نامه‌ای به منصوره قدیری جاوید

مدتی است در خاک پناه گرفته‌ای، سرانجام ناهمسرت تو را به آرامش ابدی رساند.(۱) دیگر تنت کبود و صورتت سیاه نمی‌شود. دیگر نگران پسرت نیستی. حتی به صمیمی‌ترین دوستانت نمی‌گفتی که بر تو چه می‌گذرد. تو خبرنگار موفقی بودی و ناهمسرت، وکیل ناموفقی که گویا تو و بدن نازنینت باید تاوان این فاصله را می‌دادید.

ادامه