حقوق زنان در گفت وگو با پروین اردلان ،اینجا چراغی روشن است

روزنامه اعتماد

فرهمند علیپور

پروین اردلان نزدیک به سیزده سال است که در حوزه زنان و روزنامه نگاری فعالیت می کند. روزنامه نگاری را با «آدینه» و «زنان» آغاز کرد و در همان نوشته های اولیه اش، دغدغه ها و مسائل زنان همواره مورد توجه او بود. وی همچنین عضو مرکز فرهنگی زنان و از اعضای تحریریه نشریه الکترونیکی «زنستان» است. در گفت وگویی که پیش رو دارید زیر و بم های حرکت های زنان مورد توجه قرار گرفته و به آنها پرداخته شده است.

ـ ـ ـ

?یکی از موارد پیش روی فعالان امور زنان، به خصوص در دوران اصلاحات، بحث وجود یا عدم وجود جنبش زنان بود. آیا در ایران با پدیده یی با عنوان جنبش زنان روبه رو هستیم؟

عده یی بر این باور بودند که ما با «پویش» زنان مواجه هستیم و نه «جنبش» زنان که البته فکر نمی کنم اکنون نیز دارای چنین دیدگاهی باشند. به عقیده من با توجه به پیشینه فعالیت های صد سال اخیر زنان برای کسب قوانین برابر نمی توان منکر وجود جنبش حقوقی زنان شد. از زمان انقلاب مشروطه زنان وارد عرصه عمومی می شوند و تلاش های بسیاری را برای استقرار نظام مشروطه انجام می دهند، ولی هنگام تدوین قانون اساسی در ردیف «مجانین» قرار می گیرند، می توان گفت که مبارزه حقوقی زنان در عرصه عمومی از همان زمان آغاز شده است. اگر نگاهی کوتاه به تاریخ صد ساله جنبش زنان بیندازیم نام زنان بسیاری را خواهیم دید که متاسفانه در تاریخ نگاری مردانه یا حذف شده اند و یا در حاشیه از آنها نام برده شده است؛ فعالیت آنها از حوزه آموزش و تاسیس مدارس دخترانه گرفته تا تلاش های برابرخواهی حقوقی. در واقع خواسته برابرخواهی یا عدالت خواهی یا جنبش به عنوان جنبش حقوقی زنان، قدمتی یکصد ساله دارد.

?شما اصولاً چه تعریفی از جنبش دارید؟ در بحث زنان شاخص های وجود این جنبش را در چه می دانید؟

جنبش زنان به مثابه یک رفتار جمعی اعتراضی و سازماندهی شده در ردیف جنبش های غیرمتعارف قرار می گیرد. جنبش زنان مانند جنبش های کلاسیک برای همه امور نسخه نمی پیچد، ایده و خواسته های مشخصی دارد. رشد هویت جمعی و هویت گیری از جنبش در دل جنبش و در زندگی روزمره فعالان جنبش نهفته است، سازمان نیست که بتوان عضو آن شد، شبکه یی نامتمرکز و متکثر است که اعضای گوناگونی متشکل از فرد، گروه، احزاب و… دارد.

به عنوان مثال جنبش حقوقی زنان تا حدودی فاقد نیروی راهبر است که البته این فقدان را نقطه قوت آن می دانیم، خواسته ها را با روش های گوناگون و در قالب گروه های متکثر و رو به افزایش زنان گسترش می دهد.

همچنین خواسته های حقوقی زنان متناسب با شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در ایران و با توجه به روح مردسالارانه مستتر، هرگاه اندک مجالی یافته ظهور کرده است. تلاش برای کسب حق رای یا تغییر قوانین خانواده از جمله تلاش های گسترده زنان بود اما هر بار نقض شده است. جنبش زنان در واقع در چالش با قدرت است و از این منظر می تواند جنبش سیاسی تلقی شود اما چالش با قدرت برای کسب قدرت سیاسی نیست، بلکه در جهت تغییر موقعیت نابرابر زنان در عرصه های حقوقی، اجتماعی و سیاسی از طریق نهادهای مدنی است.

?جنبش و حرکت واقعی زنان در ایران با شکستن قلیان ها از سوی زنان دربار قاجار آغاز شد. اکنون با گذشت یکصد سال، جایگاه کنونی جنبش زنان و میزان نفوذ و توانایی آنها را تا چه حد ارزیابی می کنید؟

جنبش زنان، جنبش بدبختی است. غمی خندد.ف چون هم با جامعه سنتی مردسالار طرف است و هم با ساختاری که می خواهد از عرصه عمومی حذفش کند، برای همین خودش را به در و دیوار می زند تا دیده شود و تجمعاتش را در فضای عمومی برگزار می کند. وضعیت بغرنج ولی رو به رشدی دارد، وقتی ما شروع به کار کردیم خودمان باور نداشتیم، اما در پروسه فعالیت به خودباوری نیز رسیدیم. گرچه تلاش های زنان در تاریخ مردانه فراموش می شود ولی مجدانه کوشیدیم که حضورمان را بر این ساختارهای مردسالارانه تحمیل کنیم. اکنون به واسطه این جنبش پویا می کوشیم آگاهانه قدم برداریم و همین طور تاریخ مان را بشناسیم. سعی وافری شده که ما در حوزه حق خواهی ابتر شویم اما نسل های جوان که سعی دارند با انتشار این تلاش ها، کوله باری را که تا اینجا رسیده است بر دوش بکشند، باعث شده اند ذهن زنان بیدار شود. اکنون با بسیاری از کوشندگان این مسیر چه در گذشته و چه در دوران معاصر آشنا هستیم و از تجربیات آنها آموخته کسب می کنیم.

در فضای اصلاح طلبانه پس از دوم خرداد امکان فعالیت در حوزه های اجتماعی و زنان بیشتر شد و به ویژه پس از کسب جایزه نوبل از سوی خانم عبادی، به مثانه جنبش زنان رویت شدیم، چون اعتماد به نفس و قدرت جمعی مان را افزایش داد و فعالیت های پراکنده را تا حدودی در این زمینه متمرکز کرد.

?ولی از میزان نفوذ و توانایی آنها نگفتید؟

زنان اکنون به روش های گوناگون فعالیت می کنند. برخی از آنها معتقدند که از طریق لابی کردن با نمایندگان مجلس و یاری گرفتن و دیدار با مراجع و علما می توان به اصلاح برخی قوانین امیدوار بود که این نگرش در بسیاری از زنان فعال احزاب سیاسی نیز وجود دارد. در دولت اصلاحات چون زنان دسته اول بیشتر در بدنه دولت بودند حامی این روش بودند اما اکنون و با روی کار آمدن محافظه کاران آن فضا را نیز تقریباً از دست دادند. نگاه دیگر این است که خواست هایمان را با عمق بخشیدن از پایین مطرح کنیم و ارتباط با مخاطبان بگیریم. روش های ما می تواند ابزار ما برای ارتباط با مخاطبان و گسترده کردن حوزه مخاطبان ما باشد. برای ایجاد تغییر در موقعیت نابرابر زنان لازم است که همه ابزارهای مسالمت آمیز را به کار ببریم. احساس من این است که این شیوه موفق بوده، گرچه تغییر زیادی در قوانین پدید نیامده است اما ما موفق شده ایم گفتمان برابرخواهی و حساسیت جنسیتی را در جامعه ایجاد کنیم.

?فعالان و روشنفکران حوزه زنان تا چه میزان موفق شده اند که پیام خود را به گوش سایر زنان برسانند و آنان را با خود هم نظر کنند؟

ما تازه در حال برقرار کردن ارتباط هستیم. نیمی از جامعه هستیم با تفاوت های گوناگون قومی، فرهنگی و… ابزاری برای اطلاع رسانی نداریم. از هر طرف که می خواهیم حرکت کنیم با خط قرمز مواجه می شویم. ما فعلاً می خواهیم خواسته تغییر را در اذهان ایجاد کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.