفاوت دو تا سه درصدی است. در دور دوم، سیاست از حد شکاف ها گذشت. یعنی نه دیگر شکاف جنسیتی مهم بود و نه شکاف قومی.

میزان رای در دور دوم بیشتر به شخصیت ها بر می گردد. یعنی اگر در دور دوم کروبی و هاشمی می ماندند نتیجه متفاوت می شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.