«من اینجا هستم، به من عادت کنید!»؛ در هند، دویدن یک زن چیزی بیش از ورزش است

نویسنده: سوهینی چتوپدهای*/گاردین

ترجمه: آزاده صادقی

کانون زنان ایرانی

راه رفتن روی سنگفرش‌ها راهی است برای به چالش کشیدن نگاه مردسالارانه به جایگاه زن و فضای عمومی در هند

در یک بعدازظهر گرم آوریل در کلکته، در حال بازگشت از یک مأموریت کاری بودم که ناگهان ضربه‌ای را روی شانه‌ام احساس کردم. وقتی برگشتم دیدم مردی به حالت دستوری گفت: «چترت رو بنند!» در حالی که انگشت اشاره‌اش را به حالت بسته شدن تکان می‌داد گفت:«داری فضای سه نفرو اشغال می‌کنی».

تابستان کلکته وحشی است، سوزان، خشک و مرطوب و چتر هم یک محافظ اساسی و موثر در این گرماست. به ماشین های پارک شده در دو طرف جاده و دستفروش‌های خیابانی اشاره کردم و گفتم: «چرا به اونا نمی‌گید حرکت کنن؟” گفت: «اونا راهو نمی‌بندن!»

عصبانی بودم؛ یعنی یک ماشین پارک شده بیشتر از من در فضای عمومی حق دارد؟ چرا انقدر از زنان به خاطر اشغال «فضای نامناسب» عصبانی هستند؟ و اصلا «فضای مناسب» برای ما زنان چیست؟

من در آن زمان، هنوز در حال نوشتن کتابی با موضوع زنان، ورزش و شهروندی بودم و مطمئن نبودم که آیا این کتاب به یک اثر تمام و کمال تبدیل خواهد شد یا نه. اما احساس برحق بودنی که آن روز آن مرد داشت باعث شد تا تصمیمم را بگیرم؛ ایده من درباره زنان و ورزش که اتفاقا هنوز هم کامل شکل نگرفته بود، به عنوان راهی برای اعاده ی حق شهروندی ارزش دنبال کردن را داشت.

زنان همیشه برای پذیرفته شدن به عنوان شهروند و حق شهروندیشان مبارزه کرده‌اند، جنبش‌های حق رای در بریتانیا و ایالات متحده گویای چنین نکته‌ای است. حق رای زنان در این کشورها در پایان جنگ جهانی اول به دست آمد، زیرا زنان در زمان جنگ به عنوان کسانی دیده شدند که به وظیفه ملی برای دفاع از کشورشان عمل کردند. ورزش هم راهی را برای زنان باز می‌کند تا از طریق آن بتوانند در خارج از دوران جنگ و درگیری به وظیفه ملی خود عمل کنند و برای کشورشان افتخارآفرینی کنند.

جرقه این ایده چند سال قبل، در زمستان تجاوز گروهی دهلی به ذهنم خطور کرد. در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۲، «جیوتی سینگا» دانشجوی ۲۳ ساله فیزیوتراپی بعد از دیدن فیلم «زندگی پای»در سینما در دهلی ساعت ۸:۳۰ شب به همراه دوستش سوار اتوبوس شد و آنجا مورد تجاوز یک گروه ۶ نفره قرار گرفت. سپس از اتوبوس به خیابان پرت شد و چند روز بعد، در ۲۹ دسامبر در یک بیمارستان درگذشت. بعد از آن، خیابان‌های پایتخت و استودیوهای خبری تلویزیونی – به‌ویژه انگلیسی زبان‌ها– به آشوب کشیده شد. پاسخ خود من به تجاوز گروهی دهلی بسیار فیزیکی بود. می‌خواستم بیرون بروم و حضور فیزیکی ام را در شهر ثابت کنم. می‌خواستم بگویم «من اینجام! به من عادت کنید!»

جیوتی سینگا، دانشجوی ۲۳ ساله که مورد تجاوز جمعی قرار گرفت و چند روز بعد در بیمارستان درگذشت.

من از چند سال قبل، وقتی که مادربزرگم ناگهان فوت کرد، شروع به دویدن کرده بودم. سوگ از دست دادن مرا سنگین کرده بود و می‌خواستم خودم را از آن رها کنم. در آن زمان در دهلی زندگی می‌کردم و در پارکی که در یک مجتمع دولتی ساخته شده بود، می‌دویدم اما شهامت این را نداشتم که بیرون و در خیابان بدوم. حتی با امنیتی که محوطه مجتمع داشت اما من تنها زنی بودم که در آنجا می‌دویدم. کمی بعد متوجه شدم که هنگام دویدن هرگز از هیچ مردی نخواستم که راه را برای من باز کند بلکه این من بودم که به محض دیدن یک عابر پیاده می‌ایستادم، کنار می‌رفتم و دوباره دویدن را شروع می‌کردم و این کار باعث می‌شد تا ریتم دویدنم به هم بخورد. با خودم فکر می‌کردم اگر واقعا من از آنها بخواهم که کنار بروند تا به دویدنم ادامه دهم و این کار باعث آزار آنها شود چه؟

جیوتی سینگا، دانشجوی ۲۳ ساله که مورد تجاوز جمعی قرار گرفت و چند روز بعد در بیمارستان درگذشت.

هنگام دویدن تیشرت‌های گشاد و شلوارهای بلند می‌پوشیدم و مدام تیشرتم را پایین می‌کشیدم و هرگز شورت ورزشی نپوشیدم. تلاش می‌کردم تا جایی که می‌توانم جلب توجه نکنم. و در واقع این باور مردسالارانه را در خودم درونی کرده بودم که زنان به درون خانه تعلق دارند. اما کم کم دویدن مرا تغییر داد و باعث شد که بیشتر از بدنم، محدودیت‌ها و نقاط قوت آن آگاه شوم و این به من اعتماد به نفس داد: از زمانی که شروع به دویدن کردم بیشتر جنگجو هستم، و کمتر نگران اینکه دیگران مرا بپذیرند.

چند ماه بعد، زمانی که غبار غم کم شده بود، متوجه شدم که هنگام دویدن مردم به من راه می‌دهند، بعضی وقت‌ها هم حتی یک مرد به من راه می‌داد. گاهی هم می‌شنیدم که یکی می‌گفت: «برو اوشا!»

«پی‌تی اوشا»، شاید برجسته‌ترین ورزشکار زن هند است و احتمالاً یکی از به یاد ماندنی‌ترین مقام چهارمی‌های المپیک؛ او برنز مسابقات ۱۰۰ متر با مانع را فقط به خاطر یک صدم ثانیه در المپیک ۱۹۸۴ از دست داد. اوشا یک دونده در سطح جهانی بود و من تمام تلاشم را می‌کردم تا پایم را یکی پس از دیگری بگذارم پس اصلا مقایسه‌ای در کار نبود. اما چیزی که مردم داشتند به آن واکنش نشان می‌دادند در اصل عمل ساده دویدن بود.

حضور زنان در فضاهای عمومی در شبه قاره هند کلا ناخوشایند است. با اینکه هند در سال ۱۹۴۷ با رای‌گیری به استقلال رسید اما همچنان یک اصل آشکار وجود دارد: جایگاه زنان در خانه مشروعیت دارد اما این مشروعیت در فضای عمومی، به عنوان شهروندان برابر با مردان خیلی کمتر است. ورزش می‌تواند این مشروعیت را برای ما به ارمغان بیاورد چرا که ورزش کردن به نوعی عملکردی است در جهت انجام وظیفه ملی و افتخارآفرینی ملی.

در کتابم، «روزی که دونده شدم»، زندگی ۹ دونده را در دهه‌های مختلف از ۱۹۴۰ تا به امروز و زندگی خودم را، کسی که دویدن را به عنوان سرگرمی انتخاب کرده به تصویر می‌کشم. من دویدن را انتخاب کرده‌ام چرا که دویدن یک ورزش انفرادی و مینیمال است و شما به تیم و تجهیزات ورزشی نیازی ندارید. دویدن عملا بدن‌ها را در معرض دید قرار می‌دهد. از این منظر، دویدن به صورت مستقیم و آشکارا حق شهروندی را طلب می‌کند و طغیان گرانه پدرسالاری را به چالش می‌کشد.

در سال ۲۰۲۰ در ماراتن بمبئی که معتبرترین مسابقه هند است از مجموع ۵۵ هزار و ۸۰۰ شرکت‌کننده، ۱۱ هزار و ۸۵۰ نفر زن بودند. نیمه ماراتن دهلی در اکتبر سال جاری هم شاهد شرکت بیش از ۸ هزار زن از مجموع ۳۵ هزار دونده بود.

آیا این یعنی اوضاع در حال بهبود است؟ حداقل، این اعداد از این خبر می‌دهند که بدن ما در فضای عمومی کمی پذیرفته شده هرچند که همزمان هند در جدیدترین شاخص UNDP درمورد نابرابری جنسیتی رتبه ۱۲۲ را در میان ۱۹۱ کشور به خود اختصاص داد.

پس با این حساب چقدر شرایط برای زنان به صورت واقعی و معنادار تغییر کرده است؟

بگذارید جواب این را با نگاه به فیلم ایرانی «روزی که زن شدم» بدهم. این فیلم سه داستان را روایت می‌کند؛ دختری که در آستانه نوجوانی است، گروهی از دوچرخه سواران زن جوان و پیرزنی که قصد خرید اولین خانه‌اش را دارد. در داستان دوم فیلم، زنانی را می‌بینیم که به صورت گروهی با عصبانیت دوچرخه‌سواری می‌کنند، چادرهای سیاه‌شان در باد تکان می‌خورد و تصور انبوهی از پرندگان بزرگ سیاه را ایجاد می‌کند. سپس دوربین همین صحنه را از بالای سر نشان می‌دهد و در یک پلان فراموش نشدنی، می‌بینیم که هر زن کفش ورزشی رنگی و متفاوتی پوشیده، انگار که صد رنگ مختلف زیر یونیفرم‌های تمام مشکی پوزخند می‌زنند. وقتی عکس‌هایی از زنانی که در ماراتن یا نیمه ماراتن در هند دویده‌اند می‌بینم، همان لحظه پر شور و حرارت در این فیلم را به یاد می‌آورم.

*سوهینی چتوپدهای گزارشگر و منتقد فیلم و نویسنده کتاب «روزی که دونده شدم» است.

منبع ترجمه:

https://amp.theguardian.com/global-development/2023/dec/06/in-india-a-woman-out-running-is-about-more-than-just-exercise

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.