فمینیسم و دیدگاه‌ها

سرمایه -دانشجویان و علاقه‌مندان به مطالعات زنان به اندازهء کافی متون درسی و نظری در اختیار ندارند، این بهانه‌ای شد برای تنظیم کتاب فمینیسم و دیدگاه‌ها، کار مشترک گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران.»

این‌ها گفته‌های شهلا اعزازی استاد دانشگاه و عضو گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران برای معرفی کتاب فمینیسم و دیدگاه‌هاست.

این کتاب مجموعه‌ای است از مقالات نظری مرتبط با مطالعات زنان.‌گروه علمی-تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران با هدف ترویج مسایل علمی و تخصصی در حوزهء مطالعاتی خود از سال ۱۳۷۹ شروع به فعالیت کرده و در راستای اهداف علمی خود علاوه بر برگزاری سمینارها و گردهمایی‌ها و سخنرانی‌های مختلف وقتی کمبود متون نظری که تبیین‌کنندهء موقعیت زنان است را درک کردند برای از میان برداشتن این خلا علمی تصمیم گرفتند که با همکاری اعضای خود و افراد علاقه‌مند به مسایل زنان در جهت ترجمهء مقالات مربوط به مسایل زنان گام بردارند.

به همین منظور در پاسخ به فراخوان گروه برای ترجمه نشستی با حضور افراد علاقه‌مند و دارای سابقهء کار ترجمه برگزار و با توجه به مقالات در دسترس و علاقه‌مندی افراد تعدادی مقاله انتخاب و ترجمه شد. نتیجهء این تلاش مجموعه‌ای است با ۱۳ مقالهء نظری مرتبط با مسایل زنان.

اولین مقالهء این مجموعه «نگرش زنان، نقد رادیکال جامعه‌شناسی» نوشتهء دوروتی اسمیت و ترجمهء نوشین احمدی خراسانی است. این مقاله نگاه انتقادآمیز دوروتی اسمیت است به نظریه‌های جامعه‌شناسی. نقدی پیشرو بر فرضیات مردمحوری که بنیان جامعه‌شناسی رایج و غالب را شکل می‌دهند.

همچنین این مقاله کندوکاوی است برای شکل‌دهی دوبارهء جامعه‌شناسی از منظر زنان. بحث اسمیت نقشی بسیار اساسی در رشد آن چه در مباحث شناخت‌شناسی نظریهء دیدگاه فمینیستی نامیده می‌شود، داشته است.

«آیا نسبت زن به مرد مانند نسبت طبیعت به فرهنگ است؟» این عنوان مقالهء‌دوم این مجموعه نوشتهء شری ارتنر انسان‌شناس آمریکایی در سال ۱۹۷۴ است که توسط فیروزه مهاجر ترجمه شده، در این مقاله بر تفاوت‌میان زن و مرد و ذاتی یا اکتسابی بودن آن که به ایجاد جنسیت در برابر جنس می‌انجامد تاکید شده است.

شری ارتنر در این مقاله با استفاده از آثار و نظریه‌های سیمون دوبووار، لوی استراوس و همچنین میشل روزالدو مطرح می‌کند که منبع ستم بر زنان تفاوت‌های زیستی میان زن و مرد نیست.

البته او منکر تفاوت‌های زیستی میان آن دو هم نمی‌شود، اما معتقد است که تنها در چارچوب نظام‌های ارزشی مشخص تفاوت‌ها دارای معنای برتر- پست‌تر می‌شوند. آن چه در کار شری ارتنر مهم است تقابل میان فرهنگ-طبیعت و یا تقابل میان زن-طبیعت_ مرد-فرهنگ است. او فرهنگ را به معنای محصولات شعور بشر در نظر می‌گیرد که از طریق آن، فرد می‌کوشد نظارت بر طبیعت را کسب کند. از این رو، فرهنگ، برتر از طبیعت در نظر گرفته می‌شود. اما از آن جا که در همهء فرهنگ‌های شناخته شده زنان را با طبیعت یکسان و همذات می‌پندارند، اگر فرهنگ در نظارت بر طبیعت بکوشد، زنان را نیز باید تابع حضور یا سرکوب کند. _در نتیجه فرهنگ هر جامعه‌ای تابع قراردادن زنان و فرودستی آنان را طبیعی به شمار می‌آورد.

با این حال ارتنر تاکید می‌کند که زنان صرفائ در مقایسه با مردان است که به طبیعت نزدیک‌تر در نظر گرفته می‌شوند. او برای اثبات نظر خود از مباحث دوبووار برای توضیح فیزیولوژی بدن زن، از مباحث لوی استراوس برای بحث نقش اجتماعی و از مباحث نانسی چودورف برای بحث ساختار روانی زنان استفاده می‌کند.

این بحث یعنی تمایز و تفاوت میان زن و مرد و ذاتی بودن یا اکتسابی بودن آن در مباحث روان‌شناسی نیز مطرح می‌شود. در این مجموعه این دیدگاه را می‌توان در مقالهء جنسیت و تفاوت در نگرش روان‌کاوی نانسی جولیا چودروف مطالعه کرد. در این مقاله نگاه انتقادی چودورف به شکل‌گیری هویت از دید فروید است. در این نظریه پسران دارای فراخودی قوی و دختران دارای فراخودی ضعیف و وابسته به دیگری می‌شوند. او با تاکید بر تکامل فردیت با توجه به روابط شی گونگی مطرح می‌کند که هویت براساس درونی کردن روابط تیمارداری اولیه و نه براساس جداسازی به وجود می‌آید. از آنجا که مادران اولین مراقب کودک هستند شکل‌گیری هویت در پسران از طریق نفی زنانگی شکل می‌گیرد نه از طریق هویت‌یابی مثبت با مردان; این گسست در شکل‌گیری هویت مردان مشهود است.

در صورتی که برای دختران با گسست مواجه نیستیم. ایریس یانگ فیلسوف آمریکایی در مقالهء خود، آیا هویت جنسیتی مردانه توجیهی است برای سلطهء مردانه، می‌کوشد تا میان تفاوت‌های جنسیتی و سلطه تمایز بگذارد. مقالهء بریگیته بروک و همکاران در جامعه‌پذیری زنان و مردان چگونه ساخته می‌شوند، دیگر نوشتار این مجموعه است. آن‌ها مطرح می‌کنند که جامعه‌شناسی هر چند بر تفاوت‌های جامعه‌پذیری میان دختران و پسران آگاهی دارد اما به علت طبیعی فرض کردن آن، آن را مشکلی نمی‌داند. در این مقاله آن‌ها به معرفی دیدگاه‌های جامعه‌شناسان فمینیست آلمانی دربارهء جامعه‌پذیری جنسیتی می‌پردازند.

مقالهء بعدی کتاب از کریستین دلفی فمینیست ماتریالیست فرانسوی است. او معتقد است که زنان طبقه‌ای مجزا را تشکیل می‌دهند، نگاه او به ویژگی‌های کار خانگی معطوف است.

جامعه‌شناسی انتقادی و روابط جنسی نوشتهء کتی دیویس و دیگر مقالهء این مجموعه هم به مقولهء جنسیت و رابطهء آن با قدرت می‌پردازد. سیلویا راسبی هم در مقالهء جنسیت، طبقه و قشربندی دیدگاه‌های خود را طرح می‌کند.«سرمایه‌داری، مردسالاری و تفکیک شغل براساس جنس»، «سرمایه‌داری و رهایی زن»، «گوناگونی کارهایی که همسران انجام می‌دهند»، «کارگران خانگی» و «پژوهش برای زنان» از دیگر مقاله‌های این مجموعه است.

مقالهء آخر این مجموعه پژوهش زنان نوشتهء مک هیوج انواع پژوهش‌هایی که امروزه از نظر فمینیست‌ها مطرح است را عنوان می‌کند. البته این مجموعه در برگیرندهء همهء مقالات مربوط به دیدگاه‌های فمینیستی نیست و بیش‌تر شامل مقالات و نظریات موج دوم است. در این مجموعه همچنین از دیدگاه‌های جدیدتری که از ۱۹۸۰ به بعد مطرح شده‌اند نامی برده نشده است.

فمینیسم و دیدگاه‌ها کار مشترک گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی و تنظیم شهلا اعزازی برای اولین بار در سال ۱۳۸۵ توسط انتشارات روشنگران در ۱۰۰۰نسخه منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.