مریم طاهریان، سفالگر: هراسی از شکست ندارم
«ترس از شکست معنی نمیدهد و باید این ترس را مدیریت کرد.»
این گفتهء مریم طاهریان یکی از کارآفرینانی است که طعم شکست را در راه کارآفرینی چشیده، اما اجازه نداده که این طعم تلخ باقی بماند و کارش را دوباره از صفر شروع کرده است. در میان حرفهایش مدام از تجربهء اولین کار اقتصادیاش میگوید و میتوانی تصور کنی که زندگی این کارآفرین دو بخش عمده دارد، قبل و بعد از شکست: «معمولا آدمها از شکست خوششان نمیآید. شاید به این خاطر که در جامعهء ما شکست خوردن نهتنها ارزش نیست بلکه ضدارزش است.»
اما این کارآفرین ۴۱ ساله با آوردن این ضربالمثل که دیکتهء ننوشته غلط ندارد، میگوید:«شکست تجربه است و موفقیتی برای گامهای بعدی.»
دیدار نخست با این زن سفالگر به پنج سال پیش برمیگردد و به شهری کویری و ساکت; سمنان. در کارگاهی که او و بیش از ۱۲ نفر از زنان کارگر سعی تمام داشتند برای ساختن و پرداختن سفالینهها.
نام مریم طاهریان را در میان اسامی سفالگران سمنان شنیدم، کارگاه او سالن بزرگ و دفتری بود که چند پله به سمت پایین آن را از خانه جدا میکرد. در دفتر کار نیم تنهء زن کرد را گذاشته که حاصل تجربهء سالهای پیشیناش بود.او طرح اولیه را که در ذهن داشت روی کاغذ میآورد که بیشتر زن بود و سیب و چشم و ماهی. قالبهای پخته روی زمین چیده میشد و سپس زنان و دختران جوان آنها را رنگ میزدند و در نهایت سفالهای رنگین به مغازههای تهران میرسید و حتی پای این آثار به بازارهای جهانی هم رسید.
اما همهء این تلاشها به خاطر مدیریت مالی نامناسب عقیم ماند. طاهریان از آن روزهای شکست میگوید: «به خاطر اختلاف در مدیریت مالی کارگاه، کل تجربه و سرمایهام را رها کردم و ناگهان با هیچ مواجه شدم.»
۱۳ سال کار در کارگاه قدیمی سفالگری، این زن را کارکشته کرده، اما او از غفلتش در امور مالی چشم نمیپوشد: «شاید به خاطر دخالت نکردن در امور مالی به اینجا رسیدم و مجبور شدم همهء سرمایهء انباشته در این سالها را رها کنم و شاید همین غفلت بود که مرا به این نتیجه رساند که توجه به کارهای مالی و اقتصادی مهمترین رکنی است که زنان باید به آن توجه بیشتری نشان بدهند.»
او میگوید: «سال ۷۲، سفالگری را به خاطر هنر بودنش انتخاب کردم و جنبهء مالیاش اهمیتی نداشت، اما به مرور که کارم از خوداشتغالی به سمت اشتغالزایی برای سایر زنان کشیده شد; مباحث مالی و اقتصادی هم پیش آمد و من بدون توجه به این مباحث، مدیریت مالی را بر عهدهء فردی گذاشتم که کارگاه را به ورطهء ورشکستگی رساند.»اما تجربههایش برای این زن سفالگر ماند: «یادم میآید که برای گرفتن وام از یک بانک، پرسنل آن بانک با من حرف نمیزد چون پذیرفتن نقش اقتصادی برای یک زن برایشان دشوار بود.»او همچنین آن سالهایی را به خاطر میآورد که یکی از اعضای هیات رییسهء انجمن مدیران صنایع کشور شده بود: «اولین زنی بودم که به عنوان هیات رییسه انتخاب شدم. در ابتدا خود را در حاشیه میدیدم. بقیهء مردان میانسالی بودند که حضور یک زن جوان برایشان کمی نامنتظره و نیز سخت بود.»او آن لحظهها را لحظههای سخت میخواند: «حضور بیتجربهء ابتداییام با مرور زمان و مطالعهء زیاد به جایی رساندم که به راحتی اظهارنظر میکردم و طرحهایم را ارایه میدادم، هر چند این حرفها فقط شنیده میشد و عمل به آن نادیده گرفته میشد.»
مریم طاهریان از سال ۷۲ تا ۷۶ کار سفال و زدن نقش برجسته روی سفالینه را به صورت فردی دنبال کرد، بعد کارگاهی دایر کرد و سال ۸۴ با شکست کارگاهش، کاری دیگر را از نو شروع کرد.
این سفالگر در شهر کویری سمنان با مشارکت زنی دیگر از این دیار کارگاهی دیگر دایر میکند، اما این بار با کولهباری از تجربههای پیشین: «دوباره کارمان را از صفر شروع کردیم، اما این بار به صورت مشارکتی و نه فردی.»
از مزایای شراکت میگوید: «ما زنان کمتر کار مشارکتی کردهایم، اما مشارکت به فرد این امکان را میدهد که حرفها، دعواها، استدلالها و… را مطرح کند بدون آن که بترسد.»
او میافزاید: «در کارهای مشارکتی، انرژی گروهی بالا میرود. منتها در فرهنگ ما مشارکت معنایش را از دست داده و در ضربالمثلها هم میتوانی ردپایش را ببینی. اینکه میگویند اگر شراکت خوب بود خدا هم برای خود شریکی انتخاب میکرد.»
اما حالا مریم طاهریان نقشبرجستههای روی سفالینهها را همراه با زنی دیگر از صفر آغاز کرده و امیدوار است بتواند در کارگاه کوچکشان در دل شهر کویری سمنان، برای زنان دیگر دیارش اشتغالزایی کند.
www.sarmayeh.net
