نه الزاماً “زن = مادر” !
در اینجا می خواهم با الهام گرفتن از برخی ایده های فمینیستی به این بپردازم که ما (اعم از زن یا مرد) می توانیم چهره یا هویتی برای زن در نظر بگیریم فارغ از قابلیت و ویژگی تولید مثلی ی او که بنابر طبیعت بر عهده اش قرار گرفته است و فراموش نکنیم که زن در درجه ی اول انسان است! با همه ی قابلیت ها و ظرفیتهای رشد و تعالی که در یک انسان به ودیعه نهاده شده است.
آنچه در غرب امروزه بیشتر به چشم می خورد، تضعیف ایده یا پیش فرض ” زن = مادر” است که بر بسیاری از شئون زندگی زنان (تحصیل، اشتغال، فعالیتهای فرهنگی هنری، سیاسی و اجتماعی…) تاثیر ( به زعم من) مثبت گذاشته است. در جوامعی که دیدگاه مرد سالارانه ( و نه تساوی طلبانه جنسیتی) غلبه دارد، عدم حضور یا ضعف مشارکت زنان در عرصه ی عمومی، با اولویت قائل شدن یا اهمیت و قداست دادن به نقش مادری ایشان توجیه می شود. در نتیجه مسیر پیش روی زنان در جریان هویت یابی و جامعه پذیری شان در جهت تصویر ایده آل همسری و نهایتاً مادری هدف گذاری می شود.
وقتی هدف ازدواج و همسرگزینی عمده و اصلی می شود، بیشترین تکاپوی دختران متوجه ی دست یافتن به ویژگیهایی می شود که او را در کسب این منظور یاری می رساند و با توجه به اینکه معیارهای همسرگزینی در جامعه ی ما نیز غالباً معیارهای مادی و ظاهری (جهیزیه یا زیبایی چهره و اندام) است دختران از سویی با فشارهای روانی ناشی از نگرانی از وضعیت تاخیر در ازدواج و (برچسب ترشیدگی) روبرو یند و از سوی دیگر در جریان این تلاش تحمیلی با متوسل شدن به ابزارهای فرضی کسب موفقیت (نظیر جراحی زیبایی پلاستیک، انواع لوازم آرایش صورت و مو، تاتو ، رژیمهای لاغری نامناسب و ..) خود را آگاه و ناآگاه در معرض انواع خطرات و آسیب های جسمانی و روانی قرار می دهند.
زنان با دنبال کردن چنین مسیری (هدف دستیابی به مقام همسری و مادری، و در نتیجه کسب وجهه و تائید اجتماعی) از یکسو از پیگیری اهداف رقیب (یعنی اهدافی چون پرورش قوای ذهنی و رشد مسئولیت پذیری اجتماعی و مشارکت اقتصادی) باز می مانند و از سوی دیگر چنانچه در جریان پی گیری این هدف با شکستها و ناتوانی هایی مواجه شوند (مانند مجرد ماندن، مطلقه شدن، نازایی، … ) که با تصویر ساخته پرداخته ی ” زن کامل و تمام” در دیدگاه اجتماع سنتی ناهمخوانی دارد، شدیداً از نظر بهداشت روانی و جسمانی آسیب پذیر می شوند و خود را ( و نه جامعه را ) در جریان شکستی که (که ظاهراً) برایشان پدید آمده سرزنش نموده و مقصر تلقی می کنند.
منبع:وبلاگ شیرین احمدنیا (جامعه شناس)
