ادیسه از نگاه زن رنج کشیده
آخرین کتاب مارگارت اتوود کاوشی است در داستان اودیسه اما او داستان را این بار از نگاه زن رنج کشیده و چشم به راه او بیان میکند.
در حال حاضر اساطیر حتی نمونه های امروزی آن ذهن اتوود را به خود مشغول کرده است .او یکی از اولین نویسندگانی است که در پروژه ای بلند پروازانه” کنون گیت” شرکت کرده است.
دراین کتاب “پنلوپه” او ساختار داستان اودیسه هومر را دگرگون می سازد و اینبار داستان از نگاه پنلوپه همسراو بیان میشود. او هر شب طناب بادبان های کشتی پدرش را میشکافد وهر روز صبح آنها را می بافد تا از ازدواج با خواستگاران در کمین نشسته و دزدان دریایی در غیاب ۱۰ ساله شوهرش اجتناب کند.
جای تعجب نیست که نویسنده کتاب” داستان دست ساز” نگاهی وحشت زده از دوران پدرسالارانه ای که زنان در آن ماشین هایی برای تولید مثل هستند به نمایش می گذارد.
در این داستان او جانب زنی رها شده را میگیرد که نه تنها مورد ظلم مردان اطراف خود قرار گرفته بلکه حتی بعد از بازگشت اودیسه از جنگ های تروا در کنار۱۳ زن برده ای قرارمیگیرد که اودیسه به خاطر بی عفتی و دسیسه هایشان و ترغیبشان برای ازدواج پنلوپه با یکی از خواستگارانش به اعدام محکوم می شوند.
مرگ این زنان برده ذهن اتوود را از زمانی که برای اولین بار این کتاب را در سن ۱۵ سالگی خوانده به خود مشغول کرده است.
” شواهد این زنان کافی نبود و دفاع مناسبی برایشان وجود نداشت . مجازاتشان فرا تر از گناهی بود که مرتکب شده بودند. به آنها تجاوز میشد و کسی را نداشتند که از حقشان دفاع کند. آنها به اعدام محکوم شدند چون بدون اجازه سکس داشتند.”
“این دوره دوره احترام به نجابت زنانه نبود دوران آدم ربایی زن ربایی و برده داری بود و اگر فکر میکنید این مسئله در دوره معاصر وجود ندارد اشتباه میکنید.تنها بر روی آنها سرپوش نهاده شده.آنچه امروز میخوانیم و میشنویم زنانی هستند مانند زنان روسیه که کارشان را به عنوان پیشخدمت شروع میکنند و نهایت به بردگان سکس تبدیل میشوند.یا زنان بدبختی که در شرق آسیا کودکان خود را می فروشند. این داستان ها همیشه به انواع مختلف شنیده می شود.”
آنچه اتوود می گوید شاید ناعادلانه و ناخوشایند به نظر برسد اما این نویسنده که ۱۶ کتاب داستانی و۶ کتاب کودک و چند اثر در زمینه ادبیات غیر داستانی و۱۳ کتاب شعر درپرونده خود دارد همیشه دیدگاهی تاریک داشته است حتی زمانی که درباره زنی هنرمند و دوست دوران کودکی اش در چشم گربه مینویسد و یا زمانی که مشکلات و اسرار بین دو خواهر را در کتاب آدمکش کور بیان میکند.
اما با این حال او همیشه لحن طنز خود را حفظ می کند به ویژه در”پنلوپه” او حتی با پیروزی کاذب اودیسه شوخی می کند.
“عده ای میگویند اودیسه در سرزمین مردگان بود تا با ارواح مذاکره کند عده ای دیگر میگویند او کسی است که در گوش مردانش موم ریخته تا صدای وسوسه انگیز سیرن ها –نیمه زن نیمه پرنده- را نشنوند عده دیگر اعتقاد دارند که آن دوره دوره سیسیلیان با فرهنگ بوده که به خاطر استعداد موسیقی و لباسهای باشکوهشان معروف بوده اند.”
اتوود از اینکه مانند روشهای سنتی اساس داستان خود را بر پایه یک اسطوره بنا نهاده بسیار خوشحال است.
“تصور و خیال در قصه ها به دوره های اخیرتر باز میگردد بعد از رنسانس. پیش از آن مردم داستانهایی را تعریف میکردند که فکر میکردند واقعیت دارد.”
او عقیده دارد که اساطیر هنوز به دنیای داستانی و زندگی واقعی ارتباط دارد.
“ما آنها را دیگر اساطیر نمی نامیم بلکه آنها را اخبار روزانه یا افسانه های شهری میدانیم.”
“اما یک چیز حقیقت دارد و آن این است که طبیعت و غرایض انسانی تغییر چندانی نکرده است و این مجموعه از کتاب های این انتشارات به ترس ها و غرایض انسانی از جنبه های مختلف می پردازد.این عقلانیت نیست که ما را به حرکت وامیدارد. این احساسات ما است که کار می کند و بعد در قالب اساطیر بیان میشود. اساطیر همان کار ها را انجام میدهند که ما میخواهیم انجام دهیم آنها پرواز میکنند و ما فکر میکنیم آنها چگونه قادرند این کار را انجام دهند. بله آنها پرواز میکنند و این ما هستیم که آنها را به پرواز درآورده ایم.”
کانون زنان ایرانی
رها فیلسوفی – میامی
