افزایش نگران کننده «طلاق عاطفی» در کشور

تصویر

انتخاب – سرور هادیان: حتماً شما هم تا بحال واژه «طلاق عاطفی» به گوشتان خورده است. طلاقی که شباهتی به طلاق رسمی ندارد و در جایی ثبت نمی شود. زوجی که دچار این مسأله هستند بین دوستان و اقوام و آشنایان زبانزد نمی شوند، بچه ها در مدرسه نام بچه طلاق نمی گیرند و…

اما رئیس مرکز سلامت خانواده و جمعیت وزارت بهداشت معتقد است هر سال حدود ۱۳۰ هزار طلاق ثبت می شود که برخی از مسؤولان می گویند زوجهای تحصیلکرده ایرانی به جای ثبت طلاق و مشکلات از یکدیگر جدا زندگی می کنند یعنی بجای طلاق، زندگی دور از هم را برمی گزینند.

* طلاق عاطفی چیست؟

پروانه طاهری، مشاور خانواده درباره بروز طلاق عاطفی و پیامدهای ناشی از آن می گوید: طلاق از نظر لغوی به معنای گشودن گره و رها شدن است و در اصطلاح عبارت از خاتمه دادن به زندگی مشترک زن و شوهر و پایان بسیاری از نابهنجاریهاست. در طلاق عاطفی، زن و شوهر بدون اینکه به طور رسمی از هم جدا شوند، عواطف خود را از هم دریغ کرده و از هم روی برمی گردانند. در این فرم زندگی یا طلاق، نمایی از اعتماد و احساس ناب و بکر اولیه دیده نمی شود.زن و مرد در یک خانه و زیر یک سقف زندگی می کنند، با هم غذا می خورند، با هم کار می کنند، با هم مسافرت می روند اما همانند دو بیگانه نسبت به یکدیگر بی تفاوت و بی احساس هستند. در واقع هر کدامشان به مسایل و امور خود سرگرم اند. به نظر من شاید سیر صعودی برخی از آسیبهای اجتماعی که در اذهان عمومی مهمتر از آسیبهای دیگر قلمداد می شوند سبب شده آسیبهایی مانند «طلاق عاطفی» را فراموش کنیم اما طلاق عاطفی رابطه تنگاتنگی با طلاق رسمی دارد و خطر بزرگی برای زندگی مشترک محسوب می شود.

«طاهری» درباره عوامل مختلفی که سبب افزایش ناسازگاری بین زن و شوهر می شود، می گوید: به اعتقاد من در بروز مشکلات بین زن و مرد عوامل مختلفی دخیل هستند که مسایل اقتصادی، اجتماعی و بخصوص اعتیاد نمونه های آن است. متأسفانه بدلیل بیکاری و بحران تورم بسیاری از جوانان از داشتن زندگی حداقلی محروم هستند و همین مشکلات سبب می شود که زن و مرد هر دو شاغل باشند و حتی بسیاری از مردان مجبورند در چند شیفت کار کنند تا هزینه های زندگی را تأمین کنند. خستگی و فشارهای روحی ناشی از کار باعث می شود ارتباط خوب و مؤثری بین زوج ها وجود نداشته باشد و گاه عوامل دیگری چون دخالت اطرافیان، موادمخدر، نبود محبت در طرفین، نبود مهارت در حل مسایل زندگی، نارضایتی از روابط زناشویی و سوء ظن و خیانت نیز مزید بر علت می شود.

* جدایی پنهان و خاموش!

آمار نشان می دهد به نسبتی که میزان طلاق رسمی در کشور افزایش داشته است، طلاق عاطفی نیز همین سیر صعودی را می پیماید.

«هاتفی» کارشناس روانشناسی، طلاق عاطفی را نوعی زناشویی خاموش می داند و می گوید: طلاق عاطفی برخاسته از اختلافات در میزان خواسته ها، سلیقه ها، عواطف، دیدگاهها، ابعاد معنوی و… است. طلاق عاطفی به دلیل ترس از طلاق رسمی است زیرا بسیاری از حرفها و حاشیه های پس از طلاق سبب می شود فرد به دلیل عدم پذیرش محدودیت های اجتماعی و فرهنگی مشکلات اقتصادی و… به طلاق عاطفی بسنده کند.

این کارشناس روانشناسی، طلاق عاطفی را ریشه بسیاری از نابهنجاریها و آسیب های روانی، اجتماعی و شغلی برای زنان و مردان و فرزندان می داند و می افزاید: طلاق عاطفی پیامدهای باورنکردنی را پیش رو دارد. این طلاق باعث می شود میزان اعتماد افراد به یکدیگر کم شود، افراد خانواده مدام دچار اشتباه شوند و بدلیل نداشتن تکیه گاه و مأمن جدی در زندگی احساس یأس و سرخوردگی داشته باشند. طلاق عاطفی سبب می شود فشار عاطفی زیادی به افراد وارد شود تا جایی که بسیاری از افسردگی ها، اضطراب ها و پریشانی ها ناشی از همین طلاق عاطفی است.

*پایان ازدواج عاشقانه!

«وحید شریفی» مشاور خانواده نیز درباره طلاق عاطفی می گوید: امروز بسیاری از ازدواج ها با عشق آغاز می شود و احترام اولیه وجود دارد اما متأسفانه مسایلی طی زندگی پیش می آید که منجر به جدایی و یا زندگی مشترک بدون عشق و علاقه می شود. تا جایی که بسیاری از همین ازدواج های عاشقانه گاه به مرحله جدایی می رسد و بیشتر بدلیل وجود بچه ها به طلاق عاطفی منتهی می شود. معمولاً در این نوع طلاق هیچ کدام از طرفین حاضر به تغییر و پایین آمدن از موضع خود نیستند.

وی می افزاید: عوامل زیادی سبب طلاق رسمی می شود اما عواملی چون خست، عصبانیت و خشونت، دورویی، دروغ، خودبینی و تحقیر باعث طلاق عاطفی می شود.ثبت حدود ۱۳۰ هزار طلاق در هر سال حکایت تلخی است که وجود دارد و نمی توان بی تفاوت از کنار آن گذشت. اگرچه آمار دقیقی از ثبت آمار طلاق عاطفی وجود ندارد اما برخی مسؤولان می گویند زوج های تحصیلکرده ایرانی به جای ثبت طلاق، جدا از یکدیگر زندگی می کنند و یا اینکه زیر یک سقف هستند اما هرکدام بدنبال دلگرمی هایی خارج از فضای خانه و خانواده می روند. و این، نوع جدیدی از «جدایی» است که در کشور ما نیز در حال فراگیر شدن است و خطرات اجتماعی فراوانی را به دنبال خواهد داشت. خطراتی مثل کم توجهی به تربیت فرزندان، افسردگی های شدید، خیانت به همسر و بی تفاوتی در برابر خانواده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.