به زنان زندانی در بند ۲۰۹ چه می گذرد؟
میدان زنان- سارا لقایی :
دوستی می گفت برای توجیه فرزندش زندانیان را به دو دسته خوب و بد تقسیم می کند تا وقتی دوستان و همکارانش به زندان می افتند، دخترش فکر نکند که مادرش آدم بدی است. این خاطره را نقل کردم که بگویم، اخباری که این روزها از زنان زندانی خوب (روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و وکلا) به گوش می رسد حکایت از آن دارد که آنها در بند عمومی ۲۰۹ به سر می برند. از جمله شادی صدر، وکیل و فعال بازداشت شده حقوق زنان در تماس با همسرش گفته که در انفرادی نیست و مسوولان دادگاه انقلاب نیز درباره وضعیت او به وکلایش گفته اند که در بند عمومی به سر می برد. برای آنها که بند ۲۰۹ را تجربه کرده اند و تعدادشان هم کم نیست یک لحظه شکل بند نسوان ۲۰۹ جلوی چشم می آید و این سوال به ذهنشان می رسد که آیا ۲۰۹ بند عمومی نسوان دارد؟ این سوال را با تنی چند از فعالان جنبش زنان که بند ۲۰۹ زندان اوین را تجربه کرده اند مطرح کردم.
محبوبه عباس قلی زاده، فعال حقوق زنان که آخرین بار در اسفند سال ۸۵ بازداشت شد یکی از کسانی است که در بند ۲۰۹ اوین در حبس بوده است. او سلول های این بند را چنین توصیف می کند: “سلول ها تقریبا اطاق هایی با ابعاد سه در دو بود که دستشویی کوچکی داشت با دیوارهای سیمانی که رنگ روغن سبز داشت. رد یک تیغه حذف شده در وسط سلول معلوم بود. توالت و حمام بیرون سلول در ابتدای راهرویی بود که به صورت یو بود و در نتیجه بند دویست و نه زنان شامل دو سالن می شد که انتهایش به یک راهروی ۵ متری وصل می شد و حالت یو را ایجاد می کرد.”
او ادامه می دهد: “در گوشه همان راهروی ۵ متری و در سمت مقابل سلولها اطاق زندانبانان قرارداشت که فرش شده بود با یک تلویزیون و فلاسک چای.
اگر یک دو راهروی سی متری که توسط یک راهروی ۵ متری به هم وصل شده اند را تصور کنید، و سلولهایی با درهای آهنی در سمت چپ که هر کدام دو در آهنی دارند و در ابتدای ورودی هر سالن یک گلخانه مربع دو متر مکعبی و بعد از آن یک توالت یک در سه متر که اتفاقا یک دوش هم به آن چسبیده است، و بعد از آن درهای سلول هایی که هیچکس نمیداند پشت آنها چه می گذرد، تصویری از بند زنان زندان ۲۰۹ خواهید داشت.”
محبوبه که دو هفته در این بند نگه داشته شده و در انفرادی نیز بوده درباره سلول های انفرادی می گوید: “در مجموع در چهار گوشه این سالن یو شکل، چهار سلول کوچکتر از حد معمول یعنی دو متر در یک و نیم متر قرار داشت که داخلش توالت کوچک آهنی فرنگی داشت و دستشویی. و زندانی حق بیرون رفتن حتی برای توالت و حمام را هم نداشت. که به این سلولها می گفتند سلول انفرادی و به بقیه سلولها که دو در سه متر بود و معمولا ظرفیت چند نفر را دارد می گفتند زندان انفرادی گروهی .”
این فعال حقوق زنان تاکید می کند که اصولا چیزی به اسم بند عمومی ۲۰۹ برای زنان وجود ندارد: “اصلن چیزی به نام بند عمومی ۲۰۹ برا ی زنان وجود نداشت و اگر زندانی در آن اطاق های چند نفره بود اصطلاحا می گفتند فلانی عمومی است. یا اگر در آن سلول های یک و نیم در دو متر حبس بود می گفتند انفرادی.”
از محبوبه می پرسم این دو نوع سلول چه فرقی با هم دارند؟ توضیح می دهد: “در واقع فرق اصلی این دو، در حق توالت رفتن در بیرون از سلول بود که خودش می شد یک فرصتی برای حس حیات داشتن و دیدن چهار تا سلول دیگر که حس می کنی آدمهایی در ان زندگی می کنند و تنها نیستی.”
او درباره قوانین بند ۲۰۹ می گوید: “قانون سکوت یکی از قوانین مهم بند ۲۰۹ است یعنی نباید جز با پچ پچ با خودت یا همراهت حرف بزنی و حتی با زندانبان.
همیشه چراغ بالای سرت روشن است و همین باعث می شود ساعت بیولوژیک بدن دچار اختلال شود. هیچ چیزی غیر از قرآن و شاید نهج البلاغه برای خواندن وجود ندارد. هوا خوری یعنی رفتن به همان گلخانه که چون یک سقف شیشه ای دارد و دو تا گلدان آپارتمان و دو سطل آشغال بزرگ، اسمش را گذاشته اند گلخانه.”
به گفته محبوبه این گلخانه یکی از مهمترین قسمت های بند برای زندانی است: “در هفته اول من نمی دانستم که آب داخل سلول آلوده است و می شود لباسها را شست اما بتدریج فهمیدم که آب داخل سلولها از چاه است و آلوده و یک شیر آب در گلخانه است که به آب تهران وصل است و می شود شیشه آب معدنی پلاستیکی را از آن پر کنی و بیاوری داخل سلول. اجازه داری موقع حمام لباسهایت را بشوری و از بندی که در همین گلخانه است آویزان کنی و به بهانه آن کمی آسمان را از پشت شیشه ها ببینی .و وقتی از زندانبان می خواهی که بروی هوا خوری به تو اجازه دهد که در همان گلخانه در جا قدم بزنی، چون این همه اثاث اجازه نمی دهد راه بروی.”
اما گویا هواخوری کلا جای دیگری است. محبوبه اضافه می کند: “در هفته دوم فهمیدم که اصلا هواخوری یک جای دیگر است. یک ۱۵ در ۱۵ متر که شبیه زمین بسکتبال است و شیشه سقفی دارد و یک دوربین که تو را می پاید. و این محوطه همیشه توسط مردهای زندانی اشغال بود و نوبت زنها دم غروب می شد که آفتاب رفته بود و نمیتوانستی تن نور ندیده ات را اندکی به انرژی آفتاب بسپاری.”
آسیه امینی، فعال حقوق بشر یکی از افراد دیگری است که بند ۲۰۹ اوین را تجربه کرده است. او در مدت بازداشت خود در اسفند ۸۸ در سه سلول مختلف حبس بوده است.
از او می پرسم آیا در در بند ۲۰۹ به بند عمومی زنان برخورده است؟ می گوید: “در راهرویی که ما در آن بودیم و اتفاقا من سه سلولش را تجربه کردم، سلول عمومی به معنایی که ما از زندان عمومی می شناسیم وجود نداشت. به نظرم این اصطلاح از آنجا رایج شد که در همانجا بعضی از افراد به طور جدا و تنها نگه می داشتند و برخی را به طور دسته جمعی در یک سلول. یعنی عمومی به معنی تنها نبودن است نه به معنای در خدمت داشتن امکانات زندان عمومی.”
آسیه نیز مواردی مشابه با محبوبه را درباره قوانین سلول ها یادآور می شود: ” در این سلولها لامپ همیشه روشن است و تاریکی وجود ندارد. رفتن به دستشویی با اجازه زندانبان است. هواخوری درکار نیست مگر اینکه بازجو بخواهد و اجازه دهد. کتاب یا روزنامه ای نیست. امکان رفت و آمد وجود ندارد. در حالی که در بند عمومی زندانی ها به سلولهای هم می روند و حتا در طبقات می توانند رفت و آمد کنند. در ۲۰۹ رفت و آمد فقط برای بازجویی بود و دستشویی . آنهم با چشم بند و همراه با زندانبان.”
او از شبی می گوید که در یک سلول انفرادی دو در یک و نیم متر با سه زندانی دیگر گذرانده: “بعد از بازجویی ها سلولهای ما را عوض می کردند. برای همین هر کداممان چند سلول را تجربه کردیم. این سلول آخری از همه بدتر بود. خیلی تنگ بود. یک توالت فرنگی هم وسط اتاق بود که البته درش بسته بود .در این اتاق چهار نفر بودیم که شب به نوبت پاهایمان را دراز کردیم. من می دانم که تحمل چنین سلولی برای یک شب در برابر رنجی که بسیاری کشیده اند آن قدر ناچیز است که بهتر است گفته نشود. اما فقط از این رو گفتم که بپرسم آیا چنین سلولی صرفا به دلیل اینکه در آن چهار نفر زندانیند، عمومی است؟ من اینطور فکر نمی کنم.”
اما جلوه جواهری، فعال حقوق زنان که طی دو سال گذشته بارها بازداشت شده می گوید که چیزی تحت عنوان بند عمومی ۲۰۹ نمی شناسد و البته تنها یک بار در ۲۰۹ زندانی بوده است. جلوه اضافه می کند: “من از افرادی که هم بندی ام بودند و ماه ها در ۲۰۹ بودند خیلی دقیق درباره این بند سوال کردم و حتی نقشه ۲۰۹ را هم برای من کشیدند.”
جلوه از همان سالن یو شکلی حرف می زند که محبوبه توضیح داد، می گوید:” تاجایی که از زندانیان ۲۰۹ پرسیدم برای زنان فقط همین سالن یو شکل است اما برای مردان غیر از سالن یو شکل،سالن دیگری که در واقع همان بند عمومی ۲۰۹ محسوب می شود اما بنا به دلایلی باز هم بند عمومی محسوب نمی شود است. آنجا برخی از مزایای بند عمومی را ندارد. مثلا هر وقت دلت بخواهد یا وقت بگیری نمی توانی تلفن بزنی. لزوما ملاقات نداری. اما می توانی به کتابخانه ۲۰۹ بری. و با تعداد بیشتری از افراد در مکان بازتری باشی.”
به گفته جلوه بند زنان و مردان تفاوت های دیگری هم دارد: “هواخوری های زنان تنها یک حیاط کوچک است که در نوک سالن یو شکل قرار دارد و یک پاسیواست که معمولا همانجا تنها اجازه هواخوری به زنان را می دهند. مگر آنکه بازداشت کمی طولانی تر شود. اما مردان یک حیاط بزرگ دارند که در آنجا می توانند به راحتی بازی کنند.
جلوه احتمال می دهد شادی صدر که گفته می شود در بند عمومی ۲۰۹ محبوس است، در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ همراه با چند زندانی دیگر نگهداری می شود و تاکید می کند که عبارت بند عمومی ۲۰۹ اشتباه است.
با این اوصاف به نظر می رسد حتی آن دسته از زندانی هایی که گفته می شود در سلول های انفرادی ۲۰۹ نیستند در شرایط سختی باشند. چون در هر صورت در شرایط سخت سلول های انفرادی حال تنها یا با افراد دیگری روزها را پشت سر می گذارند. لامپ بالای سرشان روشن است، آب سلولشان آلوده است و اگر هم سلولی داشته باشند به خاطر کوچک بودن فضا و نبودن سیستم تهویه حی نفس کشیدن برایشان سخت است.
