چه آسان !شیرین احمدنیا

عجیب است! بعضی چیزها را همجنسان من چه آسان می پذیرند. این اواخر با مواردی برخورد داشته ام که باورش برای خودم دشوار است. دختری به من مراجعه کرد و گفت با کسی قصد ازدواج دارد. این مرد به او گفته من زنی را می پسندم که سینه هایش بزرگ باشد و تو که سینه ات کوچک است می بایستی با مصرف داروهایی که در بازار وجود دارد حجم آنها را تغییر دهی تا مطلوب من باشد. این دختر هم در تلاش برای جلب رضایت آن مرد به پزشک مراجعه کرده بود. خوشبختانه پزشک مربوطه – که اینک من در جستجوی جلسه ی ملاقاتی برای آشنایی و قدر دانی از او هستم- پاسخ داده انجام اینکار میسر است اما خطر ابتلا به سرطان در نتیجه ی این اقدام در حدود ۵۰ درصد می باشد. این پاسخ منجر شده که دختر در لزوم انجام این کار تردید کند. پیش من آمده بود تا در اینباره با من درد دل کند! البته فکر انجام آن را با موافقت آن مرد رها کرده بود. گفتم چطور حتی دقیقه ای شک نکردی که چرا می بایستی خود را به خاطر جلب نظر او در ارتباط با زیبایی ی ظاهری ات تا این حد به خطر بیاندازی که چنین دستکاری ای در مورد بدن خودت روا داری؟ گفت : “چرا. نگران بودم. وقتی به مطب آن پزشک می رفتم حتی جرات نکردم این را به خانواده ام هم بگویم اما خب …!” به او گفتم! چقدر در مورد این مرد شناخت کسب کرده ای؟ گفتم فکر نمی کنی که همین تقاضای او معرف خوبی برای پی بردن به نحوه ی تفکر و ذهنیت اوست؟ این انتظار او فردا چه انتظارات دیگری را احتمالاً در پی خواهد داشت و تو می خواهی زیر بار آنها هم بروی؟! به او گفتم آیا فکر می کنی که اگر تو هم مشابه چنین انتظاراتی را از او می داشتی چقدر احتمال داشت که او هم به همین سادگی و بدون فکر به دنبال تامین چنین انتظاراتی باشد؟ مثالی برایش زدم و از او خواستم آن را با ایشان مطرح کند و واکنش او را ببیند!

قبلاً در جای دیگر در چارچوب مبحث جامعه شناسی بدن در ارتباط با انواع مخاطراتی که زنان خود و بدن خود را در معرض آن قرار می دهند توضیح داده ام. عمل بینی و اعمال جراحی پلاستیک بر روی اندامها در میان زنان علی رغم مخاطرات بهداشتی شدید و جدی آن در همه ی کشورها رو به ازدیاد است. اما تعجب و تاسف من در مواجهه با شرایط تسلیم، انفعال و تاثیرپذیری ی سهل انگارانه ی بسیاری از زنان در ارتباط با خود و بدن شان است که به این سادگی دستمایه ی تمایلات جنسی خودخواهانه ی برخی قرار می گیرد و دختران و زنان در تن دادن به این اشکال تحقیر ذره ای تامل و تردید نمی کنند. چرا؟

منبع: وبلاگ شیرین احمدنیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.