پوشه مرگ خبرنگاران جهان

نویسنده: ناهید نوری

شهرزاد نیوز : به گزارش کمیته حفاظت از خبرنگاران(CPJ) در ۱۵ سال گذشته، ۵۸۰ خبرنگار کشته شده اند. بنا به تحقیق این کمیته به طور متوسط بیش از سه خبرنگار در ماه کشته میشوند که اکثراً خبرنگاران، سردبیران و عکاسان محلی هستند. ۶/۶ درصد از این تعداد زن بودند.

این کمیته از سال ۱۹۹۲ کار گردآوری اطلاعات مربوط به قتل روزنامهنگاران را آغاز کرده است. این اطلاعات، تنها شامل مواردی میشود که با قطعیت میتوان گفت، مرگ مستقیماً با کار خبرنگار ارتباط داشته است. ۲۱۶ مورد دیگر نیز وجود دارند که علل آنها هنوز روشن نیست و به همین دلیل در آمار ذکر نشدهاند. مواردی نظیر مرگ در اثر سانحه رانندگی یا سقوط هواپیما (گرچه علت، هواپیماربایی باشد) نیز در این آمار گنجانده نشدهاند.

بنا به این گزارش، در حدود ۸۵ درصد قتلها در ۱۵ سال گذشته مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته و عاملین آنها به مجازات نرسیدهاند. از مواردی نیز که مورد پیگرد قانونی قرار گرفتهاند، تنها در ۷ درصد موارد، عاملین اصلی قتلها به مجازات رسیدهاند. پروندهها بدون هیچ توضیحی بسته میشوند، شواهد نادیده گرفته میشوند و شاهدان تهدید میشوند یا مورد حمله قرار میگیرند. در مواردی نیز یک یا چند نفر دستگیر و محاکمه میشوند، بی آن که آمرین شناسایی شوند. از نظر این کمیته تنها زمانی عدالت انجام شده است که علاوه بر محکومیت قاتلین، آمرین و طراحان قتل نیز دستگیر و مجازات شوند.

حتا مرگ خبرنگاران در مناطق جنگی نیز شامل همین قاعده است به طول مثال، طبق تحقیقات این کمیته قتل ۱۴ خبرنگار به وسیله سربازان آمریکایی عمدی نبوده است، اما ارتش آمریکا حاضر به تحقیق درباره این قتلها نشده است.

مهمترین علت قتل خبرنگاران، علل سیاسی است. بیش از یک پنجم قربانیان، در افشای فریبهای سیاسی و تعداد مشابهی در افشای فساد دولتی نقش داشتند. بیش از یک چهارم قتلها، توسط سران دولتی و نظامی طراحی، دستور و اجرا شدهاند. گروههای شبه نظامی در همدستی با نیروهای امنیتی دولت (در کشورهایی نظیر کلمبیا و روآندا) مسئول ۸ درصد قتلها میباشند. در ۲۴ درصد موارد گروههای مسلح سیاسی مخالف در قتل روزنامهنگاران دست داشتند؛ نظیر عراق که بیش از ۵۰ خبرنگار به دست نیروهای مخالف به قتل رسیدهاند.

بنا به آمار، خبرنگاران رسانههای چاپی، بیشترین تعداد قربانیان (۵۹ درصد) را تشکیل میدهند. اما در برخی از کشورها (نظیر فیلیپین) مفسران خبری رادیو و (نظیر هند) روزنامهنگاران تلویزیونی بیشتر در معرض خطر قرار دارند. خبرنگاران، معمولاً، در محل کار خود، در اماکن عمومی، یا در خانه به قتل میرسند. از هر ده مورد، ۹ مورد نشان از برنامهریزی دقیق، تهاجم گروهی دارند و به سبک جنایتهای حرفهای به انجام رسیدهاند. در یک چهارم موارد، قربانی از قبل تهدید میشود. یک پنجم قربانیان ربوده شده و سپس به قتل میرسند. در موارد متعددی (مانند الجزایر و ترکیه در دهه ۱۹۹۰) خبرنگاران پس از بازدداشت به سادگی “ناپدید” میشوند. از فیلیپین و روسیه به عنوان خطرناکترین کشورها برای خبرنگاران نام برده میشود.

شیوههای قتل عبارتند از استفاده از سلاحهای سبک (۴/۴۸ درصد)، سلاحهای سنگین (۲/۱۶)، مواد منفجره (۵/۹ درصد)، چاقو (۶/۷ درصد)، دست (۳/۵ درصد).

جنگ دومین علت، برشمرده میشود. از سال ۱۹۹۲ تاکنون ۱۰۷ خبرنگار به علت مکانیسم جنگ – مین، آتش توپخانه، شراپنل، تیراندازی – کشته شدهاند. از ۸۹ خبرنگار خارجی کشته شده از آن سال تاکنون، ۴۹ نفر در جبهههای جنگ کشته شدهاند. به طور مثال، در عراق مایکل کلی، اولین خبرنگاری (واشنگتنپست) بود که در آوریل ۲۰۰۳ در عراق کشته شد، اما این مورد یک استثنا باقی ماند. اکثر خبرنگاران به قتل رسیدهاند و نیمی از قربانیان عراقی بودهاند. اطلاعات کمیته نشان میدهد که اکثریت – از هر ده مورد، هفت مورد – به علت کار خود به قتل رسیدهاند و به این ترتیب، حتا در مناطق جنگی نیز، اکثریت به قتل میرسند.

علل دیگری نظیر شورشهای محلی، عامل ۱۰ درصد، و در مجموع عامل سوم مرگ خبرنگاران است. این موارد در آفریقا و آمریکای لاتین روی میدهند که نیروهای معترض با پلیس و نیروهای نظامی در خیابانها درگیر میشوند و خبرنگاران در مرکز واقعه قرار میگیرند. در چنین شرایطی عکاسان در معرض خطر بیشتری قرار دارند، زیرا برای عکسبرداری از حادثه باید به محل هر چه نزدیکتر باشند.

این کمیته راههای چندی را برای امنیت بیشتر خبرنگاران نام برده است، از جمله استفاده از افکار عمومی ملی و بینالمللی، ادامه کار توسط همکاران خبرنگار مقتول، حفظ فاصله حرفهای با سیاستمداران و خبرسازان، آموزش ارتش درباره حقوق خبرنگاران و اتخاذ اقدامات ایمنی، تحقیقات پس از جنگ و “کمیسیونهای حقیقت” درباره علل مرگ.

پدرو دیاز رومرو، وکیل سابق حقوق بشر کلمبیا، میگوید: «خبرنگار صدای جامعه خود است، گرفتن جان یک خبرنگار خاموش کردن یکی از کانالهای اطلاعات جامعه است. و پس از قتل یک خبرنگار، شاید لازم نباشد خبرنگار دیگری کشته شود. زیرا تهدید یا ارعاب فیزیکی میتواند برای ارسال پیام به کل جامعه کافی باشد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.