نگرانی های جنبش زنان از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی،تحریم ها و اوضاع بحرانی کشور

کانون زنان ایرانی:
به بهانه صد و چهارمین سال مشروطه، جمعی از فعالان همگرایی زنان برای بار سوم پس از انتخابات و جریانات یک سال گذشته گردهم آمدند تا آنچه را در این یک سال بر زنان و مردان ایران زمین رفت ؛ بررسی کنند و نقش زنان را از مشروطه تا جنبش سبز مرور کنند. اما در این جلسه بحث ها به مسائل زنان خلاصه نمی شود .

این فعالان حقوق زنان با نگاهی به سیاست های غلط دولت در حوزه اقتصاد، جامعه و فرهنگ و نیز سیاست خارجی ، برای آینده ایران نگران اند. آنها همچنین از شرایط دشوار هفده زندانی سیاسی که در اعتصاب غذا هستند و خانواده هایشان نمی گذرند و با انتشار پیامی از مسئولان زندان می خواهند که هر چه سریع تر به مطالبات زندانیان سیاسی پاسخ دهند تا فاجعه ای جدید رخ ندهد.

زنان سرشناس ایرانی نظیر زهرا زهرا رهنورد، شهلا لاهیجی، مینو مرتاضی، پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی و جمعی از مادران صلح و فعالان حقوق زنان در این نشست حضور دارند.

رهنورد: حضور زنان در جنبش سبز بی نظیر است

زهرا رهنورد از رهبران معنوی جنبش سبز ایران که در این یک ساله پا به پای دیگر رهبران این جنبش فعالیت کرد، بیانیه داد و از خانواده های آسیب دیده حمایت کرد . او در شکل گیری گفتمان برابری در جنبش سبز ایران نقش مهمی داشته است و خود را یکی از اعضای همگرایی سبز جنبش زنان ایران می داند.

او می گوید:” امروز زنان در شرایط فعلی در دو جبهه بسیار فعال هستند. یکی جبهه مبارزه با قوانین قیم مآبانه ای که نسبت به زنان وجود دارد که این جبهه بسیار مهم است و اگر بتوانیم در این رابطه موفقیت هایی کسب کنیم بخشی از مطالبات زنان پاسخ داده می شود. دومین جبهه نیز مبارزه برای آزادی، دموکراسی و قانون گرایی است.”

رهنورد درباره حضور زنان و خواسته های آنها در مشروطه می گوید:” آن چیزی که در دوران مشروطیت به شکل امروزی وجود نداشت؛ درخواست های حقوقی زنان است. هر چند در دوران مشروطیت فعالیت هایی برای حقوق خاص زنان وجود دارد و زنان فرهیخته ای هم در این دوران داریم که تلاش می کردند.اما این فعالیت ها مثل اکنون چشمگیر نبوده است. ”

به اعتقاد رهنورد حضوی که زنان در شرایط فعلی دارند حتی در سطح جهان بی نظیر است چرا که این حضور همراه با آگاهی و فرهیختگی است .

این استاد دانشگاه به مسئله “تحقیر” اشاره می کند که یکی از خواسته های مطرح نشده است.:” انواع و اقسام تحقیرهایی وجود دارد که در درون و قلب و روح زنان وجود دارد و هم در سطح جامعه. اگر ما ذره بین مان را بگیریم روی تحقیرها خیلی رنج خواهیم برد برای همین ما فعلا روی فاز اول مسائل زنان یعنی روی برابری و مسائل حقوقی زنان کار کنیم.”

او در بخشی دیگر از سخنانش به زنان توده اشاره می کند:” حضور زنان در جنبش سبز به عنوان یک جنبش در کنار جنبش های دیگر دو رابطه را کم دارد، یکی رابطه با توده زنان است که این مسئله خیلی مهمی است . این زنان توده هستد که نبض سرکوب های جنسیتی را حس می کنند و حالا در اینجا نیستند که صحبت های ما را بشنوند . ما باید دسته جمعی و به طور مشترک برای حل این مسئله به دنبال راهکار باشیم.با توده های زنان باید ارتباط برقرار کرد و دردها را به طور مشترک با هم حل کرد.”

ایجاد رابطه بهتر با زنان در خارج از کشور نکته دیگری است که رهنورد با اشاره به آن می گوید:” البته کل جنبش سبز باید با جنبش های بین المللی ارتباط داشته باشد ولی در این زمینه هم جنبش زنان می تواند تلاش کند.”

تصویر

مادر سهراب اعرابی: دوست دارم روزی را ببینم که قاتلان فرزندانمان به گناهشان اقرار می کنند

پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی که بیش از یک سال از مرگ فرزند جوانش می گذرد هنوز سرتا پا مشکی پوشیده است. حرف هایش را با یاد فرزندان سبز ایران زمین آغاز می کند و به عنوان یکی از اعضای مادران صلح می گوید که برای صلح مبارزه می کند چون پسرش هم عاشق صلح بوده است. می گوید ضد خشونت است تا حدی که اگر روزی قاتل فرزندش را به او معرفی کنند او نه قصاص می خواهد و نه اعدام.

پروین فهیمی می گوید:” بچه های ما دست خالی رفتند و کشته شدند . ما نمی خواستیم کشته شوند چراکه ضد خشونت هستیم خشونت برازنده ی هر کسی نیست . خشونت برازنده آنانی است که آدم ها را نمی خواهند و قبول شان ندارند و .پذیرای انسان ها نیستند . خوی حیوانی در وجودشان رخنه کرده است .”

او با بغضی که در گلویش گره خورده درباره پسر جوانش می گوید که تنها سلاحش نوار سبز رنگ بود:” سهراب فوق العاده انسان دوست و مهربان بود . عاشق صلح بود و نوشته هایش را دراین باره بعدا منتشر خواهم کرد تا جوانان ببینند که بچه ای که عاشق صلح بود با دست خالی و با یک نوار سبز به خیابان رفت . سلاحش فقط یک نوار سبز بود. او حتی یک ناخن گیر در جیبش نمی گذاشت و می گفت این خشونت است .”

سهراب از بین رفت و مادر که اوایل مرگ فرزندش دوست داشت هرچه زودتر پیش پسرش برود حالا خوشحال است که زنده مانده است:” . واقعا دوست ندارم پیش سهراب بروم نه اینکه از مرگ می ترسم مردن حق است . منتهی شیرینی مرگ زمانی است که در راه حق کشته شوی. دوست دارم آن زمانی را ببینم کسانی که آنگونه با خشونت بچه های ما را ازبین بردند اقرار کنند که این گناه را مرتکب شده اند . فقط همین ودیگر هیچ چیز نمی خواهم هیچ وقت با خشونت پیرزو نمی شویم . ما حق شهروندی مان می خواهیم و فراتر از این نمی خواهیم. ”

زهره تنکابنی: در برابر شبهه افکنی ها بایستیم

مینو مرتاضی یکی از اعضای همگرایی سبز جنبش زنان ایران که این برنامه را اداره می کند در بخشی از سخنانش از مبارزه می گوید:” تا زمانی که مبارزه نمی کنیم دشمن تمام زندگی ما را تسخیر می کند . وقتی پا به عرصه مبارزه می گذاریم می بینیم که نمی توان مبارزه کرد مگر با همبستگی . وقتی همبسته می شویم می بینیم دشمنی وجود ندارد . بدترین دشمن ما خودمان هستیم وقتی که مبارزه نمی کنیم .”

او این مقدمه را برای معرفی زهره تنکابنی می گوید. زنی که به قول مرتاضی نفس زندگی اش مبارزه است.

زهره تنکابنی یکی از مادران صلح نزدیک به نیم قرن از زندگی اش در مبارزه بوده است سخانش را با یک شعر آغاز می کند. همان شعری که روی سنگ قبر سهراب اعرابی نیز حک شده است:

هر کجا مشتی گره شد مشت من / زخمی هر تازیانه پشت من / هر کجا فریاد آزادی منم/ من در این فریادها دم می زنم

محور سخنان تنکابنی آسیب شناسی مشروطه است .اینکه چه عواملی باعث شد مشروطه به اهدافش نرسد؟:” دو عامل تفرقه و سوء استفاده از آزادی باعث شکست مشروطه شد. دیکتاتورها دوست ندارند ملت ها خود دمکراسی را به دست بیاورند به همین علت انگ زدن و اختلاف انداختن را شروع می کنند.در آن زمان به انواع حیل تفرقه انداختن وجود داشت و طیف ها را به جان هم انداخت و از آن طرف تعریف غلط از آزادی باعث شد که مردم خواهان دیکتاتور شوند کسی که این هرج مرج را پایان دهد.”

او می گوید:” جنبش سبز نیز مانند رنگین کمانی است و هر نوع طیفی در آن وجود دارد . نباید این رنگین کمان را شکست و کاری کرد که مردم هزینه بدهند . مردم ما در همین صد سال تازیانه خوردند و پارسال هم این تازیانه ها را خوردندچون حق شان را می خواستند. بنابراین وظیفه ما در این مقطع این است که منیت ها را کنار بگذاریم و برای رسیدن به اهداف مشترک مقابل شبهه افکنی ها بایستیم و به آنها تن ندهیم.”

مدیر انتشارات روشنگران: برای حل اوضاع بحرانی کشور ،عزم مشترک زن و مرد نیاز است

شهلا لاهیجی مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان از دیگر فعالانی است که از همان ابتدای شکل گیری همگرایی جنبش زنان ایران حضور داشت . او که دغدغه نان زنان را دارد؛ این بار نیز با قرار گرفتن در پشت تریبون از سیاست های غلط اقتصادی دولتی می گوید که بر زنان بیش از همه تاثیر می گذارد.

می گوید:” به من می گویند حرف هایم کمی تلخ است، فکر می کنم این خاصیت سن است، من خیلی آینده طولانی در پیش رو ندارم و امیدم این است قبل از این که بمیرم ایران آزاد را ببینم.”

او که در مراسم سالگرد مشروطه سخن می گوید ؛نگاهی به نقش زنان در آن تاریخ می اندازد:” امروز در اینجا گرد هم آمده ایم تا یکصد و چهارمین سال انقلاب مشروطیت ایران را گرامی بداریم انقلابی که در آن، زنان از جان خویش مایه گذاشتند اما در دستاوردهای آن یعنی حکومت مردم بر مردم، در صف مجانین و مجرمان و ورشکستگان قرار گرفتند و از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم شدند با این استدلال: « که هر چه گشتم در این موجود (دقت کنید «در این موجود» ! و نه در این انسان) عقلی ندیدم که بتواند بر سرنوشت خود حاکم شود و یا برای مردم تکلیف معین کند. او ناقص العقل است و باید تحت قیمومیت مردان اداره شود و خوب و بد خود را بشناسد.» (به نقل از مذاکرات مجلس برای تدوین قانون اساسی)”

شهلا لاهیجی در ادامه به این نکته اشاره می کند که زن کنونی ایرانی نمی تواند خود را به مسائل خاص خود محدود کند: ” امروزه روز زنان نمی توانند تنها خود را در چهارچوب مسائل زنان و نارسایی های حقوقی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جنسیتی نگه دارند. امروز زنان نمی توانند بر آنچه در کشور ما گذشته و می گذرد ؛ مصائب بی شمار یکسال اخیر که با خشونت عریان بر زن و مرد یکسان گذشت چشم ببندند. چرا که در روند سرکوب، جنسیت و حتی پیری و جوانی محک و اندازه نبود و هر دو جنس یکسان به بند و زنجیر و سلول انفرادی کشیده شدند و حتی یکسان به چوبه دار رفتند . سوال آنها این بود “رای ما کجاست؟”

این فعال حقوق زنان از مدیریت نادرست و بحران های اقتنصادی کشور می گوید:” امروزه مشکلات سوء مدیریت ، بحران اقتصادی و تورم عنان گسیخته ، ایرانی را به یک اندازه آماج قرار داده است . هر دو جنس را در بر می گیرد . این رویه موجب توقف و محدودیت تولید و اخراج های دسته جمعی کارگران شده که آن تا ثیر مستقیم بر خانواده و زنان است که مسئولیت مستقییم اقتصادی منزل و سیر کردن شکم افراد خانواده را برعهده دارند .”
“سرکوب اتحادیه های صنفی معلمان ، سرکوب دانشجویی که دختر و پسر نشناخت؛ فشار اقتصادی بر کشاورزان، باغداران، صیفی کاران که بخش وسیعی از آن را زنان کارگر کشاورز و روستایی تشکیل می دهند. واردات بی رویه برنج ،چای که زنان کارگر در این صنعت را بیکار کرده است ” اینها از جمله مسائلی است که لاهیجی به آن اشاره می کند و بازار اقتصاد کنونی ایران را به تصویر می کشد:”ایران از سیر چینی تا انگور شیلیایی ، هلوی ترکیه و برنج مسموم هندی و پاکستانی انباشته شده ، آب آشامیدنی آلوده است و قبل از همه مادران و نوزادان را تهدید می کند. البته متولیان بهداشت کشور توصیه کرده اند که از آب های بسته بندی بخورید . قطع برق چند ساعت در شبانه روز که در دمای بالای ۴۰ درجه و گاهی بدون آب و سیاست های خارجی نابخردانه که دست قدرت های بزرگ را باز گذاشته تا هر چه می خواهند بر سر این ملت و مردم بیاورند و حتی چشم انداز حمله را پیش چشمان نگران و مضطرب ما بگشایند که باز هم زنان و کودکان در صف اول قربانیان خواهند بود. نادیده گرفته شدن اصل تفکیک قوا ، زیر پا نهادن قانون اساسی ،عدم استقلال قوه قضاییه ،وضعیت بحرانی مطبوعات که کار به جایی رسیده که معاون مطبوعاتی می گوید تعداد مطبوعات بیش از حد لزوم است و نیازی به این همه مطبوعات نیست. ”

بخشی از سخنان لاهیجی به انتقاد از سیاست های دولت و کارشکنی هایش اختصاص دارد: ” از نهاد قانون گذاری چه بگوییم که چه آسان مصوباتش زیر پا گذاشته می شود که . قوه مجریه برای مصرف ثروت ملی کار را به جایی رسانده که حتی نهادهای حسابرسی هیچ راهی برای مجلس و مجلسیان باقی نگذارند .دولت با سیاست های عوام گرایانه و عوام فریبانه ، فرزند بیشتر زندگی بهتر ، جایزه یک میلیون تومانی برای نوزاد که معلوم نیست به چه حقی و از کجا این حق را برای خودشان تصویب کرده اند . اثر منفی خودش را بر اقشار فقیر به ویژه بر زنان می گذارد و دروغ و دروغ و دروغ که ارزش و اخلاق شده و جای هیچ گونه درنگ نمی ماند که یک اراده و خرد جمعی که غریزه وار و پیوسته در مقاطع خطرناک تاریخی کشور ما را پایدار نگه داشته است باید فراهم آید. این عزم مشترک زن و مرد ایرانی را می طلبد . در وضعیت موجود جنبش حق طلبانه زنان نباید و نمی تواند تنها برای خود مبارزه کند. زن ایرانی از آزمون تاریخی خود سرفراز بیرون آمده و امروز توانایی آن را دارد که همپا و همراه پسران و برادران و پدران و همسران خویش برای تقویت وضعیت موجود و از میان برداشتن مصائب پیش رو و دستیابی به جامعه ای آزاد گام بردارد.”

لاهیجی با تکرار چندباره این جمله که وضعیت بحرانی است ؛ می گوید:” برای عبور از این وضعیت باید راهبردهای عملی و منطقی یافت تا کمترین هزینه را برای مردم داشته باشد. در غیر این صورت با ادامه وضع موجود کشور با خطر اضمحلال یا سقوط به سمت کشورهای فقیر و توسعه نیافته روبروست . این خود وظیفه کسانی را که به عنوان رهبران معنوی حرکت مردم ایران شناخته می شوند سنگین تر می کند . ”

او می افزاید: ” فراموش نکنیم که تحقق سالاری مردم بدون وجود نهادهای مدنی قابل وصول نیست. مردم هزینه خواسته هایشان را پرداختند و می پردازند . اکنون نوبت رهبران معترضان است که کارنامه خود را بازنگری کنند . همانگونه که کنشگران حرکت مسالمت آمیز زنان باید عمل خویش را به سایرسطوح جامعه تسری دهند؛ رهبری نیز زنان را دربخش های تصمیم گیری استراتزیک حرکت سبز مردم ایران در محدوده مسائل زنان بلکه همراه آن در تمام مراحل نظری و عملی مشارکت دهد با چنین اجماعی رهبری متشکل از زنان و مردان باید راههای مسالمت امیز و در عین حال کاربردی نهادهای واقعی جامعه مدنی برای مردم راهگشایی شود. دفاع عملی و حضوری در نهادهای مدنی موجود نظیر اتحادیه های سراسری کارگران و معلمان و زنان سرآغاز این حرکت است .”

<img349|center>

ظرف چند ماه آینده و تحریم های جهانی مردم با مشکلات معیشتی جدی روبرو خواهند بود . لاهیجی با اشراه به تبعات منفی تحریم ها می گوید:” باید به مردم توصیه های لازم را برای رودررویی با این مشکلات سامان داد تا آسیب کمتری متوجه مردم شود . صرفه جویی در مصرف مواد غذایی ، تحریم تولیدات وارداتی به منظور حفظ و حمایت از انچه در داخل تولید می شود ، توصیه به کشاورزان، صیفی کاران و صنایع کوچک برای ایجاد تشکل های صنفی گام های نخست در ایجاد نهاد های مدنی است. ”

به گفته این فعال حقوق زنان ، باید به کشورهایی که در جهت بهره برداری از تحریم ایران برای تقویت اقتصاد خود استفاده می کنند یادآوری کرد که نباید از آب گل آلود تحریم ایران در صدد صید مقاصد منفعت طلبانه خود باشند و بدانند که مردم ما رفتار آنان را در محک و میزان قضاوت خود خواهند گذاشت و در آینده نسبت به آن واکنش نشان خواهند داد. همچنین به قدرت های بزرگ و سرمایه داری باید هشدار داد که مردم ایران ملتی صلح جو، خواهان جهانی بدون سلاح اتمی و سلاح های کشتار جمعی و بی زار از خشونت و جنگ و ستیز است چه در ایران و چه در سطح جهان. هر نوع رفتار خشونت آمیز اعم از خشونت اقتصادی که مردم را دربربگیرد و یا خشونت های نظامی، آنان را در صف دشمنان ابدی ملت ایران قرار خواهد داد.

فریده ماشینی: حضور زنان به بالندگی جنبش سبز کمک کرده است

فریده ماشینی پژوهشگر مسائل زنان یکی دیگر از سخنران این مراسم است که مروری دارد بر آنچه در یک سال اخیر گذشت.او محورهای سخنانش را در چهار سطح عنوان می کند. سطح مردم،خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی، زنان و دولت و حاکمیت.

ماشینی اعتقاد دارد که جنبش سبز چهره ای زنانه دارد چرا که ویژگی هایی نظیر پرهیز از خشونت و مدارا ، قرار گرفتن زنان در کنار مردان و حتی حضور پرنگ تر زنان و اهمیت یافتن حقوق شهروندی در این جنبش دیده می شود.

این فعال حقوق زنان می گوید:” حضور زنان به بالندگی جنبش دمکراسی خواهی کمک کرده است . در یک سال گذشته حضور زنان به رشد گفتمان برابری طلبی کمک کرده است .”

نقش پررنگ زنان خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی از دیگر مواردی است که فریده ماشینی به آن اشاره می کند:” معتقدم به طرزی غیر قابل وصف ، زنان این خانواده ها توانستند خود را مطرح کنند و بار اصلی جنبش سبز در خانواده های شهدا بر دوش زنان بوده است. شکل گیری نظام رفتاری خانواده های شهدا و زندانیان مبتنی بر ارزش های جدید است. پر رنگ شدن ارزش های انسانی و کم رنگ شدن مرزهای خودی و غیر خودی اتفاق افتاد و ما امروز طیف رنگارنگ خانواده های شهدا و زندانیان را در کنار همدیگر می بینیم. ”

او در ادامه به یکی دیگر از خصوصیاتی که به جنبش سبز چهره ای زنانه داده است اشاره می کند:” ترویج و تظاهر ویژگی هایی نظیر عشق و محبت ورزی و شکسته شدن تابوهایی که تا قبل از این مطرح کردنش برای خانواده ها سخت بود. این عشق ورزی را زنان نه تنها ترویج دادند بلکه توانستند به مردان خودشان نیز منتقل کنند. ”

او در ادامه می گوید:” نقشی که فعالان جنبش زنان در طی یک سال گذشته داشتند؛ باعث شد که اکنون بتوانیم به جرات بگوییم که جنبش زنان طی یک سال گذشته به بلوغ و تکامل دست پیدا کرده است، بلوغ و تکاملی که زاییده سختی ها و دشواری هایی است که طی یک سال گذشته فعالان جنبش زنان از سر گذراندند و نیز به واسطه پذیرش تکثر در درون جنبش زنان است که در یک سال گذشته به شکل عمیق تری تجربه شد. هر چند در آستانه انتخابات ۱۳۸۸ در همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات جرقه این گرایش به پذیرش یکدیگر را تجربه کردیم اما طی یک سال گذشته این روند به طور جدی تر و عمیق تر اتفاق افتاد. از طرف دیگر در یک سال گذشته، جنبش زنان توانست یک تجربه تازه را از سر بگذراند و همین مسئله همراهی با جنبش سبز، در عین تداوم استقلال اش بود که این تجربه را به خوبی از سر گذراند.”

به اعتقاد فریده ماشینی، در طول تاریخ جنبش زنان هیج زمانی، مانند سال گذشته، فعالان جنبش های دموکراسی خواهی، فعالان جنبش زنان را چنین جدی نگرفته بودند و مورد پذیرش قرار نداده بودند. به رسمیت شناختن و پذیرش جنبش زنان از سوی جنبش های دموکراسی خواهی، هیچ گاه در طول تاریخ جنبش زنان، به اندازه این پذیرش از سوی جنبش سبز نبوده است.

او می افزاید:” در سطح دولت و حاکمیت، موضوع زنان سیاسی تر شده است و حتی نهادهای متصدی امر زنان در ایران به موضوعات مبتلا به سیاسی علاقه نشان می دهند. همچنین توانمندسازی زنان که در طول سال گذشته از اولویت فعالیت دولت و حاکمیت خارج شد. و نیز باید به تاکید دولت بر نقش زن در خانواده اشاره کرد که این هم شعاری بیش نبوده چراکه حرکتی جدی برای تقویت نقش زن در خانواده هم صورت نگرفته است. ”

نوشین احمدی خراسانی: همگرایی سبز جنبش زنان ایران سمبل نیروی میانه

نوشین احمدی خراسانی از فعالان جنبش زنان درباره از جنبش مشروطه تا جنبش سبز سخن می گوید :” از سال ۱۳۳۲ تا سال ۱۳۴۲ شکاف بین دولت و ملت در جامعه ما آغاز و به تدریج نهادینه شد و متاسفانه این شکاف سبب شد که جنبش زنان را هم دو پاره کند: یک پاره از فعالان جنبش زنان که سابقه طولانی در مبارزه اصلاح طلبانه برای احقاق حقوق زنان را در زندگی خود تجربه کرده بودند (و از ملی گرایانی همچون دکتر مصدق هم مأیوس شده بودند ـ چون دکتر مصدق با برقراری حق رأی زنان مواقفت نکرده بود) با مساعد دیدن فضای درونی سیستم حکومتی و حمایت محمدرضاشاه از حقوق زنان، فعالیت شان را برای استقرار این حقوق و اصلاح قوانین زن ستیز، آغاز کردند بدون آنکه شعله های سرکش شکاف رو به تزاید میان دولت و ملت را در نظر بگیرند. پاره ی دیگر زنان ــ اعم از مذهبی یا سکولار ــ به اپوزسیون سرنگون ساز پیوستند و زندگی خود را در مسیر مبارزه قهرآمیز برای سرنگونی حکومت محمدرضاشاه وقف کردند. در نتیجه همصدا با مردان و برادران انقلابی عصر خود، اصلاحاتی که به نفع حقوق زنان صورت می گرفت را تخطئه و تحقیر می کردند. این زنان انقلابی و فداکار که در تحلیل نهایی خواستار بهبود زندگی خواهران هموطن خود بودند اما تحت تاثیر شکاف ایجاد شده بین دولت و ملت، خودشان هم از حقوق زنان خرج کردند تا بتوانند این شکاف بین دولت و ملت را افزایش بدهند و با هر رفرم و خواسته ای که از سوی حاکمیت به زنان داده می شد به مخالفت و دشمنی برخاستند و آن را توطئه شاه و آمریکا قلمداد کردند چرا که احتمالا به نظرشان می رسید که اگر مثلا حق رای زنان را از سوی محمدرضاشاه تایید کنند ممکن است که این «شکاف بین دولت و ملت» کاهش یابد.”

او ادامه می دهد:” برای همین است که به نظرم می رسد که ما باید در مورد اتفاقاتی که در سال ۵۷ برای زنان رخ داد، استراتژی های خود جنبش زنان را از دوران ۱۳۳۲ به بعد بررسی کنیم و ببینیم چه اشکالاتی داشته که سبب شده نتواند جنبش عمومی را طوری هدایت کند که حقوق زنان به «هیزمی» برای برافروختن شکاف میان دولت و ملت تقلیل نیابد. در حقیقت بخشی از مسئولیت آنچه در سال ۵۷ افتاد، باز می گردد به استراتژی نادرستی که جنبش زنان در سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲ شکل داد. این ما بودیم که دوراندیشی نداشتیم و خیلی ساده لوحانه دو پاره شدیم : پاره ای از ما زنان با خوش خیالی در سیستم حکومتی کار کردیم با این تصور که اگر قدرت سیاسی برای استقرار حقوق زنان چراغ سبز بدهد یا لااقل مخالفت نکند زنان برای همیشه از صدمات بی خقوقی و بی پشتوانگی نجات می یابند و اصلا وقعی به شکاف عظیم و رو به انفجار مردم و دولت، ننهادیم. بخشی دیگر از ما زنان هم که در سازمانهای سرنگون ساز و قهرآمیز که به طور مطلق، حکومت شاه را مظهر شرارت و شیطان می دیدیم و هر کاری که می کرد تحقیر می کردیم، قرار گرفتیم.”

به اعتقاد احمدی خراسانی حاصل این دو پاره گی و دوقطبی شدن، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مشخص شد. در حالی که شاید اگر نیروی میانی بین این دو قطب، تقویت می شد می توانست روند حوادث را لااقل در مورد زنان به سمت دیگری سوق دهد.

او می گوید:” همانطور که با ظهور جنبش سبز، خوشبختانه جنبش زنان توانست نیروی میانی را تقویت کند که هم «شکاف پیش آمده بین دولت و ملت» را پس از انتخابات ۸۸ می بیند و هم از حقوق زنان برای گسترش این شکاف خرج نمی کند که به نظرم سمبل و تبلور این نیروی میانه در همین «همگرایی سبز جنبش زنان» است.

 

محتمشمی پور: برای ثبت در تاریخ تجربه های یک سال اخیر را بنویسیم

فخرالسادات محتشمی پور،تارخ پژوه نیز یکی دیگر از فعالانی است که در این جلسه سخن گفت. او می گوید:” زنان در صف اول جنبش سبز بودند . همه ما باید تاریخ جنبش سبز را بنویسیم، تا همه زوایای موقعیتی که در آن هستیم را بتوانیم به خوبی تصویر کنیم و مانند الان برای بررسی تاریخی حرکت های دموکراسی خواهی از مشروطه تاکنون، دچار این مشکل نشویم که نتوانیم به خوبی موقعیت هایی را که افراد و جریان ها و گروه ها در آن قرار داشته اند درک کنیم. چون به نظر می رسد برخی از مسائلی که اینجا در رابطه با بررسی تاریخی مطرح شد، گاهی منصفانه نبود. در هر صورت منظورم این است که اگر امروز هم تک تک ما به عنوان پاسدار اتفاقاتی که امروز بر ما رفته است، تجربه هایمان را ننویسیم در آینده هم این موقعیتی که امروز برای ما اینقدر ملموس است، ممکن است باعث سوء تفاهم ها و کج فهمی ها در آینده شود..

در هر صورت نکته جالب برای من در بررسی تاریخ مشروطه تا امروز این مسیرهای میانبری است که زنان همیشه برای خود پیدا کرده اند و هر وقت به مانع برخورد کرده اند هیچ وقت شکست نخورده اند بلکه بلافاصله مسیر دیگری را انتخاب کرده اند، که هرچند این مسیر طولانی تر بوده ولی به هرحال آن مانع را دور زده اند.


گوارایی: همگرایی حاکی از زنده بودن جنبش زنان ایران است

فاطمه گوارایی از دیگر اعضای همگرایی جنبش زنان می گوید:” همه تحلیل گران معتقدند که زنان ایران در سه فراز عمده را در تاریخ معاصر ایران طی کرده اند، یکی جنبش مشروطه، یکی انقلاب ۵۷ و جنبش سبز. تفاوت عمده ای که در دهه های کنونی به وجود آمده این است که جنبش زنان تا دهه ۷۰ هویت مستقل نداشته است و تا قبل از آن همه حرکت های زنان تحت لوای حرکت های مردان یا احزاب و گروه های مردان شکل گرفته بودند. اما از دهه ۱۳۷۰ است که برای اولین بار جنبش زنان به صورت مستقل ظهور می کند. شاید تکامل یافته ترین شکل بروز و حضور زنان را در جنبش سبز ما داشته ایم.”

به اعتقاد گوارایی این نشست هایی که تاکنون در یک سال اخیر تحت عنوان همگرایی سبز شکل گرفته است نشان دهنده آن است که جنبش زنان تداوم دارد و زنده است و خط بطلان می کشد بر تلاش هایی که می شود تا تحت شعارهای جذاب «استقلال جنبش زنان» بین جنبش زنان و جنبش سبز مرز ایجاد کنند. درحالی که همین تلاش هایی که در این نشست ها انجام شده و تداوم یافته نشان می دهد که این تلاش ها نتوانسته تاثیر بگذارد و خوشبختانه جنبش زنان آگاهانه و با هوشیاری توانسته بین جنبش زنان و جنبش سبز یک رابطه منطقی و درست ایجاد کند.


پیام همگرایی جنبش سبز به زندانیان در اعتصاب

همگرایی سبز جنبش زنان ایران با انتشار پیامی به مسئولان زندان هشدار دادند که به مطالبات هفده زندانی سیاسی ای که در حال حاضر در اعتصاب و در سلول های انفرادی هستند ؛ پاسخ دهند و نگذارند فاجعه ای دلخراش و ناگوار رخ دهد.”

آنها همچنین از زندانیان خواستند اعتصاب غذای خود را بشکنند:” از زندانیان سلحشور می خواهیم به اعتصاب غذای خود پایان دهند تا با سلامت کامل به آرمان های خود دست یابند.

در این مراسم همسران دو تن از زندانیانی که دست به اعتصاب غذا زده اند حضور دارند . ژیلا بنی یعقوب ،همسر بهمن احمدی امویی و پرستو سرمدی همسر حسین نورانی نژاد .

تصویر

به مادران زندانیان اعتصابی هم رحم نمی کنند

پرستو سرمدی، روزنامه نگار و همسر حسین نورانی نژاد که بیش از دوازده روز است به همراه ۱۶ زندانی دیگر اعتصاب غذا کرده است خبر تهدید مادر همسرش را می دهد. اینکه ماموران به مادران این زندانیان در حال اعتصاب نیز رحم نمی کنند و آنها از جمله مادر حسین را تهدید کرده اند.

او می گوید:”کاری که همین مادران زندانیان انجام می دهند آنقدر شجاعانه است که ما هم از تعجب دهان مان باز می ماند. در واقع باید در تاریخ جنبش سبز، اقدامات این مادران گمنام ثبت شود. مثلا در همین اعتصاب غذا ۱۷ زندانی، مادرانی که خیلی معمولی هستند و اساسا فعالیت اجتماعی ندارند، چنان عمل کردند که نیروهای امنیتی به آن ها گفته اند که شما دارید اغتشاشات را رهبری می کنید و برای همین، تهدیدشان کرده اند که آنها را دستگیر می کنند.”

او می گوید:” ما خیلی نگران سلامت عزیزان دربند مان هستیم و فکر می کنم اگر پیام خانم رهنورد و یا پیام مادر سهراب را بشنوند حتما تاثیر مثبت خواهد گذاشت ولی مشکل ما این است که ما هیچ ارتباطی با آنها نداریم که بتوانیم این پیام ها را به آنها بدهیم.”.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.