در سالن های زیبایی چه می گذرد
ترجمه از کانون زنان ایرانی -ایوِت صاحب یک سالن زیبایی در یکی از شهرهای کوچک انگلستان است. این سالن عمدتاً نیاز زنان سفیدپوستی را برآورده میکند که درآمد مصرفی بالایی ندارند. ایوت اصرار دارد که حضور در این سالنها بخش ضروری و لذتبخش زندگی یک زن است.
منظورم این است که ما هنوز زنانی داریم که میگویند:” اوه من توانایی مالی آن را ندارم”. من در جواب سوالی از آنها میکنم، ” آیا شوهر شما بلیط فصلی مسابقات فوتبال را خریداری کرده است؟” و اگر جواب مثبت باشد، میگویم “خوب به همان میزان برای صورتت خرج کن” و اینجاست که آنها قضیه را به شکل متفاوتی میبینند. میدانید، از آنجایی که مردان کمی کهنهپرست هستند، اگرهمه این پول را روی صورتتان خرج کنید، نمیدانید چه رخ میدهد. (ایوت)
من پیش از کریسمس، دورهای را نزد ایوت بودم و بحثی که این نقل قول از آن گرفته شده مربوط به همان زمان است. در این مدت نقش من تعارف شراب و کلوچههای مخصوص کریسمس به زنانی بود که برای معالجات زیباییِ پیش از تعطیلات به سالن مراجعه میکردند. گفتگوی میان این زنان، ابتدا با شراب آغاز میشد و بعد به سمت روابط با مردان و نظر آنها نسبت به میزان زمانی که زنان صرف بدن خود میکنند، کشیده میشد. احساسی که میان آنها عمومیت داشت این بود که مردان مزایای معالجات سالنهای زیبایی و تلاش برای حفظ ظاهر زنانه را درک نمیکردند. ایوت نیز یادآور میشد که در این موقع از سال چه تعدادی از مردان به سالن مراجعه میکنند تا کارت هدیه برای همسران و دوست دخترهای خود بخرند. گفتههای او درباره دستپاچگی خاصی که مردان مسن برای وارد شدن از در سالن تجربه میکردند، اغلب با شوخی همراه بود. برخی از مردان به کارتهای هدیه عناوینی مثل کارتهای بتونهکاری میدادند. این تعابیر بد و گناهی که برخی زنان درباره زمان و پولی که در این سالنها مصرف میکردند، باعث شد ایوت آنچه را که از او نقلقول کردیم، بیان کند. در طول انجام این تحقیق زمان زیادی با ایوت و کارکنانش گذراندم و او هرگز در اعتقادش نسبت به ارزش سالنهای زیبایی تردید نکرد.
در طول چند سال گذشته، به هر شهری که رفتم، در هر گوشه از دنیا از پنجره سالنهای زیبایی آن سرک کشیدم، از درمانهای زیبایی آنها استفاده و فهرست بیپایانی از انواع معالجات را جمعآوری کردم. من تا پیش از آغاز تحقیقم درباره زیباییدرمانی هرگز به هیچکدام از این سالنها قدم نگذاشته بودم؛ در واقع من به سختی متوجه وجود آنها شدم. تحقیق در این فضا تصادفاً زمانی شروع شد که من مشغول انجام پروژه تحقیقی دیگری بودم. با وجود اینکه خریدار منظم محصولات زیبایی هستم و خودم را در آینه زیاد مورد انتقاد قرار میدهم، خط مشی فمینیستی من باعث شد تا سوءظن عمیقی نسبت به فعالیتهای صنعت زیبایی پیدا کنم.
شاید به دلیل میراث فمینیسم که در اوائل دهه ۱۹۸۰ با آن بزرگ شدم، احساس کردم سرمایهگذاری بسیار گزاف برای زنانگی، نوعی خیانت به اعتقادات سیاسی من باشد. اگرچه مطالب زیادی هم درباره آنچه که عملاً پشت درهای سالنهای زیبایی میگذرد، آموختهام. همان طور که ایوت به من گفت، ” مردم عادی به اینجا میآیند”. خواسته این مردم عادی، لذت و و فرار از واقعیات است. آنها میخواهند خود را بهترین شکل درآورند. آنها از فضای زنانه شدهای که با همراهی دیگر زنان به وجود آمده، لذت میبرند. به علاوه آنها نسبت به زیبایی بیتفاوت هستند. رویهها و گفتارهایی که در سالن رد و بدل میشود، متتوع و پیچیده هستند.
سالن زیبایی
ادامه بحث سالنهای زیبایی بدون توصیف فضای اجتماعی که من بر آن متمرکز شدم، بیمورد به نظر میرسد. یک سالن زیبایی محیط خاص خودش را دارد. یونیفرمهای کارکنان، دکور و ترتیب وسایل، انعکاس دهنده اشتیاق مالک آن است. برخی از این سالنها فوراً به شما حس حضور در یک درمانگاه را میدهند، جایی که کارکنان همه سفیدپوش هستند و رعایت تشریفات مورد تأکید قرار میگیرد. این سفیدپوشان هم حس پاکیزگی و هم حس کلینیکی بودن محیط را ایجاد میکنند. آنها با این کار میخواهند هم بر پزشکی کردن ماهیت برخی از درمانهای موجود و هم بر پایگاه حرفهای کارکنان خود تأکید کنند. در سالنهای دیگر از کارکنان خواسته میشود که از رنگهای پر زرق و برقتر استفاده کنند، که اغلب متناسب با دکور است، و به مشتریان خوشآمد بگویند. پوشیدن لباسهایی به غیر از رنگ سفید، به طور هوشمندانهای محیط سالن را تغییر میدهد و پیام به مشتری فرستاده می شود. ته رنگها برابر با زنانگی بوده و دارای صمیمیت هستند. البته این دو به یکدیگر وابستهاند. اخیراً سایههای پررنگتر نشاندهنده یک سالن مدرن و بیطرف به لحاظ جنسیتی است که تشویقکننده زنان خاص و همینطور مشتریان مرد است. دیوارها با گواهینامههای صلاحیت کارکنان و عضویت آنها در سازمانهای تخصصی تزیین شدهاند. سالنها عموماً دارای مکانهای انتظار با صندلیهای راحت و مجلات رنگارنگ هستند. این مجلات بر مبنای نوع مشتری تفاوت میکنند. یک فضای اختصاصی برای کارکنان، وسایل حمام؛ رختکنهای پوشیده و یا اتاقهای خصوصی که درمانها در آنجا انجام میشوند؛ و اگر سالن خدمات زیبایی ناخن هم ارائه بدهد، فضای عمومیتری برای مانیکور کردن (آرایش ناخنهای دست) وجود دارد. جالب است که پدیکور (آرایش ناخنهای پا) در بریتانیا در اتاقهای خصوصی انجام میشود. سالن روال خاص خودش را دارد و مسیرهایی نامحسوس توسط کارکنان دنبال میشود؛ کارکنانی که به مشتریان خوشآمد میگویند، آنها را به اتاقها راهنمایی میکنند، برای رفع خستگی از آنها پذیرایی میکنند و سرانجام مشتریان را به محل پرداخت پول هدایت می کنند. سالنها هر کدام عطر مخصوص به خود را دارند که از وسایل و مواد شیمیایی مورد استفاده برمیخیزد و با رایحه مطبوع کرمها و لوسیونهای معطر، فنجانهای چای و قهوه و محصولات مورد استفاده در زیبایی ناخن که دارای بوی بسیار تندی هستند، آمیخته می شود. اینجاست که امور مربوط به حفاظت از بدن در آن اجرا میشود.
این قالب بیشتر در انگلستان وجود دارد. در دیگر کشورهای دنیا، سالنها خود را با عادات و سنن زیبایی همان منطقه هماهنگ میکنند. در آمریکا و منطقه کاراییب درمانها در فضای عمومی سالن دریافت میشود و ضرورت انتقال به فضاهای پوشیده خصوصی برای افرادی وجود دارد که باید بدن خود را عریان کنند. من یک بار بیشتر از سه ساعت در سالنی در کینگستونِ جامائیکا بودم تا روی انگشتانم ناخنهای مصنوعی بچسبانند. در مدتی که در فضای عمومی این سالن کوچک و محلی نشسته بودم، وقت داشتم تا با دیگر مشتریان گفتگو کنم. مغازهداران دیگری نیز که نوشیدنیهای خنک سفارش شده از جانب مشتریان را آورده بودند، وارد این گفتگو میشدند. در تمام این مدت، صحبتهای میان گروههای زنانی که جابهجا میشدند ادامه داشت. در همان حین نیز یک فیلم ویدئویی هالیوودی در گوشه سالن پخش میشد.
در سودان، سالنهای سنتی شامل یک فضای نشیمن عمومی است که زنان در آنجا به گفتگو مینشینند و خدمات زیبایی دریافت میکنند. در این مناطق، طراحیهای زیبا و استادانه با حنا روی دست و پای زنان متأهل انجام میشود. زنان مجرد اجازه استفاده از این نقوش را فقط روی یک دست یا یک پای خود دارند. بخش جداگانهای از این سالنها به نوع خاصی از سونای بخار اختصاص داده شده که زنان، جداگانه زیر پوششهای پارچهای و دور از دید دیگران مینشینند و از آن بهرهمند میشوند. بوی مستکننده و مشکبار بخار به سالن نفوذ میکند و روی لباس و موی حاضرین مینشیند. استعمال مستقیم این رایحه روی بدن در این درمان آیینی، حاکی از آمادگی زن برای داشتن روابط جنسی با شوهر است. با این روش، آماده شدن برای رابطه جنسی با همکاری دیگر زنان صورت میگیرد. همانطور که سالنهای مدرنتری در سودان به وجود میآیند، این تکنیک محلی زیبایی نیز با طرحهای جدیدتر و بینالمللی شدهتری هماهنگ میشوند. بنابراین برای مثال، آرایش مو و درمانهای زیبایی مانند سالنهای آمریکا در فضای عمومی بزرگتری انجام میشود و اتاق کوچکی به زنان متأهل برای آرایش با حنا اختصاص داده میشود. به این ترتیب میتوان دید که چگونه صنعت بینالمللی زیبایی در تلفیق با روشهای خاص فرهنگی، مورد تعدیل قرار میگیرد. این به نوبه خود بر انواع روابطی که در محدوده سالن گسترش پیدا میکنند، تأثیر میگذارد.
زیباییدرمانی بخشی از صنعت عظیم چند ملیتی است. این صنعت شامل وسایل آرایش، محصولات مراقبت از پوست، درمانهای زیبایی در چشمههای آب معدنی، سالنهای ورزشی، هتلها، تفریحگاهها و سالنها؛ صنعت تبلیغات که از این مصرف حمایت میکند؛ صنعت جراحیهای زیبایی؛ مراقبت از مو؛ صنعت رژیمهای غذایی و غیره است. در سال ۱۹۹۸ ارزش صنعت تخصصی زیبایی در انگلستان ۳۶۶ میلیون پوند بود، که نسبت به سال پیش از آن ۶ درصد رشد نشان میداد. این رقم علاوه بر سالنهای زیبایی معمول، شامل معالجات زیبایی درمانی در سالنهای سیار مو و زیبایی و انجمنهای سلامتی نیز میشود. سالنهای زیبایی در انگلستان در سال ۲۰۰۲، تقریباً ۶.۴ میلیون مشتری داشتهاند، که یک رشد ۱۷ درصدی نسبت به سال قبل از آن داشته است. در سال ۲۰۰۰ نیز تعداد مردانی که از این سالنها استفاده کردند به ۷۰۰۰۰ نفر رسید.
رشد انواع تجارتهای زیبایی تا اندازهای به دلیل وجود کلکسیونی از انواع درمانهای زیبایی است. در حال حاضر سالنها نه تنها مانیکورها، ارایشهای صورت، اپیلاسیون و الکترولیز (سوزاندن موهای زائد) استاندارد، ارائه میدهند بلکه علاوه بر اینها ممکن است ماساژ، عطردرمانی، بازتاب درمانی و ریکی نیز عرضه میکنند. با وجود این تنوع هنوز محبوبترین درمانها اپیلاسیون و مانیکورها هستند. اگرچه استفاده از صنعت زیبایی در تمام اشکال آن رشد بسیار سریعی داشته است اما احساس رضایت افراد از بدن و ظاهرشان کمتر شده است.
آیا سالنهای زیبایی اهمیت دارند؟
چرا زیبایی مهم است؟ زیبایی سودگرایی زاهدمآبانه را به چالش میکشد؛ در مقابل تقلیلگرایی چپ و راست سیاسی که قصد دارند آن را در مقابل رسالت خود به زانو درآورند، مقاومت میکند. زیبایی عقاید تعصبآمیز را با به کار انداختن تخیل و فانتزی واژگون میکند؛ به ما یادآوری مینماید که برخورداری از لذت محض عامل مهمی در بشر بودن ما است. زیبایی ذهن و بدن ما را به یکدیگر گره میزند، آن هم زمانی که به نظر میرسند به آسانی از هم قابل تفکیک هستند.
زیبایی هیچ گاه فقط با ظاهر بیرونی افراد مربوط نبوده است، بلکه با ویژگیهای مثبتی مثل اخلاقیات و مهربانی پیوند داشته است . داخل سالنهای زیبایی دنیایی وجود دارد که اگرچه صمیمی و خودمانی هستند، اما در مقابل تأثیرات دنیای وسیعتر بیرونی که در آن قرار دارند، باز هستند. این دنیاهای اجتماعی محصور، مدتهاست که توجه قومنگاران را به خود جلب کرده است. هر چند در سال ۱۹۷۶، لافلند میتوانست با اطمینان ادعا کند که فضاهای زنانه، خاصه در توسعه تئوریهای اجتماعی ندیده گرفته شدهاند:
” تا جایی که من میدانم، برای مثال، مطالعه منتشر نشدهای درباره سالنهای زیبایی انجام شده است؛ جایی که بدون شک بسیاری از زنان روابط معنیدار و نزدیکی با یکدیگر برقرار میکنند”.
توجه مردمنگاران پیشین در واقع معطوف به فضاهای اجتماعی و دوستانه مردان بود. دنیای سالنهای زیبایی، دنیای صمیمانهای بود که سالنهای آرایش مو و رخت شوی خانهها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال جولی ویلت میگوید:
برای مادر بزرگ من و بسیاری از دوستان و بستگانش، کلیسا، ایوان جلوی خانه و آرایشگاه بخشی از فرهنگ بزرگتر زنان بود که منبع ارزشمندی از اطلاعات و انواع مشابهی از شبکههای اجتماعی را به وجود میآورد، فضایی که تاریخنویسان علاقه بسیاری برای دیدن آن در سالنها و نهادهای کاملاً مردانه دارند.
این حذف چند دلیل داشته است. اولین و آشکارترین دلیل این است که بسیاری از محققانی که در متون جامعهشناختی به تبادل نظر درباره رئوس مطالب تحقیقی پرداختهاند یا مورخینی که ویلت به آنها اشاره کرده، مرد هستند. محققان همیشه موضوعاتی را برای تحقیق انتخاب میکنند که دسترسی و اجرای تحقیق را برای آنها آسانتر کند. دوم اینکه دنیای مردان، عموماً در جهان اجتماعی واقع شده است. گوشه خیابان، سالن بیلیارد و دانشکده پزشکی فضاهایی هستند که در مورد آنها نوشته شده است چرا که از نظر جنسیتی خنثی هستند. سوم اینکه رابطه ضعیفی وجود دارد میان تحقیقات تجربی و کارهایی که بیشتر مبنای تئوریک دارند. این رابطه در دنیای آکادمیک انگلستان با افزایش تحقیقات و نشریات تئوریک متقارن است. این قضیه شامل آن دسته از تحقیقات تجربی نیز میشود که دارای تئوریهای بیاعتبار و فاقد پایه تجربی هستند. اگر همیشه نگرانی نسبت به نقش تئوریهای کلان در مطالعات مردمنگارانه وجود داشته، در مقابل نظریهپردازان هم به تحقیقات صرفاً تجربی بیاعتنا بودهاند.
در هر صورت موضوع زیبایی در بحثهای فمینیستی در طول ۲۰ سال گذشته و یا هر جایی که جنسیت یک عامل کلیدی بوده، وجود داشته است و باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.
این مقاله ترجمه بخشهایی از کتاب زیر است:
The Beauty Industry, Paula Black, Routledge, 2004.

