زنان در اداره امور مالی کارآمدترند
نیلوفر مهدیان
نیکولا هورلیک
یک بانکدار بزرگ امریکایی زمانی گفت: “با وجود همه پیشرفت هایی که زنان در دهه های اخیر کرده اند, اما پول های کلان و اداره امور مالی هنوز در دست مردان است.”
با وجود این که برابری دغدغه اصلی عصر ما بوده, اما قلب های اقتصادی شهرهای بزرگ و سالن های جلسات مدیران را مردان در اختیار داشته اند. به عنوان مثال در انگلستان, تنها هشت شرکت از مجموع شرکت های داخل بورس لندن دارای مدیران زن هستند, و نود درصد مدیران سرمایه دار شرکت ها را مردان تشکیل می دهند. نمی توان گفت که تنها عرف و عادت در پشت این واقعیت ها نهفته است, بلکه این باور را هم باید دخیل دانست که مردان به طور طبیعی بهتر می توانند پول دربیاورند و اعتماد به نفس ذاتی آنها سبب می شود که سرمایه داران بهتری شوند. برعکس, در مورد زنان این باور وجود دارد که آنها قادر به کنترل اقتصاد نیستند و از پیچیدگی های امور مالی می ترسند.
با این حال به نظر می رسد که با افزایش تعداد زنانی که وارد میدان سرمایه گذاری در بازار بورس می شوند, این باورها با چالش مواجه می شوند و می توان تصور کرد که در آینده نزدیک حتی رنگ ببازند. تحقیقات نیز به یاری این امر شتافته و نادرستی آنها را ثابت کرده اند. به عنوان مثال, بر اساس تحقیقی توسط وب سایت اطلاعات پولی ..
Digitallook.com, زنان در اداره امور مالی کارآمدتر از مردان هستند. این تحقیق که بر روی صدهزار ورق بهادار انگلیسی انجام شده نشان می دهد که زنان سهام دار جزء و معمولی, که از نظر جمعیتی در تمام کشور پراکنده بوده و از طریق اینترنت, یا با تلفن و شرکت در مجامع عمومی سهامداران, سهام خود را کنترل می کنند, از بسیاری از سهامداران بزرگ و ثروتمند مرکز شهر لندن, بهتر عمل می کنند. این تحقیق ثابت می کند که مثل بسیاری دیگر از چیزها, مدیریت منابع پولی را نیز در هیج جا بهتر از خانه و خانواده نمی توان آموخت.
تنها در سال گذشته, اوراق بهادار زنان انگلیسی به طور متوسط ده درصد اضافه شد, در حالی که در مجموع بازار بورس انگلیس این رقم ۷ درصد و برای مردان به طور متوسط ۶ درصد بود. سهامداران زن هم چنین نشان داده اند که در شرایط بد, زیرکانه تر عمل می کنند. در پایان اکتبر ۲۰۰۱, ارزش سهام بریتانیا ۲۲ درصد کاهش یافت, اما بر اساس آمار ارائه شده در سایت مزبور, اوراق بهادار زنان به طور متوسط دو درصد رشد کرد.
این آمارها همه باورهایی را که متضمن مشکل دار بودن رابطه زنان با امور مالی و بازار سرمایه است, نقش بر آب می کند. شاید اگر در قلبهای اقتصادی شهرهای بزرگ برابری جنسیتی برقرار بود, بورس کشورها شکوفاتر می شد. واقعیت این است که اذهان ما از تصاویر مبادلات تجاری متفرعنانه و کلان در مراکز اقتصادی بزرگ, چنان پر است که قدم های کوتاه فروتنانه و محتاطانه زنان را از نقاط جغرافیایی پراکنده, تشخیص نمی دهیم.
برخی می گویند که سرمایه گذاری در سهام یک نوع قمار است. اگر این فکر درست باشد, زنان نشان داده اند که محتاط تر از مردان هستند. زنان معمولا سعی می کنند که در بازی بمانند, اما مردان به امید کشتن حریف و به در بردن او از میدان بازی می کنند. شاید این احتیاط درونی شده, از نقش های سنتی زنان به عنوان پرورش دهنده و تغذیه کننده, و مراقبت از خانواده و منابع امور مالی آن, نشات گرفته باشد.
تجربه های زنان در پروراندن بچه ها و خانواده, بصیرتی خاص در مورد سازمان دهی منابع مالی به آنها می دهد, و این چیزی است که همتایان مرد آنها, که بیشتر به مسائل مربوط به خودشان توجه داشته اند, غالبا از آن بی بهره هستند. تجربه نشان داده زنان نه تنها بهتر می توانند تعادل ذخایر پولی را حفظ کنند, بلکه در امور مالی دوراندیش و عاقبت نگر هستند.
اسکار وایلد, نویسنده مشهور انگلیسی که به ولخرجی مشهور بود, زمانی گفت: “هر کس به اندازه جیبش خرج کند, از کمبود تخیل رنج می برد” . بدیهی است زنانی که مسولیت پرورش بچه ها را به عهده دارند هرگز نمی توانند نسبت به منابع مالی چنین بی قید و لاابالی باشند. شاید بتوان گفت که بخشی از موفقیت زن ها در اداره امور مالی ناشی از زیرکی و هوشمندی آنها در قضاوت شخصیت افراد, و درک عمیق و روشن قواعد و واقعیات زندگی است. این ویژگی ها در معاملات سهام نیز می تواند به یاری آنها بشتابد.
نیکولا هورلیک, یک زن سهامدار باتجربه از قوای شهودی زنان به عنوان عاملی در موفقیت آنها در امور مالی یاد می کند و می گوید : ” هنگامی که به عنوان سرمایه دار با مدیران سرمایه دار شرکت های دیگر روبه رو می شوم که پیشنهاد می کنند که در پروژه های توسعه آنها شریک شوم, در چشمان آنها خیره می شوم و از خودم می پرسم: “آیا به قصه ای که این فرد برای من می بافد باور دارم؟ آیا این پروژه واقع بینانه است یا صرفا یک بلوف توخالی است؟” قوای شهودی من در سطحی فراتر از راه و رسم های از قبل تنظیم شده و شسته رفته راه را به من نشان می دهد و معمولا به بهترین واکنش از سوی من می انجامد.” او می گوید که به کمک همین قوای خود توانسته از دو فاجعه اقتصادی دهه های اخیر جان سالم به در ببرد. اولی در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود که انفجار اینترنتی در حال واژگون کردن تمام قواعد کهنه اقتصادی بود: “به طور غریزی حس کردم که این انفجار اطلاعات حبابی بیش نیست, چون سودهای کلان در معاملات به هیچ ماده ای بستگی ندارند. در حالی که بیشتر مردان سرمایه دار تحت تأثیر هیجانات ناشی از این واقعه قرار گرفته بودند و فکر می کردند که همه چیز یک شبه دگرگون خواهد شد. گاهی هنگام بحثهای شدید با میلیونرهایی که ثروتشان جز مشتی کاغذ نبود می ترسیدم که نکند اشتباه کرده باشم. اما وقتی حباب ترکید, فهمیدم که حس و غریزه ام اشتباه نکرده بود.” دومین بار که هورلیک از این قوای شهودی خود نفع برد زمانی بود که بازار سهام ژاپن به بزرگترین بازار بورس دنیا تبدیل شد و حتی از بورس ایالات متحده جلو زد. هورلیک می گوید: “دوباره دچار تردید شدم. پیش خود فکر کردم که بالاخره امریکا جمعیتی متجاوز از دویست و پنجاه میلیون نفر دارد, در حالی که جمعیت ژاپن از نصف این هم کمتر و بنابراین ظرفیت آن برای گسترش مصرف کنندگان نیز کمتر است. سپس به این فکر کردم که اقتصاد ژاپن نسبت به امریکا تحرک کمتری دارد و تجارت آزاد نمی تواند به اندازه امریکا در آن رشد کند. امریکا پدیدآورنده و ژاپن مقلد است. و هم چنین تبدیل شدن چین به رقیب اقتصادی ژاپن در خاور دور را نیز به واسطه هزینه کم کار در چین, پیش بینی می کردم. به همین دلیل, درست پیش از آن که ژاپن به رکودی که هنوز از آن بهبود نیافته دچار شود, تمام سهام های ژاپنی خود را فروختم.”
رویکرد هورلیک به سرمایه گذاری را می توان به طور نوعی یک سرمایه گذاری زنانه نامید. زنان معمولا واقع بین تر و دوراندیش تر از مردان هستند. آنها پیش از وارد شدن در یک معامله, ابعاد مبهم و تاریک آن را هم می بینند و می سنجند. آنها غالبا صبر و حوصله بیشتری از خود نشان می دهند و می دانند که پول درآوردن طول می کشد و زمان می برد. در حالی که برای مردها معمولا سخت است که بنشینند و صبر کنند. بیشتر مردان سرمایه دار دائما در حال خرید و فروش سهام های مختلف هستند تا بیشترین سود را در کمترین زمان ببرند.
شاید بتوان بیشتر سهامداران مرد را به تماشاگران تلویزیون تشبیه کرد که با یک دستگاه کنترل از راه دور دائما کانال ها را عوض می کنند تا کانال بهتری پیدا کنند, در حالی که زنان یک برنامه را انتخاب می کنند و به همان پابند می مانند.
هم چنین مردها بیشتر به افراط می گرایند. آنها همان طور که در جاده ها, رانندگانی سریع تر و خطرآفرین تر هستند, در سرمایه گذاری هم به طرف پذیرش ریسک و خطر می روند و ترجیح می دهند به جای خریدن سهام های جاافتاده, سهام های جدید و پرخطر را بخرند. هورلیک می گوید: “من در طول دوران کاری خود با سرمایه داران زیادی اعم از زن و مرد برخورد کرده ام, و به جرات می توانم بگویم که تا به حال یک زن سرمایه دار بی احتیاط ندیده ام.” به نظر می رسد که در امور مربوط به پول, زنان معمولا لاک پشت و مردان معمولا خرگوش هستند. و همه می دانند که در آخر چه کسی مسابقه را می برد, این طور نیست؟
منبع:
Article Title: Yes, We Women ARE Better with Money Than Men. Newspaper Title: The Daily Mail. Publication Date: August 25, 2004. Page Number: 12
www.questia.com
