از دل آتش، نامهایی برمیخیزند؛ ما فراموش نمیکنیم
طرح و متن: آزاده صادقی
کانون زنان ایرانی
مردی در کنار آوارهای اسکلهی رجایی ضجه میزند: «ای وای داداش من! به بچههایش چه بگویم؟ به مادرم چه بگویم؟ قول دادم پیداش کنم!»
پدرِ «افشین فرند»، لباسها و مدارک پسر مفقودشدهاش را در دست دارد. مادری هنوز چشمانتظار خبریست.
بندرعباس سوخته است.
دوباره جنوب، سرزمینِ درد، سوگ و خشم شده. اینطور نباید میشد. جنوب، نباید سرزمین درد میشد.
چهطور؟ چرا؟ جوابی نیست، همانطور که برای بسیاری از عزاداریها و ویرانیهایی که پیش از این بر سرمان ریخت، جوابی نبود.
فرشاد اسماعیلی مینویسد:
«خانوادههای زیادی بین ادارات دولتی بندر سرگردان میچرخند، دنبال دخترانشان میگردند. دختران کارگری که گم شدهاند و هنوز پیدا نشدهاند.»
تا این لحظه آنطور که منابع رسمی میگویند بیش از ۷۲ نفر جان باختهاند، بیش از ۱۲۰۰ نفر زخمی شدهاند، چندین نفر مفقود. میگویند ۹۰ درصد قربانیان، کارگران بودهاند. همان کارگرانی که زیر بار فشار اقتصادی، حقوقهای معوقه و شرایط کاری طاقتفرسا کمرشان خم شده. حالا خانوادههایشان ماندهاند با یک دنیا غم، با جای خالی، با وام و قسط و بدهی.
آنهایی که سوختند، رفتند؛ آنهایی که ماندهاند، با هر نفس، درد بیشتری میکشند. ماندهاند با ماشینهایی که برای کار خریده بودند و حالا در این انفجار به آهن پاره تبدیل شده، بدنهایی که معلوم نیست چه قدر تاب بیاورند. قصه همان قصه است، از شهری به شهری، از محلهای به محلهی دیگر، تنها قربانیاناند که جابهجا میشوند. اما خاک همان خاک است. درد، همان درد. ما سوگواریم. باید عزا، خشم و سوگمان را جمع کنیم. باید اسمشان را زنده نگه داریم. ببینیم که چند ساله بودند، چه شغلی داشتند، چه چیزی را دوست داشتند، چه آرزویی داشتند، چقدر چشمانتظار داشتند.
چهرهی ۲۰ نفر از کسانی که شعله جانشان را بلعید در این تصویر کشیدهام. برای هرکدام، روبهرویشان قابی کشیدهام؛ از چیزی که شاید دوست داشتند، چیزی که شاید دلشان را به زندگی گرم میکرد. این قابها زادهی تخیل من است، انگار که سالهاست میشناختمشان، میشناختیمشان. مثلاً شاید یکیشان عاشق گربه بوده، یکی دیگر دوست داشته گیتاری بخرد، یکی عشق موتورسواری، یکی دیگر در رشته ورزشی قهرمان استان بوده، شاید یکیشان اهل سفر بوده و یکی عاشق فوتبال، یکی دیگر میخواسته خیاطی یاد بگیرد و یکی عاشق کامیونش بوده و یکی دیگر دربهدر دنبال آخرین مد و فشن و ادکلن فرد اعلا…
نگه داشتن نام و خاطرهی آنها، تنها برای همدردی نیست؛ برای ساختن یک «ما»ی جمعیست. مایی که میگوید ما هنوز هستیم، فراموش نمیکنیم و ادامه میدهیم.
#بندرعباس
#بندر_رجایی

