خاموشی زنان
« برخی از مقولات زبانی در واقع تعاریفی هستند که زنان در ساخت آن نقشی نداشتهاند و با سکوت کردن خود به تصور غالب جمع ، که همهی ماجرا نیست و تنها بخشی از آن است صحه گذاشتهاند.»
به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگهای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بلاگر “خواب زمستانی” به نشانی http://blog.maryammomeni.com به نکتهای با عنوان “خاموشی زنان” از کتاب “Man made language” نوشتهی دیل اسپندراشاره کرده و نوشته است: نویسنده در این کتاب به این واقعیت اشاره میکند که برخی از مقولات زبانی در واقع تعاریفی هستند که زنان در ساخت آن نقشی نداشته اند و با سکوت کردن خود به تصور غالب جمع ، که همه ماجرا نیست و تنها بخشی از آن است صحه گذاشتهاند.
در ادامه آمده است: مثالی که اسپندر میزند، واژهی ” مادربودن” است که تصور عمومی اجتماع از آن، رضایت زنان است که خود امری زیبا است و لذتی بی پایان که زنان از آن بهره میبرند. او معتقد است که این تصور تنها بخشی از ماجرا است. برای برخی از زنان تجربه” مادر بودن” با این تصور کاملا مغایرت دارد .اما مشکل درست از همین جا آغاز می شود که زنانی که ” مادربودن”برایشان این زیبایی را به همراه ندارد هیچ مرجعی برای اثبات این واقعیت ندارند. اغلب متقاعدشان می کنند که “اشکال” از خودشان است و این باعث می شود که این بخش از زنان سکوت کنند تا از انگ ” نامعمول” بودن رها شوند. این زنان حتی ممکن است تجربه خودشان را از دخترانشان پنهان کنند و این زنجیره سکوت را ادامه دهند. دخترانشان بزرگ می شوند و اغلب با تکرار همان تجربه تلخ، معترض و منتقد سکوت مادران و دوستانشان هستند.
