چرا زنان باید مالیات کمتری پرداخت کنند
ترجمه از ایمان پاکنهاد:
معمولا بازاریهای آزاد و کسانی که نگران بازدهی هزینههای پرداخت مالیات هستند، در مقابل گروهی از فعالان اجتماعی قرار دارند که معتقدند برای دستیابی به اهداف اجتماعی، مداخلهء دولتی بزرگ نیاز است. روشی وجود دارد که به نظر هر دو گروه را راضی میکند: مالیات بر درآمد زنان کم شود و مالیات بر درآمد مردان به میزان کمتری افزایش یابد.
همانطور که ممکن است این پیشنهاد عجیب به نظر برسد، اما کاملا عملی است، به این ترتیب که کل درآمد مالیات، ثابت نگه داشته شود و نرخ میانگین مالیات کاهش یابد.
با وجود این، این روش همزمان، هم پیچیدگی کلی مالیات را کاهش میدهد و هم حضور زنان در بازار کار را افزایش میدهد. این روش به نتایجی همچون سیاستهای اعمال تبعیض مثبت در مواردی نظیر سهمیه یا اعطای یارانه برای نگهداری از کودک خواهد انجامید و میتواند جایگزین دیگر سیاستها شود. این روش، همچنین، تبعیض جنسیتی را برای کارمندان، پرهزینه میسازد و عادلانه خواهد بود زیرا فشار حاصل از بارداری را برای زنان تعدیل میکند و مسالهء دیگر اینکه امکان بچهدار شدن ممکن است در آیندهء کاریشان تاثیرگذار باشد.
چگونه تحقق این معجزه ممکن است که مالیات بردرآمد مردان کمتر از مقدار کاهش مالیات زنان، افزایش یابد و در عین حال، میزان کل درآمد مالیاتی هم ثابت بماند؟
پاسخ به این سوال برای هر فارغالتحصیل رشتهء دارایی آشناست. بازدهی کار زنان تاثیرپذیر از حقوق خالص آنها پس از کسر مالیات است. بنابراین کاهش مالیات، فعالیت کاری آنها را افزایش میدهد. بازدهی کار مردان خیلی پایدار است و افزایش مالیات بر درآمد آنها، تاثیر چندانی در کارآییشان نخواهد داشت پس کاهش مالیات بر درآمد زنان و افزایش ناچیز آن برای مردان، با اعمال تغییرات کوچکی در مسالهء مالیات، درآمد کلی آن را ثابت نگه میدارد. به سخن دیگر این تقاضایی از مدیریت دارایی عمومی است که باید به کالاهای ناپایدار و متغیر، مالیات کمتری تعلق بگیرد. گمانهزنیهای ما که در تحقیقاتی با عنوان «جنسیت بر پایهء مالیات» به دست آمده نشان میدهد، اختلاف نرخ درآمد برحسب جنسیت که در پیشنهاد ما به طور ضمنی به آن اشاره خواهد شد-و بر مسوولیتهای مختلف شغلی بر مبنای حقوق استوار است-میتواند کاملا فراگیر باشد. خصوصا در کشورهایی مانند اسکاندیناوی که حضور زنان در بازار کار کمرنگ است.
از آنجایی که اینجا موضوع بحث افراد است و نه کالا، لازم است بدانیم که آیا چنین سیاستی، دیگر اهداف اجتماعی را متزلزل میکند یا نه. در واقع این تزلزل صورت نمیگیرد و به همین دلیل است که فعالان اجتماعی باید از این روش حمایت کنند. افزایش حضور زنان در بازار کار، یک هدف قطعی در دستور جلسهء لیسبون اتحادیهء اروپاست که هدف آرزومندانهای را برای استخدام زنان مخصوصا در کشورهای اروپای جنوبی که زنان، بیشتر خانهنشین هستند مورد بررسی قرار میدهد.
کاهش هزینههای کاری زنان مانند مالیات، سادهترین و نزدیکترین راه برای رسیدن به این هدف است. نگرانیها در مورد تبعیض علیه زنان (در محیط کار) مبنای اصلی بسیاری از سیاستها و روشهایی نظیر «سهم» و تبعیض مثبت را تشکیل میدهد.
مالیات کم برای زنان از حقوق پیش از کسر مالیات آنان کاسته و بر حقوق پس از آن میافزاید و در عین حال استخدام زنان کارمند را کم هزینه میکند. در این صورت است که تبعیض علیه زنان بسیار پرهزینه مینماید و اما در مورد فساد هم، سادهتر و موثرتر آن است که برای فعالیتهای ناخوشایند، مالیات در نظر گرفته شود به جای این که به وسیلهء قانون یا هر شکل دیگری از آن پیشگیری شود.
اغلب افرادی که در مورد مسایل کاری زنان حساس هستند، بر این نکته تاکید میکنند که باید سیاستهای حمایتی عمومی، جهت ایجاد تسهیلات نگهداری کودک اعمال شود.
حقوق خالص بالای زنان که در پیشنهاد ما مطرح شده است، به آنها اجازه خواهد داد که وسایل زیادی را به قیمت روز برای نگهداری کودک خریداری کنند و از آنجایی که اکثرا زنان در تسهیلات نگهداری کودک به کار گرفته میشوند، هزینهء کمتری نیز صرف این کار میشود. به علاوه فقط برای زنانی که بچهدار هستند یارانهء کودکداری اعطا میشود.
مسایل تبعیض جنسیتی و کمی نیروی کار زنان خیلی عمومی هستند. همهء کشورها به طور مستقیم برای سازندگی یارانه پرداخت نمیکنند. مالیات برپایهء جنسیت، در زمان طولانی، تقسیمبندی سنتی کار در خانواده را که در آن، اکثرا مردان کار میکنند و زنان، بیشتر به خانهنشینی میپردازند تغییر میدهد و در این صورت، مسوولیت مردان و زنان، اختلاف کمی نسبت به شرایط امروز خواهد داشت. ممکن است نیاز به بررسی دوبارهء اختلاف نرخ مالیات به عنوان پایهء اصلی برای روشهای بهتر پرداخت مالیات وجود داشته باشد.
در پایان، آیا ناعادلانه خواهد بود اگر ماموران مالیاتی با زنان و مردان به طور متفاوت رفتار کنند؟ به نظر من که این طور نیست. چیزی ریاکارانهتر از این وجود ندارد که در مقابل افراد و در مواردی خاص (مانند مالیات) به رفتارهای برابری دست زد که در بسیاری از موارد دیگر (بازار کار، وظایف خانه، نگهداری از والدین پیر و…) چنین رفتاری مشاهده نمیشود؟ بسیاری از روشها وجود دارد که از نظر جنسیتی، بیطرف نیستند. ما میتوانیم بسیاری از آنها را به وسیلهء تفاوتگذاری در برنامههای مالیاتی بین زنان و مردان، نادیده بگیریم. فراموش نکنید که بخش اعظم تقسیم دوباره فشار مالیاتی در خانوادههایی نظیر این صورت میگیرد، شوهرانی که همسرانشان کار میکنند. البته از درآمد بالای خالص همسرانشان سود میبرند.
منبع:فایننشال تایمز، ۱۸ آوریل۲۰۰۷
آلبرتو آلسینا-آندرا ایچینو
www.sarmayeh.net
