آداب و رسوم محلی مهمترین عامل خشونت علیه زنان اهوازی است
کانون زنان ایرانی:« آداب و رسوم محلی و قومیعامل اصلی خشونت همسران اهوازی علیه زنانشان است»
این نتیجه پژوهش «بررسی علل و عوامل خشونت علیه زنان در شهرستان اهواز است که بین ۱۰۱ زن در معرض خشونت که به پزشکی قانونی اهواز مراجعه کردهاند انجام شده است.
بر اساس این پژوهش آداب و رسوم محلی و قومی؛نقض قوانین مجازات در ایران از زنانی که مورد خشونت قرار گرفتهاند، تحمل خشونت ازسوی زنان، نظام مرد سالارانه جامعه، تاکید بر نقش خانگی زن، بیماریهای روحی و روانی مرد و یادگیری این پدیده از سوی مردان از دوران کودکی از عوامل اصلی خشونت علیه زنان بودهاند. به عقیده زنان مورد پژوهش آداب و رسوم و خشونتهای برگرفته از آنها گاهی نیرومندتر از قانون علیه زنان اعمال میشوند. آنها مصادیق این نوع خشونت را قتلهای ناموسی، ازدواج تحمیلی، محرومیت دختران از ادامه تحصیل و قوانین«فصل» و «خونبس» دانستهاند و توجه جدی دولت برای برخورد با این نوع خشونت را خواستار شدهاند. همچنین نتایج این پژوهش حاکی از آن است که حدود ۶۶ درصد زنان تحت خشونت شدید همسرانشان بودهاند که بیشترین خشونتها شامل خفه کردن، ضربه با اشیا، استفاده از اسلحه و چاقو، روابط جنسی اجباری، تهدید به قتل گزارش شدهاند که از میان همه این موارد روابط جنسی اجباری بیش از همه ذکر شدهاند بدین معنا که ۴/۶۰ درصد زنان این پژوهش عنوان کردهاند که تحت روابط جنسی اجباری قرار دارند.
این پژوهش تحمل خشونت را یکی دیگر از دلایل ادامه خشونت علیه زنان میداند موضوعی که به پنهان ماندن خشونت هم منجر میشود همچنین در این پژوهش مشخص شد مردانی که همسرانشان را کتک میزنند اکثراً در دوران کودکی خشونتهای خانوادگی را تجربه کرده و بیشتر متعلق به خانوادههایی با پدر لاابالی و خشن بودهاند. همچنین تربیت نادرست پدر و مادر نیز از علل دیگر خشونت محسوب شده است و این موضوع نشان دهنده آن است که پسرها از همان دوره کودکی از طریق والدین، مدرسه، تلویزیون و سایر نهادهای اجتماعی و فرهنگی به ابراز رفتار خشونت طلبانه تشویق شدهاند. همچنین این پژوهش نشان داد که بین تحصیلات همسران و شیوه های ابراز خشونت از جانب آنان رابطه معناداری وجود ندارد. بدین معنا که مردان با تحصیلات زیر دیپلم، دیپلم و یا بالاتر از دیپلم به میزان کم و بیش همانندی از شیوه ابراز خشونت استفاده میکنند و این نشان میدهد که افزایش تحصیلات مردان تاثیر چندانی در کاهش خشونت علیه زنان نداشته است. این موضوع در مورد سطح تحصیلات زنان نیز قابل اشاره است و هر چند که پژوهش رابطهای بین سطح تحصیلات زنان و میزان ابراز خشونت از سوی همسرانشان نشان نمیدهد اما مقایسه میانگینهای این پژوهش نشان میدهد که تا حدی افزایش سطح تحصیلات زنان خشونت علیه آنها را کاهش میدهد. هر چند این آمار آنقدر زیاد نیست که از نظر آماری و استنباطی معنادار باشد و با توجه به یافتههای این پژوهش میتوان گفت که تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی و باورهای نادرست در ابراز خشونت به مراتب بیشتر از سطح تحصیلات است.
رابط بین سن نیز با ابراز خشونت حاکی از آن است که رابطه معناداری بین این دو دیده نمیشود بدین معنا که سن ازدواج، اختلاف سنی با شوهر، سن شوهر تاثیر خاصی در این پدیده ندارد و سندرم زن آزاری بیشتر تحت تاثیر عوامل فرهنگی است همچنین این پژوهش نشان داد که باورهای نادرست زنان خانهدار نسبت به زنان شاغل بیشتر است بدین معنا که این زنان بیشتر زمینه پذیرش و پیشرفت خشونت از سوی همسرانشان را فراهم میکنند.
برخی از این باورهای نادرست زنان در این پژوهش اینگونه گزارش شده است:«در من ضعفها و کمبودهای اساسی وجود دارد.»، « اگر رابطه من و همسرم به شکست منجر سود من هم شکست خوردهام»، « مقصر اصلی در ایجاد چنین روابط غلطی با همسرم من هستم» و…
که تغییر این باورهای نادرست و آگاهی میتواند در کاهش خشونت علیه زنان موثر باشد. این پژوهش در پایان برای جلوگیری از خشونت علیه زنان پیشنهاد میدهد:«کنترل خشونت علیه زنان از طرف دولت، تلاش در جهت ایجاد و توسعه تشکلهای زنان در ایران، تربیت پلیس زن و تشکیل ادارات و ایستگاههای پلیس زنان، بازنگری در قوانین کنونی و تفویض حق قضاوت به زنان، برگزاری میزگردها، و کارگاههای آموزشی از سوی کارشناسان دولتی و غیر دولتی، ایجاد فرصتهای شغلی که زنان را از نظر اقتصادی حمایت کند، تاسیس درمانگاههای حمایت از خانواده از جمله این راهکارهاست.
