زنان افغانستان در زنجیر خشونت طالبان
خبرگزاری بین المللی زنان ایران : بررسی ونوشتن درمورد وضعیت زنان درافغانستان کاری ساده و آسان به نظر نمی رسد، چون وضعیت زنان به ویژه وضعیت زنان جوان درخانواده های افغانی بی نهایت دردناک است، که شاید دردناک تر از شنیدن حرف های تراژدی باشد، که حال آدم را فضای یأس آلود آن به هم می زند .
به گزارش خبرگزاری ایونا ، هنجارهای سنتی و قومی ، آداب و رسوم خانوادگی… همانند کوله باری است که زنان افغانی محکوم به حمل آن هستند و مثل زنجیر هایی فولادین دست وپای آنان را بسته است. وقدم گذاشتن بیرون از دایره عرف وسنت خانواده، بدعت نابخشودنی برای زنان ودختران تلقی می شود.
طالبان مدت پنج سال است که تحت لوای شریعت و اسلام افغانستان را به تصرف خود درآورده است و به نام اسلام زنان را از حقوق واقعی شان محروم کرده است و آنان را از فعالیت های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی باز داشته است. طالبان زنان را از رفتن به بیرون از منزل منع کرده، تا مبادا به ایمان مردان صدمه وارد شود، مثلاً جامعه فاسد شود و اسلام آسیب ببیند.
خداوند خطاب به مردان می فرماید که چشمان تان را از دیدن زنان نامحرم باز دارید و زنان نامحرم را با نگاه غرض آلود نبینید، این هم هدایت خداوند است تا زنان با خیال آسوده و آرام به کارهای روزمره خود و فعالیت های اجتماعی بپردازند و ابتکارات و خلاقیت های خود را به نمایش بگذارند.
زن این موجود عظیم که تداوم دهنده ی نسل انسان در کره ی خاکی است به واسطه طالبان در افغانستان از تمامی حقوق و آزادی های شان محروم شد. طالبان به نام دین و با ادعاهای دروغین شان اساسی ترین حقوق و مزایایی سیاسی و اجتماعی زنان را از آنان گرفتند.
در دین مبین اسلام بر تساوی حقوقی مرد و زن تأکید شده است و اولین پیامش (اقرأ) و به تعقیب آن (الذی علم باالقلم) است یعنی دینی که با خواندن ونوشتن نازل می شود و انسان ها را به دانایی، علم، آموختن، بصیرت و آگاهی بشارت می دهند اما جریان متحجر و تاریک اندیش طالبان نه تنها از اصول و آموزه های ارزشمند دین مبین اسلام سر پیچی کرده اند بلکه دین خدا را ابزاری برای تحقق آمال و خواسته های شوم شان قرارُ داده و به جای توسعه و گسترش زمینه های آموزشی و تعلیمی؛ جهل و نادانی را در جامعه نهادینه ساختند و با سرکوب قلم و خواندن مکانهای علمی و دانشگاه ها را برروی زنان مسدود و با اعمال ناروا و غیر انسانی مراکز آموزشی را به آتش کشیده به همین ترتیب حق فعالیت های سیاسی و اجتماعی را از زنان سلب و آنان را در خانه ها محبوس کردند.
طالبان با آموزه های غلطشان به آسیب های اجتماعی زنان در افغانستان دامن زده و ازدواج های اجباری، خرید و فروش زنان و دختران را در افغانستان عامل شوند.
حال چه باید کرد؟ چگونه می توان حقوق زنان را در افغانستان تامین کرد؟
خشونتهای خانوادگی بی داد می کند. زنان اغلب به بیماریهای روانی دچار اند، ضرب و شتم و انواع ظلم هابر آنها انجام می شود. خود سوزی، خود کشی، فرار از خانه و جدایی، راههای هستند که از سوی زنان مظلوم افغانستان به هزاران مورد تجربه شده است. با این وجود رسیدگی به امور زنان وظیفه ای کیست؟ چگونه قانون رعایت و اجرامی شود؟ زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، اما در جامعه افغانی به این نیم پیکر اجتماع توجه لازم نمی شود. زنان همچنان مظلوم هستند و حقوق آنها به شدت نقض می گردد. موضوع زن و خانواده یک نمونه از مواردی است که نقض آشکار حقوق زنان را در جامعه ای افغانی نشان می دهد، ولی دهها مورد دیگر وجود دارد که بیانگر نقض حقوق زنان می باشند.
با توجه به مادۀ ۲۲ قانون اساسی کشور که “هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است، اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق مساوی می باشند.” اکنون سهم زنان افغانستان در ادارات دولتی، رسانه های همگانی، فعالیت های اجتماعی و سیاسی و … چشمگیر است؛ کوتاه این که امروزه زنان در پرتو رهنمود قانون اساسی توانسته اند به حقوق مدنی و سیاسی و امتیازات اجتماعی شان برسند …
ولی وزارتخانه های امور زنان، اطلاعات و فرهنگ، عدلیه و سازمانهای حقوق بشر در این زمینه راهکارهایی اندیشیده اند:
۱) آگاهی اجتماعی و بالا بردن سطح فکری و دانش مردم: برای آوردن تغییرات و اصلاحات فرهنگی باید آگاهی و سطح بینش مردم را بالا برد. موثرترین و سریعترین نقش را در این زمینه رسانه های جمعی مانند تلویزیون، رادیو، جراید…، می توانند ایفا کنند. در اینجا یک چالش وجود دارد که زنان خودشان در رسانه های افغانی هنوز نقش کمتری و نسبت به مردان دارند. و اگرتعداد کمی هستند نقش موثری ندارند. لذا نیاز به همکاری مردان آگاه و بشر دوست است که مسوولیت اخلاقی، وجدانی، ایمانی و انسانی خودشان را برای دفاع از حقوق زنان که بخش مهمی از حقوق بشر است، انجام دهند. همچنین حضور گسترده ی خود زنان در رسانه ها می تواند به این امر کمک کند.
۲) آموزشگاه ها: مراکز آموزشی اعم از مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمی نقش مهمی را در بالابردن سطح فکری جامعه در رابطه با حقوق زنان و نهادینه شدن آن دارند..
۳) وظیفه دولت: دولت باید قانون را اجرا کند. البته این به آن معنی نیست که دولت افغانستان در رابطه با تامین حقوق زنان کاری را انجام نداده است، مسلما کارهای مثبتی را با حمایت جامعه بین المللی انجام داده است، اما روند کارها خیلی آهسته و در بعضی موارد محوری نبوده است.
۴) نقش نهادهای مدنی، سازمانهای غیر دولتی و فرهنگیان جامعه: فرهنگیان و روشنفکران و نهادهای مدنی و اجتماعی می توانند نقش مثبتی را در آگاهی اجتماعی واحیای حقوق زنان داشته باشند.
ولی با تمامی این تدابیر کارشنانسان مسائل زنان و کارشناسان بین المللی از آینده زنان افغان نگران هستند. مهمترین نگرانی و چالش در بهبودی اوضاع زنان، آمدن دوباره طالبان است. دولت و جامعه جهانی در کنفرانس لندن الحاق طالبان را به دولت افغانستان خوش آمد گفتند و باب مذاکره و مفاهمه را بطور رسمی و علنی باز نمودند. یکی از مهمترین سووال ها می تواند موضوع زنان باشد که با آمدن طالبان و گروههای همفکر آن حقوق آنها چه خواهد شد؟ متاسفانه زنان در مذاکره با طالبان هیچ نقشی را ندارند و از طرف زنان مردانی تصمیم می گیرند که ممکن است حقوق زنان برای شان مهم نباشد.
در مذاکره با طالبان موضوع حقوق بشر و حقوق زنان باید یک اصل از اصول مذاکره باشد و نماینده ای زنان در هیئت مذاکره کننده حضور داشته باشد. مذاکرات بطور مخفی طوری که تا حالا بوده است، نباشد و مردم در جریان گفتگوها از طریق رسانه های جمعی قرار گیرند.
