جنبش زنان ، تهدیدها و نگرانی ها

کانون زنان ایرانی-مهرزادغنی پور:” راه دستیابی به مطالبات جنبش زنان به چالش کشیدن طرف مقابل است.”

این را عباس عبدی ،فعال سیاسی دیروز (چهارشنبه۲۲ فروردین) در جلسه‌ای که با عنوان «جنبش زنان؛ تهدیدها و مقاومتها» از سوی کمیسیون زنان تحکیم و ادوار تحکیم برگزار شده بود،گفت.او در این جلسه از زاویه انتقادی به جنبش زنان پرداخت هر چند که این انتقاد را به معنای مخالفت با این حرکت ندانست.

عبدی با اشاره به نظر حاکمیت که جنبش زنان را براندازی نرم خوانده بود گفت:«ما در ایران هیچ جنبش خالصی نداریم چرا که هیچ حوزه مستقلی از سیاست نداریم و سپس این حرکت خیلی سریع تبدیل به مسئله امنیتی می‌شود.در حالی که در غرب جنبشها خالص و معطوف به همان موضوع است و کاری به ساخت سیاسی ندارد.به طوری که در غرب نقشها،قشرها و طبقات شکل گرفته‌اند و هر گروهی میتواند مطالباتش را پیگیری کند بدون آنکه در تعارض با دیگری باشد.»

او سیاسی شدن جنبشها را مرتبط با ساخت سیاسی و ناشی از تراکم مطالبات وآزاد نبودن بیان و از همه مهمتر ناشی از این می‌داند که ساختار سیاسی هرگز حاضر به مذاکره و گفتگو نیست.

عبدی سپس به دو ویژگی جنبش زنان که سبب شکنندگی بیشتر آن می‌شود اشاره کرد:«حمایتهای بین‌المللی شکنندگی جنبش را بیشتر می‌کند چراکه در دنیا حساسیت به جنبش زنان بیش از سایر قشرهاست و از آنجا که ساخت سیاسی در ایران به حمایتهای بین‌المللی حساس است، این می‌تواند سبب شکنندگی بیشتر جنبش شود.»

عبدی ادامه داد:« در عین حال ویژگی مطالبات زنان به گونه‌ای است که خیلی راحت می‌توان مضمون مطالبات آنها را ضد دینی و ضد اسلامی جلوه داد و از آنجا که بخش قابل توجهی از اعتراضات به قوانین و ساختارهای اجتماعی بر‌می‌گردد،حساسیت نسبت به آن بیشتر است.»

او بخش قابل توجهی از نابرابریها را در حقوق جزا و خانواده دانست وگفت:«اعتراض به مسائلی چون دیه، ارث، سن تکلیف، اختیار ازدواج،حضانت و تعدد زوجات اعتراضی قابل فهم است. اما برای اصلاح این قوانین از دو زاویه می‌توان عمل کرد و جنبش زنان باید مشخص کند که کدام زاویه را انتخاب کرده است.آیا جنبش این مسائل را به لحاظ ایدئولوزیک و بنیادی رد می‌کندیا با دیدگاه تحلیلی و جامعه شناختی به موضوع می‌پردازد؟»

او دیدگاه دوم را موثر می داند:«بر اساس این دیدگاه می‌توان گفت که این این قوانین براساس پایه‌های اجتماعی زمان خود نوشته شده اما اکنون که شرایط اجتماعی تغییر کرده، این حقوق نه تنها کارایی خود را از دست داده بلکه به صورت ضد کارا نیز درآمده است.»

عبدی همچنین معتقد است که اگر از این زاویه به موضوع پرداخته شود، زنان روستایی، شاغل، مذهبی و لائیک همه با هم هم‌عقیده خواهند شد.

او راه حل دیگر را به چالش کشیدن حاکمیت می‌داند:« از حکومت بپرسید اگر سنگسار حکم ثابتی برای تمام زمانهاو جوامع است، آن را در یکی از میدانهای شلوغ شهر به اجرا در نمی‌آورید؟”

سخنرانی شادی صدر

((photo1))

در ادامه این جلسه، شادی صدر ،فعال جنبش زنان به بهانه دستورالعمل جدید نیروی انتظامی که بر اساس آن از اول اردیبهشت ماه با مصادیق بدحجابی برخورد خواهد شد،به موضوع« پوشش زنان در جامعه و دانشگاه» پرداخت:«یکی از دلائل لاینحل ماندن مسئلهحجاب این است که حکومت تعداد زنان بدحجاب را در بدترین حالت،ده درصد افراد جامعه می‌داند در حالی که اگر چنین بود نیازی به اجرای طرحهای ضربتی وجود نداشت.”

صدر، مبنای برخورد حاکمیت با زنان در مسئله حجاب را تبصره ماده۶۳۷ قانون مجازات اسلامی می‌داند که بر اساس آن زنانی که بدون حجاب شرعی باشند، به ده روز تا دو ماه حبس و پرداخت پنجاه تا پانصد هزار ریال محکوم می‌شوند.

اولین نقدی که صدر مطرح می‌کند این است که:«آیا حکومت اختیار تعیین نحوه لباس پوشیدن افراد از جمله زنان را دارد یانه» او می‌گوید:«برخی معتقدند حجاب یک امر شخصی است اما برخی هم آن را یک امر اجتماعی دانسته و معتقدند که حکومت می‌تواند برای آن مجازات تعیین کند.»

صدر در اینجا به حکمی اشاره می‌کند که فقها درباره آن اجماع دارند:« تراشیدن ریش برای مردان حرام است. پس چرا هیچگاه حکومت ایران مردانی را که ریش خود رامی‌تراشند،مجازات نمی‌کند؟ ” او این را یک تبعیض جنسیتی می‌داند .

ژیلا بنی‌یعقوب:برخورد حاکمیت با جنبش زنان هر روز خشن تر شده است

((photo2))

ژیلا بنی‌یعقوب ، روزنامه نگار در ادامه این جلسه به خشن‌تر و رادیکالتر شدن برخورد حاکمیت با جنبش زنان، در قالب احضارها، بازداشتها و دادگاهها طی ده ماه اخیر اشاره کرد و گفت:« در بازداشت ۲۲خرداد، برخورد با فعالان نرم تر ومؤدبانه تر بود. تعدادی ازبازجوها آن موقع می‌گفتند ما با مطالبات شما مشکلی نداریم،فقط باشیوه مطرح کردن آن مشکل داریم و مهمترین نقدشان هم این این بود که چراوقتی کشور از نظر امنیتی درشرایط حساس ودر معرض انواع تهدیدهاست، فعالان جنبش زنان برنامه‌های خود را به جای محیطهای باز در محیطهای سربسته برگزار نمی کنند. حتی بعضی از بازجوهابه ما می گفتندکه می‌توانید برنامه های خود رادر استادیوم امجدیه برگزارکنید و ازخبرنگاران داخلی وخارجی نیز دعوت کنید.»

بنی‌یعقوب سپس برای اثبات ناصادقانه بودن این ادعاها چند مثال آورد از جمله اینکه حتی سیستم امنیتی از برگزاری یک مصاحبه مطبوعاتی برای اعلام موجودیت کمپین یک میلیون امضا در سالن یک مؤسسه نیکوکاری جلوگیری کرد و پس ازآن نیز با تعدای از اعضای کمپین در هنگام جمع‌اوری امضا در شهر از جمله مترو برخوردخشن کردند.

او سپس برخورد خشن با فعالان زن در روز ۱۳ اسفند جلوی دادگاه انقلاب را مثال زد.

به عقیده او حتی رفتار با فعالان در زندان هم تغییر کرد. به طوری که این تغییر در ارائه خدمات رفاهی در زندان هم مشهود بود:« در حالی که دفعه قبل حوله و لباسهای تمیز و بسته بندی شده در اختیار فعالان قرار گرفت، این بار حتی آب آشامیدنی سالم نیز در اختیار آنها گذاشته نشد.»

بنی‌یعقوب بازداشت دو تن از فعالان را در روز ۱۳ فروردین به هنگام جمع‌آوری امضادر پارک لاله و نگه داشتن آنها در بند تنبیهی و بند قاتلان را مصداق افزایش خشونتها دانسته و می‌گوید:« این در حالی است که جنبش زنان هر روز مدنی تر و مسالمت آمیزتر رفتار کرده است.»

او سپس با طرح سؤالی، فعالان زن را دعوت به هم‌اندیشی می‌کندکه:«سیستم با خشن‌تر کردن برخوردها و با تکرار دستگیریها و احضار کردنها چه هدفی را دنبال می‌کند؟ آیا این رفتارهایشان یک پیام آشکار تهدید آمیز و به معنای زهرچشم گرفتن از ما نیست؟آیا آنها فقط از ما می خواهند که دیگر تجمع نکنیم؟و اگر بپذیریم آیا قضیه به همین جا ختم خواهد شد یا خواسته بعدی آنها این است که دیگر حتی در خانه‌های خود هم از این مطالبات سخن نگوییم.»

این فعال حقوق زنان با انتقاد از این برخوردها ،گفت: “اگر هدف دولت از این برخوردها تهدید و زهر چشم گرفتن است لازمست که ما هم کارآیی جنبش زنان را افزایش دهیم”

احمدی خراسانی :دو قصه‌گوی زندان زنان را به ما بازگردانید

نوشین احمدی خراسانی ،از فعالان جنبش زنان در ادامه این نشست از ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده گفت که به جرم جمع‌آوری امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز در زندان به سر می‌برند:«امروز می‌خواهم از تخیل ناب زنانه آن دو سخن بگویم که چگونه بن‌بستهای واقعیت زندگی زنان را با تخیل زنانه خود در هم‌ شکسته‌اند.امروز روایت ناهید و محبوبه از زندان اوین، روایت رنج صدها زن زندانی است و سرگذشت آنها سرگذشت کمپین یک میلیون امضاست که با تخیل ناب زنانه آغاز شد. ما یاد گرفته‌ایم که واقعیت را با تخیلمان بازآفرینی کنیم واین راهی است که از طریق آن، واقعیتهای تلخ زندگی را به چالش می‌کشیم. پس از ۲۲ خرداد، کمپین یک میلیون امضا نسل پنجم فمینیستهای ایرانی را خلق کرد در حالی که در آغاز به نظر می رسید جمع‌آوری یک میلیون امضا فقط یک آرزویی دست نیافتنی است توسط یک مشت زن شوریده حال وچند دانشجوی جوان و بی‌تجربه .اما کمپین یک میلیون امضا با تخیل زنانه ناهیدهاو محبوبه‌ها و صدها دانشجوی نورسته این واقعیت زمخت را به تدریج در هم شکست و به درون خانه‌ها راه یافت. محبوبه و ناهید امروز توانسته اند با تخیل ناب خود از حصارهای زندان اوین گذر کنند واین درسی است که ما می‌توانیم آن را فراگیریم .واقعیت موجود ، فضاهای عمومی را از ما دریغ می‌کند، مانند آن دو فضاهایی آزاد برای خود خلق کنیم تا حصارهای تنگ واقعیت رادر هم بشکنیم .”

پروین اردلان: باز هم شکایت می کنیم

سخنران آخر پروین اردلان از دیگر فعالان امورزنان ضمن اشاره به مقاومت مدنی زنان طی یک سال اخیر با مروری بر شکایات قانونی زنان نسبت به مجریان و مسئولان قضایی برخوردهای قهرآمیز و غیر منطقی نیروهای حکومتی را خاطر نشان کرد و گفت :” کلیه رفتارهای مدنی و مسالمت آمیز زنان در سال گذشته با تندی و برخوردهای شدید غیرقانونی پاسخ داده شد و ما هم در برابر این برخوردهای قهری مجدا شکایات قانونی خود را به جریان انداختیم.”

وی با یاد آوری خاطره ۸ مارس سال ۱۳۸۴ و ضرب و شتم زنان توسط نیروی انتظامی در روز جهانی زن به بی توجهی قضایی موجود اعتراض کرد. زیرا پرونده شکایت زنان ضرب و شتم شده در ۸ مارس ان سال همچنان مسکوت مانده است. مشابه این اتفاق برای پرونده زنانی که در ۲۲ خرداد سال ۸۵ در میدان ۷ تیر از ماموران نیروی انتظامی کتک خورده و با مراجعه به پزشکی قانونی شکایت کرده بودند نیز رخ دادو پرونده آن ها نیز معوق ماند.

وی در مورد شکایت ناهید جعفری از فعالان زن حاضردر برابر دادگاه انقلاب( ۱۳ اسفند) که مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفته بود گفت : در کمال

تعجب پرونده این شکایت را از دادسرای عمومی به دادگاه انقلاب ارجاع دادند.

او ضمن یادآوری حملات شبانه و بدون مجوز در اسفند ماه سال گذشته به خانه های فعالان زن (منصوره شجاعی و فرناز سیفی ) و شکایات آنان به دادگاه را متذکر شد و گفت :« در واقع این ما زنان بودیم که همواره با رفتارهای آرام و مدنی خود به آن ها آموزش رفتار درست و قانون مداری داده ایم.»

وی با یاد آوری اصل ۲۷ قانون اساسی در مورد تجمعات گفت:«می بینید که رفتار ما، خواسته های ما و نحوه عملکرد ما همواره قانونی بوده است و این دستگاه های قضایی و امنیتی و انتظامی بوده اند که همواره با روش های غیر قانونی جلوی حرکات مدنی زنان را برای دست یابی به خواسته هایشان گرفته است. مطالبات ما و روش ما کاملا مدنی است و اگر از نظر برخی حساسیت زا شده است به دلیل موفقیت جنبش زنان در عمومی کردن این مطالبات بوده است. »

وی در تقابل با اقدامات مدنی و قانونی زنان با اشاره به کارنامه عملکرد دستگاه های حافظ امنیت به دستگیری ۷۰ روزنامه نگار، فعال دانشجویی، فعال جنبش زنان و زنان حامی در ۲۲ خرداد، ۳۳ روزنامه نگار و فعال جنبش زنان در ۱۳ اسفند ، ۳ روزنامه نگار و فعال ان جی اویی در ۷ بهمن و دستگیری سه فعال کمپین در مترو در ۲۳ آذر و ۲۰ دی و اکنون دوفعال دیگر کمپین در ۱۳ اسفند ..اشاره کرد و گفت اگر به این کارنامه ورود به منازل فعالان جنبش زنان، ضبط وسایل آنان، احضارات پی در پی تلفنی و کتبی، تهدیدات پی درپی رسمی و غیر رسمی تلفنی و تهدید به صدور حکم جلب و دستگیری و …را هم اضافه کنیم شاید بتوان گفت دستگاه های امنیتی در حوزه زنان از پرکارترین دستگاه های ما بوده و لابد برای برهم زدن امنیت مدنی زنان هم دیپلم یا نشان افتخار، ترفیع درجه و مقام و حقوق مادی هم برایشان در پی داشته است.

او در پایان نیز اعلام کرد :« قطعا پس از آزادی یارانمان نسبت به بازداشت غیرقانونی آنها اعلام شکایت می کنیم هرچند چون گذشته پاسخی نگیریم. این هم خودش نوعی آموزش کاربردی به مجریان قانون است که کار غیر قانونی را با قدرت قانونی نیامیزند. »

عکس ها : آرش عاشوری نیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.