شناخت قوانین «منع خشونت علیه زنان»
کانون زنان ایرانی
آزاده نظری
کوچه شناخت بن بست است و هرازگاهی پرده آگاهی با وزشی تکان میخورد.سال ۹۵ رو به پایان است ولی به مناسبت ۸ مارس بد نیست دوباره یادآوریهایی در بین زنان جامعه انجام شود. خانه تکانی بایگانیهای ذهن که بهتر است به اطلاعات به روز در آمده و همگام با مخاطبان خاص، دیگر از توده عام خداحافظی کنیم.
خبرهای ضد و نقیضی که از گوشه و کنار میشنویم، متاسفانه در اکثر مواقع از روی ناآگاهی ساده گذر میکنیم. سال ۹۵ سالی که بحث تصویت لایحه منع خشونت علیه زنان مطرح شد. لایحه ای که خوب در بین زنان آگاه شنیده شد و هر یک اعلام نظری کردند ولی اکثریت خاموش همچنان خاموش و بعضی مواقع نیز خاکستری ماندند.
رییس جمهور در نخستین همایش مجمع سلامت که چندی پیش برگزار شد، گفت: «اگر بانوان ما که در حال عبور در خیابانها هستند از سوی انسانهای لاابالی آزار کلامی ببینند، آرامش آنها از بین رفته و روح آنان مورد آزار قرار میگیرد.» حرفهای زیبا و دلنشینی که گاهی همانند نسیمی وزیده میشود. خوب مسلم است که آرامش روحی بر هم زده میشود ولی متاسفانه سالیان سال است که آزارهای کلامی و جسمی در جامعه علیه زنان دیده و یا شنیده میشود که تا کنون کلید تدبیری قفل آن را نگشوده است.
حال از قفل و کلید هم که بگذریم، بارها خودم شاهد بودم هر بار مزاحمتهای کلامی و یا غیر کلامی از طرف مردان در خیابان انجام میشود، گاهی با فحش، برخورد فیزیکی و در بعضی مواقع نیز به خنده دختران نیز ختم شده است. بهر حال عدم آگاهی بخشی از جامعه، هزینههایی برای بخش دیگر به همراه خواهد دارد.
دهههای شصتی ها و هفتادی ها چه می گویند؟
این عدم آگاهی را علاوه بر سطح جامعه که با ذهن کنجکاو میتوان شناسایی کرد، در مصاحبه از چند نفر نیز به داوری گذاشتم. البته داوری که آن را به تمام جامعه تعمیم نداده و تنها به جامعه کوچک اطراف خودم تا حدودی نسبت میدهم. از ده نفر از متولیدن دهه ۶۰ و ده نفر از متولدین دهه ۷۰ در رابطه با میزان آگاهی و شناختشان از لایحه منع خشونت علیه زنان پرسیدم. اکثر مصاحبه شوندهها تحصیلات در حد کارشناسی ارشد داشتند. در بین این ۲۰ نفر فقط ۴ نفر اخبار و اطلاعات مربوط به این لایحه را پیگیری کرده بودند که البته یک نفر از آن ۴ نفر دانشجوی رشته حقوق بود که به اقتضای حرفهاش، میزان آگاهی از این لایحه برایش مهم بود. در رابطه با مادرشان پرسیدم که آنها چقدر در این مورد آگاهی دارند و یا چقدر در رابطه با این موضوع در فضای خانواده و دوستان صحبت شده است که متاسفانه جواب اکثراً منفی بود. ۸۰ درصد مصاحبه شوندهها اعلام کردند که شناخت و مطالبه حقوق مربوط به زنان مربوط به طبقه مرفه جامعه است که دغدغههای اینچنینی دارند. به هر حال دریافت این مطالبهها در بین این جامعه ۲۰ نفری بیشتر فانتزی بود تا حقوق.
با جستجوی کلمه «خشونت» در گوگل (google) کلماتی که بیش از سایر کلمهها جستجو شده بود، جملاتی مانند، خشونت علیه زنان، خشونت چیست و خشونت خانگی برخورد میکنیم. البته در گوگل باز هم فضای آگاهی بهتر از درون جامعه بود. حداقل در روز این قبیل واژهها چندین بار توسط کاربران جستجو شده بود.
حال در رابطه با قانون منع خشونت علیه زنان در ابتدای جستجو در موتور جستجوی گوگل در صدر همه قانون منع خشونت علیه زنان در افغانستان و در ادامه قانون منع خشونت علیه زنان در ایران که وزارت کار بصورت پی دی اف در اختیار کاربران قرار داده بود، دیده شد.
اخبارهای مربوط به قانون منع خشونت علیه زنان که توسط شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده در سال ۹۵ مطرح کرده بود، مربوط به مهرماه بود. البته به روزترین آنها مربوط به بازبینی این قانون است که مولاوردی در همایش ملی «رفع خشونت علیه زنان» که در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، در رابطه با آن صحبت میکند.
خشونت علیه زنان، دستیابی به صلح را تحت تأثیر قرار میدهد
مولاوردی در این همایش تصریح کرد: خشونت علیه زنان آسیبهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی را چه در سطح فردی و چه ملی در پی دارد و ناقض عدالت اجتماعی و تحقق امنیت انسانی در سطوح مختلف است و حصول صلح را تحت تأثیر قرار میدهد.
مولاوردی در این همایش با اشاره به آرمان پنجم سند توسعه پایدار گفت: آرمان پنجم درباره توانمندسازی زنان و عدالت جنسیتی است. اکنون در حال تدوین شاخصهایی درباره این آرمان هستیم و امیدواریم باهمکاری مجلس در تدوین برنامه ششم بتوانیم به شاخص سازی بپردازیم، چرا که ماده ۱۱۶ لایحه برنامه ششم توسعه به شاخص سازی اشاره دارد.
این خبر در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ دی ماه سال جاری از طریق رسانهها پوشش داده شده است. سایتهای خبری ساعت ۲۴، گفتمان، سازمان دفاع از قربانیان خشونت، فرصت امروز این خبر را منتشر کردهاند. در این تاریخ مربوط به خبر بازبینی این قانون، سایتهای نام برده در رابطه با صحبتهای معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده در همایش مذکور را پوشش داده بودند که در ادامه آنها سایت روزنامه جمهوری اسلامی نیز دیده میشد.
معمولاً اخباری که به لحاظ پوشش حائز اهمیت هستند توسط چند سایت اصلی نشر داده میشود (که نیازی به ذکر نامهای آن نیست) ولی در سایتهای اصلی و معمول این خبر پیدا نشد.
همچنین سخنرانی ملاوردی در یک همایش در سه تاریخ متفاوت منتشر شده است. که این نشان دهنده اهمیت موضوع در برجسته سازی خبر است. اخبار برجسته و مهم در یک روز مشخص توسط چندین سایت در تاریخ مشخص نشر داده میشود.
عکس در پوشش خبری زنان در صدر اهمیت نیست
هر یک از سایتهای نام برده این خبر را با تیترهای متفاوت کار کردهاند. تیترهایی مانند: لایحه خشونت علیه زنان نهایی شد و یا اینکه نگارش شد و در دستور کار قرار گرفت. با خواندن تیتر اخبار در یک تاریخ مشخص متوجه نمیشویم که این لایحه در دستور کار است و یا اینکه نهایی شده است. این در حالی است که تمامی این تیترها مربوط به یک سخنرانی واحد است. عکسهایی که کار شده، عکسهای آرشیوی است و عکس مربوط همایش مذکور نیست. اهمیت عکس در اولویت نبوده (عکس در خبرهای مربوط به زنان در اولویت رسانهها نیست) و سایتها هر کدام از عکسهای آرشیوی استفاده کردهاند بدون آنکه عکاسی فرستاده باشند و یا از آژانسهای عکس، تصویر مربوطه را دریافت کنند. در اکثر مواقع خبر توسط یک نفر در دفتر شخص نشر داده میشود و بعضی سایتها آن را پوشش میدهند. ولی اهمیت همایش ملی رفع خشونت علیه زنان آنقدر در اولویت نبوده که گزارش تصویری و یا اینکه با طیف وسیعی از سایتهایی که آن را پوشش دادهاند مواجه شویم.
مسیر گذار همچنان آهسته است
حال باید کدام بخش را نقد کرد. زنانی جامعه مورد مطالعه ای که اطلاعات به روز و جامعی در رابطه با چگونگی برخورد با خشونت و حقوقشان نداشتند، رسانهها که هر کدام با توجه به خط مش و گرایشهای سیاسی و اجتماعی اشان اخبار مربوط به حوزه زنان را به درستی پوشش نمیدهند و یا بخش مشاوران رسانه و گروههای خبری که در حوزه زنان و یا با دفتر امور زنان ریاست جمهوری همکاری دارند، باید مورد نقد قرار گیرند. به هر حال ابر و باد همگی در کارند.
زنان چند سالی است که از خاکستری به سفیدی روی آوردهاند. ولی مسیر گذار همچنان آهسته حرکت میکند. با توجه به شبکههای اجتماعی و گستردگی اطلاعات هنوز گروهی در بی خبری بسر میبرند. چه بسا گاهی نیز دیده شده که خود زنان حقوقشان را زیر پای گذاشته و مدافع تفکرات مردانه در جامعه بودهاند. فمینیسم در بین تودههای مختلف زنان تابلوی زرنگاریست که از دیرزمان صدای جیرجیرش شنیده میشود. جیرجیری که گاهی نیز خفه هم شده است. اسیدپاشی، متلک گویی، مزاحمتهای فیزیکی، برخورد با پوشش و تعیین مرزهای آن در جامعه همگی از جمله مطالباتی است که هنوز آنطور که باید جدی گرفته نشده و بعضی هنوز مطالبه این قبیل حقوق را تنها برچسب مدرنی میدانند که در حال حاضر از طبقه خاصی از جامعه مطالبه شود.

