سنجش کار زنان در کشورهای در حال توسعه

این مساله که بسیاری از کارهایی که در کشورهای در حال توسعه به دست زنان انجام می‌شود نادیده گرفته شده، مورد محاسبه قرار نگرفته و بی ارزش تلقی می‌شود، مسالهء جدیدی نیست. در آمارها معمولائ کار خانگی زنان، تهیهء معاش روزانه، کار کشاورزی و فعالیت‌هایی که منجر به درآمدهای غیررسمی می‌شود، مورد فراموشی قرار می‌گیرد. بیش از ۲۰ سال است که محققان در حوزه‌های مختلف به مسالهء نارسایی آمارهای رسمی مربوط به نیروی کار زنان پرداخته‌اند و تعریف و مفهوم سنتی کار را مورد پرسش قرار داده‌اند. آن‌ها همچنین اقدام به طراحی و معرفی شیوه‌های بهتر جمع‌آوری اطلاعات در این حوزه کرده‌اند.

اندازه‌گیری جامع‌تر در حوزهء کار زنان برای این که تولید آن‌ها را در طول دورهء زندگی‌شان مشخص کند، ضروری است. متخصصان استدلال کرده‌اند که در صورت آشکار شدن فعالیت‌های اقتصادی زنان که در حال حاضر برای ما معین نیست، نشان می‌دهد که آن‌ها تا چه اندازه در میزان رفاه خانواده تاثیر گذارند و باعث فهم تنوع موقعیت‌های اجتماعی آن‌ها می‌شود و حتی سهم آن‌ها را در توسعهء غیررسمی نشان می‌دهد. از زمانی که ادبیات وسیع‌تری در زمینهء نیاز به ارزیابی و اندازه‌گیری دقیق‌تر کار زنان شکل گرفته، تلاش نسبتائ کمی برای ساختن تیپولوژی‌های مناسب برای این اندازه‌گیری صورت گرفته است. این مقاله تا حدی به این موضوع و نقیصهء مربوط به آن می‌پردازد.

چه چیزی کار محسوب می‌شود و ما چگونه آن را محاسبه می‌کنیم؟

در تعریف کلی که از کار ارایه شده یعنی تولید کالا یا خدمتی که برای دستمزد و سود صورت می‌گیرد، کار زنان در روستاها مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. یکی دیگر از مشکلات این تعریف آن است که خانه داری یا کار خانگی را به عنوان فعالیت اقتصادی تعریف نکرده‌اند، چرا که این کار بیشتر ارزش مصرف دارد تا ارزش مبادله.

بنابراین کاری که معمولائ زنان در همه جای دنیا انجام می‌دهند، نادیده گرفته شده است اگرچه سازمان ملل توصیه کرده که تولید اولیه فعالیت اقتصادی محسوب ‌شود، اما کشورها آزادند که چه فعالیتی را کار محسوب کنند و چه فعالیت‌هایی را مورد محاسبه قرار ندهند . علاوه بر این به دلیل این که مرز بین کار خانگی و تولید اولیه مبهم است، زنان ممکن است فعالیت اقتصادی خود را که بخشی از وظایف خانگی آن‌ها‌ست، گزارش نکنند. دیگر این که کلید واژه‌هایی که در پرسش‌ها در زمان سرشماری مورد استفاده قرار می‌گیرد به گونه‌ای است که آن‌ها معنای واقعی آن را درک نکرده و بنابراین به کارهای خود اشاره‌ای نمی‌کنند.

متخصصان توصیه می‌کنند که باید تعریف کار گسترده‌تر شود تا کار خانگی زنان و کاری که ارزش مصرف دارد را نیز شامل شود. آن‌ها همچنین به این نکته اشاره می‌کنند که تقسیم حوزهء عمومی و خصوصی با مفهوم فعالیت اقتصادی یک موضوع مربوط به کشورهای در حال توسعه است. تیانو )Tiano( در سال ۱۹۸۲ پیشنهاد کرده بود که تعریف دوبارهء مفهوم کار زنان را نمی‌توان یک مفهوم دوقطبی دانست،آن گونه که کار در حوزهء عمومی و خصوصی این گونه است، بلکه کار زنان مانند یک نمودار است. به این صورت که کار خانگی یا خانه داری در یک سر طیف و اشتغال در بخش رسمی، در سر دیگر آن است. در بین این دو قطب نیز کاری قرار دارد که مخلوطی از این دو است، مانند تولیدات اولیه (کره درست کردن، کشاورزی در حد مصرف خانگی یا پرورش ماکیان) یا کسب درآمد در بخش غیررسمی (کشاورزی برای فروش البته از مازاد کالاها.) در اندازه‌گیری میانهء این نمودار که کارهای مذکور در آن می‌گنجد، می‌توان به شیوه‌های مختلفی که زنان در تامین‌ رفاه خانواده نقش دارند، دست یافت; چرا که تنوع کارهایی که زنان انجام می‌دهند، بسیار با اهمیت است.

با یک تیپولوژی جدید برای اندازه گیری کار زنان می‌توان این نقایص را برطرف کرد. با ساختن یک مدل مناسب برای اندازه گیری کار زنان می‌توان تفاوت‌های فرهنگی را برای هر کشور در آن در نظر گرفت و آن را در کشورهایی با درجات مختلف توسعه‌یافتگی مورد استفاده قرار داد. یکی از پیشنهادهایی که برای ساختن این مدل می‌توان مطرح کرد، این است که کارها را به چهار بخش اصلی تقسیم کرد. در پرسشنامه‌ها باید فهرستی از کارهایی که زنان برای آن وقت صرف می‌کنند، تهیه شود. سپس از آن‌ها پرسیده شود که این فعالیت‌ها را به طور دقیق مشخص کنند و این که چند روز در هفته و یا چند ساعت در روز به این کارها اشتغال دارند و این که آیا آن‌ها برای افرادی غیر از اعضای خانوادهء خود کار می‌کنند؟ اگر بله، مزد خود را چگونه دریافت می‌کنند؟ می‌توان از آن‌ها دربارهء شرکت در فعالیت‌هایی نزدیک به ۷۰ فعالیت پرسش کرد. شامل کارهای اصلی آن‌ها، فعالیت‌هایی که خودشان آن‌ها را کار تعریف می‌کنند، کارهای کشاورزی، دامپروری، صنایع دستی، خانه‌داری، مانند نگهداری از کودکان یا افراد سالمند و بیمار. سپس می‌توان این کارها را مانند یک نمودار ترسیم کرد.

به طور کلی می‌توان چهار حوزهء اصلی را برای کار زنان مشخص کرد: اشتغال در خارج از حوزهء خانواده، کار برای کسب درآمد، تولید اولیه و کارهای خانگی. حال اگر هر زنی حتی یک ساعت از وقت خود را به این کارها اختصاص می‌دهد باید مورد محاسبه قرار بگیرد. به عنوان مثال اگر زنی تنها یک ساعت به تولید پنیر بپردازد و آن را در بازار به فروش برساند، او در حوزهء کار برای کسب درآمد قرار دارد. درست مانند زنی که ۲۰ ساعت به این کار و در همان دورهء زمانی اشتغال دارد. گرچه ممکن است این نوع محاسبه تقلیل‌دهنده به نظر برسد، به خصوص در حوزهء تولیدات اولیه.زنانی که در خانه چنین کارهایی را انجام می‌دهند، باید فعال اقتصادی محسوب شوند: آشپزی، شستن ظروف و لباس‌ها، خرید کردن، نگهداری از کودکان و سالمندان، انجام تعمیرات خانه، درس دادن به بچه‌ها و رسیدگی به تفریح و فعالیت آن‌ها‌، تمیز کردن خانه و برخی دیگر از کارهایی که در این زمره هستند.

تولیدات اولیه نیز شامل کارهای کشاورزی، دامپروری، تهیهء مواد غذایی، صنایع دستی یا کاسبی است; البته اگر به عنوان یک کار خانگی بدون دستمزد است.

حال دستهء سوم یعنی کسب درآمد شامل همان کارهایی که در بالا ذکر شد، می‌شود. با این تفاوت که ممکن است برخی از کارهای مذکور منجر به کسب درآمد شود. به علاوه این که مورد مصرف خانگی هم قرار می‌گیرد. یعنی در اینجا این بازار است که تفاوت ایجاد می‌کند.

دسته چهارم یعنی کارهایی که خارج از حوزهء خانواده قرار می‌گیرد، شامل تمام فعالیت‌های غیر خانگی است که برای دیگر اعضا به غیر از اعضای خانواده انجام می‌گیرد. برخی از این زنان خود را کارگر تعریف می‌کنند و البته عده‌ای از زنان آن را در زمره کار محسوب نمی‌کنند. درضمن این کارها کمتر رسمی بوده و موقتی هستند و باید به عنوان شغل تعریف شوند.

لازم به ذکر است این الگو در کشور مصر مورد استفادهء آزمایشی قرار گرفته است.

این مطلب در صفحه زنان روزنامه سرمایه منتشر شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.