هیس! دخترها فریاد نمی زنند!
زینب غالبی
کانون زنان ایرانی-زینب غالبی:
بازگوکردن دردهای جامعه به خصوص زنان جامعه، همیشه درهاله ای از محافظه کاری قرار می گیرد، اینکه تلاش کنید تا متهم به حمایت از گروه افراطی حمایت از زنان نشوید و یا متهم به حمایت از جناح سیاسی خاص و یا گسترش بی بند و باری و نادیده گرفتن قوانین شرعی و قانونی نشوید.
اما این دلایل بازهم دلیل بر ناگفته ماندن دردهای نمی شود که جامعه به خصوص زنان جامعه به آن زنجیر شده اند اما توان بازگویی و گوش شنوایی ندارند و این ناگفته ماندنش درد را دو چندان می کند.
فیلم سینمایی “هیس!دخترها فریاد نمی زنند! ” فیلمی با کارگردانی خانم پوران درخشنده است که این روزها حتی نام فیلم هم بر روی پرده سینماها نگاه های زیادی را به خود جلب کرده است.نگاه های که حتی با عنوان فیلم نیز همزاد پنداری می کنند.دختران و زنانی که بارها از کودکی چنین جمله های را شنیدند و هرچند هستند دخترانی که هنوز می شنوند.”هیس”تنها آوا نیست.گاه تصمیم و عملکرد دولتی می شود که دختران را از رشته های تحصیلی محروم می کند،از بعضی از دانشگاه ها به علت سهمیه بیشتر پسران محروم می کند ،از بعضی از مشاغل محروم می کند،از استخدام های دولتی و غیر دولتی که تنها گزینه انتخابیشان “مرد “می باشد محروم می کند.”هیس “می شنوند و تنها می مانند و دیوارهای خانه هایشان.
فیلم “هیس! دخترها فریاد نمیزنند” داستان زندگی دختری است که در ۸ سالگی مورد تجاوز”مراد”نگهبان خانه یشان می شود. کسی که امین پدر و مادر بوده است و بعد از این اتفاق وحتی تلاش کودک برای بیان این مساله به شکل های مختلف و نبودن گوش شنوا و عدم توجه به دردهای دختر،این اتفاق بارها تکرار می شود و این ترس و از خود بیزاری سال های سال با دختر میماند و در نهایت زمانی که شاهد تجاوز و اذیت وآزار دختری توسط مردی می شود برای نجات دختر،متجاوز را کشته و راهی چوبه دار می شود…
فیلم به خوبی تصویرگر صحنه های است که دختر تلاشش را برای بیان این مساله به مادر(نزدیک ترین فرد خانه) و بعد معلم مدرسه(نزدیک ترین فرد در خانه دوم) می کند ومتاسفانه دختر با درد تجاوز تنها، و توانش در بیان این مساله و کمک برای گذشتن از این بحران و مجازات متجاوز برای جلوگیری از تکرار جرم بی نتیجه می ماند و این “هیس “گفتن ها و بی توجهی ها به وضعیت روحی و روانی و مشکلات دختران و زنان را به خوبی نشان می دهد .دختران و زنانی که آنقدر”هیس”می شنوند که دهان هایشان از همه ظلم ها و آسیب های که جامعه به آنها وارد می کند بسته می شود .حتی گوش های که آنقدر بی رحمند که بار ومسبب حادثه را در فرد مورد تجاوز می بینند و دهان های که به دنبال دلایل وقوع چنین حوادثی در فرد مورد تجاوز میگردند..
میخکوب شدن افراد بر روی صندلی ها (به خصوص مردان) با وحشت و اضطراب و چشم های گریان دختران نشان دهنده این مساله است که کارگردان در به تصویر کشدن این درد موفق بوده است.دردی که همیشه پنهان مانده… که همه ما پنهانش می کنیم و یادمان می رود که با پنهان کردنمان شریک باقی ماندن دست های آلوده می شویم.
گرچه شاید در وهله اول بعد از دیدن فیلم محافظت از جسم دخترهایمان درمقابل غریبه ها برای جلوگیری از این حوادث به ذهن می رسد اما “مراد “ها لزوما همیشه نگهبان نیستند،گاهی نزدیک ترین فرد خانواده و خویشاوند..شاید هنوز خیلی از ماها خبر تجاوز پدری آنهم به مدت ۲۴ سال در کشور اتریش به دخترش و محبوس کردنش در زیرزمین خانه اش و صاحب ۷بچه شدن از او را فراموش نکرده ایم..
و اینها دردهای است که بیانش نه مانع شرعی دارد و نه مانع قانونی ونه ربطی به جناح خاص اما پشت پنجره های خانه ها و دل های زنان و دخترانمان پنهان مانده است.دردی که ریشه وجود و ادامه آن “هیس “است،طرد است،نادیده گرفتن است،و..نادیده گرفتنش از سوی تک تک افراد جامعه و حکومتی که وظیفه حفاظت از روح و جسم افراد در گرو تصمیمات آنها برای بالابردن سطح امنیت جامعه و جلوگیری از پرورش “مراد “نام ها و صحه نگذاشتن بر این هیس ها است.

