زنانی که با آجر درآمد کسب میکنند
روزنامه سرمایه -کشاورزی و کار در زمین دیگر سودی ندارد و به جای کسب درآمد از سبزیهایمان از آجرهایمان پول در میآوریم.»
حلقهای از زنان مازندرانی با لهجهء مازنی از کارشان سخن میگویند. اینکه زمینهای کشاورزیشان را به خانه، ویلا و سوئیتهای کوچک تبدیل کردهاند و حالا به جای فروش محصولات کشاورزی، با چیدن بلوکها روی هم خانههایشان را اجاره میدهند و چرخهء اقتصاد خانههایشان را میچرخانند.
نسیم، زن جوان ۳۲ ساله در منطقهء کورکورسر، سالهاست در ماههای گرم سال و روزهای تعطیل خانهاش را اجاره میدهد: «محلهء ما نزدیک دریاست. در تعطیلات مسافران و توریستها به این منطقه رفت و آمد زیادی دارند و ما میتوانیم به اندازهء کافی پول پسانداز کنیم.»
گوشهء حیاط خانهاش را نشان میدهد. ساختمان آجری کوچکی که یک اتاق دارد و آشپزخانه، حمام و دستشویی هم داخل همین ساختمان جای داده شده است: «دو سال پیش این خانه را ساختم و پارسال به اندازهء سرمایهء این ساختمان سود بردم.» داخل ساختمان کوچک، اتاق مرتبی دیده میشود. در گوشهای یک دستگاه تلویزیون و ماهواره و گوشه دیگر تختخوابهای مرتب. وسایل آشپزخانه هم کامل است. نسیم این امکانات را نشان میدهد و میگوید: «هر چه امکانات را بیشتر کنم; بیشتر میتوانم اجاره دهم.»
دخترک سبزهرو به مادرش نگاه میکند و زیر لب میگوید: «مامان! بگو که منم توی اجاره و تمیز کردن اتاقها کمکت میکنم.»
زنان این منطقه اجاره دادن خانه را عمدهترین درآمد خانوادهشان ذکر میکنند. شیوا هم نقش اقتصادی زنان شمال را یادآوری میکند: «اینجا زنان بیشتر از مردان کار میکنند. ما زنان همیشه این دغدغه را داریم که اقتصاد و خانواده را روز به روز بهتر کنیم و حتی با اجارهء خانههایمان به فکر ساختن آیندهای بهتر برای فرزندانمان هستیم.»
زن جوان میگوید: «در شمال بیشتر کارگرهای روی زمین، زن هستند. چون زنان بیمه نمیخواهند و غر هم نمیزنند. برخی مردان اینجا به خاطر پرکاریزنانشان به تنبلی و تنپروری عادت کردهاند.»
اما نسیم حرف همسایهاش را قطع میکند: «زنانی که خانه اجاره میدهند معمولاً همسرانی پر کار دارند. همسر من صیاد است به همین خاطر ادارهء امور خانه به دست من افتاده است.»
او هر چند اجاره دادن خانه را اقتصادی میداند، اما تاکید میکند که در حین انجام این کار بسیار آسیب دیده است: «چون یک زنم بیشتر باید مراقب رفتارم با مسافران باشم.»
به گفتهء او، «کار اجارهء خانه سختیهای خاصی دارد: «از صبح تا شب باید در خانه بمانم و نیازهای مسافر را تامین کنم. چه بسیار مسافرانی که بدون دادن پول اتاقها را خالی میکنند.»
کشو را باز میکند و شناسنامه و گواهینامههای رانندگی را نشان میدهد که مسافران به جا گذاشتهاند و پول پرداخت نکردهاند.
در همین زمان پسر بچهء کوچکی مسافر میآورد و با صدای بلند نام نسیم خانم را صدا میزند و برای گرفتن انعام از صاحبخانه و مسافر منتظر میماند.
یکی از اهالی این منطقه دربارهء این پسران میگوید: «در این منطقه پسران نوجوان بازار جابهجایی مسافر را در دست گرفتهاند. آنها با چربزبانی نظر مسافران را جلب میکنند.»
شیوا هم حضور پررنگ این پسران را مثبت میداند: «کار کردن با پسران نوجوان خیلی راحتتر از مردان است. آنها حتی نصف شب هم برای من مسافر میآورند و خوب میدانند که طرف حسابشان من هستم و نه شوهرم.»
پسر بچه از حق دلالیاش راضی به نظر میرسد: «به ازای هر _۱۰ هزار تومان، هزار تومان میگیرم.»
او در طول تابستان پول خوبی پسانداز کرده و امیدوار است تا سال بعد بتواند برای خود موتورسیکلت بخرد.
خیابانهای محلهء کورکورسر از این پسرها پر است. کلید در دستانشان، جلوی ماشینها را میگیرند و با لهجهء شمالی و صورتهای آفتاب سوختهشان ویلا، ویلا میگویند.
پسرک دربارهء اجارهء این ویلاها میگوید: «قیمتها فرق میکند. هر خانهای براساس امکاناتش، زیبایی و این که چقدر نزدیک دریاست قیمت متفاوتی دارد. ویلا با اجارهء شبی ۱۵۰ هزار تومان هست تا شبی پنج هزار تومان.»
کورکورسر یکی از محلههای شهرستان نوشهر است که به خاطر مجاورت با دریا، مسافران زیادی را در روزهای تعطیل و سه ماه تابستان جای میدهد. به همین خاطر زمینهای کشاورزی این منطقه تبدیل به سوئیتها و ویلاهای رنگارنگی شدهاند که مدیریت آنها را زنان منطقه در دست خود گرفتهاند و به قول یکی از زنان همین محله: «زنان کورکورسر اقتصادیتر از مردان هستند.»
