زنان و انقلاب ،داستان ناگفته

کانون زنان ایرانی -میلیون ها زن ایرانی در انقلاب ۱۳۵۷ با شادمانی از چهار دیواری خانه شان به صحنه عمومی گام نهادند . دخالت آنها در انقلاب چندین شکل داشت. برخی اخبار را گردآوری می کردند یا جزواتی را توزیع می کردند؛بقیه به فعالان سیاسی مورد حمله یا زخمی ها پناه می دادند ،بسیاری فعالانه در خیابانها به راه پیمایی و تظاهرات می پرداختند برخی تا آنجا پیش رفتند که در سنگر سازی در برابر پلیس کمک می کردند و حتی اندکی از آنها اسلحه به دست گرفتند و به عنوان اعضای جنبش چریکی به جنگ زیر زمینی پرداختند.”

این بخشی از کتاب زنان و انقلاب؛داستان ناگفته نوشته محمد حسین حافظیان است.محمد حسین حافظیان دکترای تاریخ دارد؛ و درباره جنبش زنان و مشارکت نهادهای غیر دولتی زنان در دوره های مختلف تاریخ پژوهش کرده است. این کتاب چهار فصل دارد که به مقولاتی نظیر ؛وضعیت زنان ایرانی تا زمان انقلاب،سیاستهای رژیم پهلوی و زنان،زنان و روند انقلابی و اشکال مشارکت و نقش آفرینی زنان در انقلاب پرداخته است.

حافظیان در بخش اول کتاب متذکر شده: زنان ایرانی از نظرحقوق سیاسی تاریخچه نسبتاً کم تغییری را سپری کرده اند.سیمای حاکم بر زندگی سیاسی زنان پدر سالاری بود‌‌‌(…) زنان جدا از اینکه به کدام طبقه،شان یا قشر اجتماعی تعلق داشتند از ساختار قدرت سیاسی کنار گذارده شده بودند. حافظیان معتقد است وضعیت سیاسی و اجتماعی زنان پیوندی نا گسستنی با یکدیگر دارند ولی او این دو مقوله را از نظر تئوریک جدا از یکدیگر مطالعه کرده است.

او در فصل دوم به بررسی زندگی زنان بعد از نوسازی و حاکمیت ایدئولوژی تمدن بزرگ می پردازد: زنان ایرانی در سده های نوزدهم و بیستم هر چه بیشتر در جهت حقوق خویش تلاش کرده اند و تا حدی توانسته اند حوزه عمومی را که تا قبل از آن برایشان بسته بود را قابل دسترس کنند.او در فصل دیگری از کتاب به الگوی زن مسلمان می پردازد که با تفکرات اندیشمندانی چون شریعتی شکل گرفت.و الگوی فاطمه(س) و زینب(س) فضای ذهنی در دهه ۵۰ برای احیای مذهب شیعه بصورت یک مکتب انقلابی و رد تصویر ناسیونالیستی از زن دوران پهلوی فراهم شد.

حافظیان در بخش دیگری از کتاب زنان و انقلاب به ماهیت غیر خشونت بار انقلاب اسلامی اشاره می کند:”زنان از همه اقشار به راهپیمایی های ضد شاه می پیوستندو در همان حال حضور آنان در صفوف نخستین این راهپیمایی ها یکی از عوامل کاهش میزان خشونت تظاهرات ضد شاه بود.”

او در ادامه توضیح می دهد:”از دیگر جلوه های سرپیچی مدنی ،اعتصابات گسترده ای بود که در سال های ۵۶ و ۵۷ روی می دادند و نظام پهلوی را دچار فلج(اقتصادی) کرده بودند.همگامی زنان با مردان در این نوع فعالیت های انقلابی موجب حفظ یکپارچگی جریان مخالفت با حکومت شاهنشاهی بود.”

حافظیان در انتهای کتاب به طرح خلاصه ای از تحقیقات خود پرداخته و فرضیه های تحقیق خود را مورد وارسی قرار داده است.این کتاب از سوی انتشارات اندیشه برتر در سال ۱۳۸۰ برای نخستین بار به چاپ رسیده است و تیراژ آن ۲۲۰۰ نسخه است . نویسنده آن را به مادرش و همه زنانی که در روند انقلاب ایران به شهادت رسیده اند تقدیم کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.