طلاق نوعروس منجر به قتلش شد
نوعروس ۱۷ ساله که سه ماه پس از ازدواج، تقاضاى طلاق داده بود از سوى شوهر و پدرشوهرش به قتل رسید.
به گزارش ایران، ساعت یک بعدازظهر چهارشنبه اهالى محله اى در اطراف مهرشهر کرج در تماس با مرکز فوریت هاى پلیسى ،۱۱۰ از وقوع یک درگیرى خونین خبر دادند. بلافاصله گروهى از مأموران کلانترى مهرشهر خود را به محل حادثه رساندند.
یکى از شاهدان در نخستین تحقیقات اظهار داشت: دقایقى قبل مرد میانسالى همراه پسر جوانش به پدر و دخترى حمله کرده و آنها را با ضربه هاى کارد به شدت مجروح کردند. اهالى نیز پس از محاصره ضاربان، مرد میانسال را دستگیر کردند اما پسرش در موقعیتى مناسب فرار کرد.
بلافاصله با اورژانس و پلیس تماس گرفتیم که امدادگران نیز پدر و دختر نیمه جان را به بیمارستان منتقل کردند. مأموران پس از انتقال متهم به کلانترى و براى اطلاع از سرنوشت مجروحان راهى بیمارستان شدند. در آنجا دریافتند دختر – آزیتا ۱۷ ساله – به علت شدت خونریزى جان باخته، پدرش نیز در بخش مراقبت هاى ویژه بسترى است.
با مرگ دختر جوان، مأموران موضوع را به «بابک گل محمدى» – بازپرس کشیک قتل دادسراى جنایى کرج – اعلام کردند. پس از حضور بازپرس جنایى و کارآگاهان در بیمارستان تحقیقات براى کشف راز جنایت آغاز شد.
پزشکى قانونى نیز بعد از معاینه جسد اعلام کرد: دختر جوان بر اثر اصابت ۱۴ ضربه کارد و خونریزى شدید جان باخته است. بازپرس جنایى سپس به بازجویى از متهم دستگیر شده پرداخت.
«رشید» با اعتراف به همدستى در قتل گفت: «حدود شش ماه قبل پسر ۱۹ ساله ام وحید با آزیتا آشنا شد و از ما خواست به خواستگارى برویم. ابتدا به دلیل سن کم پسرم با موضوع مخالفت کردیم اما سرانجام به خاطر اصرارهاى او به خواستگارى رفتیم. در جلسه خواستگارى خانواده دختر به ما جواب مثبت دادند. بدین ترتیب آنها سه ماه قبل ازدواج کرده و راهى خانه بخت شدند. اما بعد از یک ماه اختلاف هایشان آغاز شد تا این که عروسم با مراجعه به دادگاه تقاضاى طلاق داد.
ساعت ۱۰ صبح چهارشنبه وقت رسیدگى به درخواست عروسم در دادگاه بود .از آنجا که جلسه اول دادگاه بود قاضى از زن و شوهر و خانواده ها خواست سعى کنند با صلح و آشتى این ماجرا را خاتمه دهند. بدین ترتیب از دادگاه بیرون آمدیم. همان موقع از عروسم و پدرش خواستم براى حل اختلاف ها به خانه ما در مهرشهر بیایند. اما نزدیکى خانه وحید و آزیتا دوباره با هم درگیر شدند. به همین خاطر عروس و پدرش از آمدن به خانه خوددارى کردند. همزمان با بازگشت آنها من و پسرم با کاردى که همراه داشتیم به طرف شان حمله کردیم. تعدادى از اهالى با مشاهده این صحنه مرا دستگیر کردند اما پسرم موفق به فرار شد.
با اعتراف هاى این مرد بازپرس «گل محمدى» به گروهى از کارآگاهان مأموریت داد داماد فرارى را ردیابى و دستگیر کنند.این در حالى است که پزشکان وضعیت جسمانى پدر مقتول را نیز وخیم گزارش کرده اند.
