درباره آن کاریکاتور جنجالی!پوپک صابری فومنی

«گلنسا»

اختصاص چند صفحه از روزنامه ایران جمعه به طنز و کاریکاتور، اتفاقی بود که آغاز خوبی داشت و دست‌اندرکاران طنز بچه‌ها را خوشحال کرد، اما این حادثه خوب، این روزها سرنوشت تلخی پیدا کرده. پس از چاپ یک کاریکاتور در این صفحه‌ها که یک سوسک در جواب یکی از شخصیتها می‌گوید: «نمنه!» ناگهان اتفاق عجیبی رخ داد. هموطنان آذری زبان این کاریکاتور را توهینی به خود فرض کردند و پس از آن اعتراضها و تحصنهایی در سراسر کشور رخ داد و روزنامه ایران هم با عذرخواهی از هموطنان آذری زبان خبر داد طراح این روزنامه اخراج شده است! شیوه جدیدی که گویا مدیران مسئول باب کرده اند و معلوم نیست وقتی قرار است نویسنده و طراح مسؤول کامل آثارشان باشند، نقش مدیر مسؤول این وسط چه صیغه ای است؟ از آن طرف محمدرضا باهنر (نایب رئیس مجلس شورای اسلامی) هم ریشه این توطئه را مانند توطئه‌های اخیر در خارج از کشور دانست!

اما کسانی که مجموعه این کاریکاتورها را در گذشته دیده بودند، می‌دانند در نهایت این حادثه را می‌توان به کم توجهی در حساسیت برانگیز بودن برخی مسائل جامعه بزرگ ایرانی دانست. از طرفی با وجود ابزار دست قرار گرفتن هنر کاریکاتور برای بازیهای سیاسی در جهان امروز، انتظار می‌رفت روزنامه ایران با دقت بیشتری کارها را انتخاب کند. اما آیا این حادثه که به احتمال زیاد ناشی از همین سهوها و نه تعمد کاریکاتوریست ایران جمعه بوده، شایسته این همه لعن و نفرین بود؟

قطعاً عکس‌العمل همه ما در مقابل شخصی که در خیابان «بدون غرض‌ورزی و فقط براساس یک حادثه» به ما تنه می‌زند و بعد هم عذرخواهی می‌کند با کسی که راه را بر ما می‌بندد و یک جفت کشیده توی گوشمان می‌خواباند متفاوت است. کاریکاتوریست ایران نه یک هنرمند فراری است که در پاریس یا نیویورک نشسته باشد و بی‌دغدغه پاسخگو بودن در برابر اثرش، کار کند و نه شخصی است که سابقه سیاسی داشته باشد و هنرش را وسیله‌ای برای رسیدن به اغراض سیاسی‌اش قرار دهد. اگر کمی منطق را وارد این بحران کنیم دیگر نیازی به تکرار ترکیب نوپا و تنش‌زای کاریکاتور اهانت‌آمیز نیست. اصطلاحی که ناخودآگاه ذهن شنونده را به سمت ماجرای کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی هدایت می‌کند. آیا این کاریکاتوریست با آن کاریکاتوریستها قابل مقایسه است؟

متأسفانه در این میان همان طور که رحیم بقال اصغری (رئیس انجمن کاریکاتوریستهای تبریز) در یادداشتش اشاره کرده هنر کاریکاتور با توهین‌آمیز بودن هر چه بیشتر عجین می‌شود و شاید روزی برسد که حتی کشیدن کاریکاتور مثلاً شخص بنده باعث شود فکر کنم کاریکاتوریست آن اثر قصد توهین به مرا داشته چون کاریکاتور دیگر به‌عنوان ابزار توهین شناخته شده است!

آیا این اعتراض‌ها از سوی هموطنان آذری زبان هدایت می‌شود یا کسانی که می‌خواهند جامعه ایران که امروز بیشتر از همیشه نیازمند به آرامش است وارد فضاهای بدگمانی و اضطراب و ناآرامی شود؟ بهتر نبود آقای باهنر به جای یک عکس‌العمل عجولانه در مورد یک کاریکاتوریست ایرانی و یک روزنامه دولتی به توطئه‌هایی که برای سلب آرامش پیش آمد توجه می‌کردند؟ همه می‌دانند و شاید این جمله اضافی باشد که مؤسسه گل‌آقا از روز اول تاکنون با هر نوع توهین و دست‌اندازی و استفاده از لهجه و گویش محلی مخالف بوده و هست. ما از کاریکاتور به‌عنوان یک هنر والا و از طنز به‌عنوان یک ژانر ادبی نام می‌بریم و طبیعتاً با هر اقدامی که ضد این باشد مخالفیم. اما این را از خوانندگان فهیم و مردم مهربان آذری می‌خواهیم که کمی منصفانه به این مسأله نگاه کنند. گره‌ای را که می‌شود با دست باز کرد، با دندان محکم‌تر نکنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.