کمیت زنان نویسنده مسئله اى چشمگیر، ولى اجتماعى است
زنان ایران در عرصه هاى مختلف و از جمله در حوزه هاى فرهنگى بسیار فعال شده اند و حتا در حوزه هایى از مردان پیشى گرفته اند. بخصوص از لحاظ کمى آمار زنان نویسنده در ایران امروز در مقایسه با مردان با دوران پیش از سال ۱۳۵۷ قابل مقایسه نیست. خانم فرشته سارى شاعر و نویسنده عضو کانون نویسندگان ایران در این مورد و همچنین در مورد نقل مطالبى از ایشان در شبکه اینترنت، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.
مصاحبه گر: بهنام باوندپور
دویچه وله: خانم فرشته سارى، در سایت خبرى «امروز» از قول شما نقل شده است، که حمایت هایى که در حال حاضر در ایران از زنان نویسنده صورت مى گیرد با حسن نیت همراه است. ممکن است مواردى از حمایت هاى مورد نظرتان را نام ببرید و اینکه از طرف چه نهادهایى این حمایت ها صورت مى گیرد؟
فرشته سارى: حتما. البته این جمله دقیق نیست، چون ادامه داشته است. من حدود ۱ سال پیش، یعنى پاییز ۱۳۸۲، مصاحبه اى کتبى با خبرگزارى «مهر» داشتم و این نقل قولها از آن مصاحبه آورده شده است و احتمالا دوباره به روز شده است. چون خود من در اینترنت مشاهده نکرده ام. ولى اصولا چون بسیار کم مصاحبه مى کنم و به جز آن مصاحبه گفت و گوى دیگرى درباره ى زنان نداشته ام، مطمئنا این نقل قولها از همانجا آورده شده است. بحث تشریحى من در آن مصاحبه در پاسخ به یکى ازسوالهایى بوده است، که درباره ى جایگاه و موقعیت زنان نویسنده پرسیده شده بود.
بخشى از حرفهاى من در آن مصاحبه و در واقع همین جمله اى که از آن مصاحبه برداشته شده است، معطوف به جوایز ادبى در ایران بوده است. یعنى همین پرسش شما که از طرف چه نهادهایى بوده است، من آنجا بخشى از نظرم نسبت به جوایز ادبى بوده و بخشى دیگر معطوف به حمایت، این اصطلاحى ست که خود من آن را براى این موقعیت به کار مى برم، حمایت یارانه اى یا سوبسیدى از زنان نویسنده بوده است. اولا باید بگویم، من خود جزو کسانى بوده ام که از حمایت هاى یارانه اى بهرمند شده ام. به این معنا که برخى از این دعوت ها که از خارج کشور صورت مى گیرد، گاهى به تعداد مساوى از زنان و مردان نویسنده است. این به نوعى حمایت سهمیه اى است، که خود من از آن برخوردار شده ام، و گاهى این دعوتها عمدتا از زنان نویسنده است. ولى باید در رابطه با خود بگویم، که این مسایل هیچوقت مانع از این نشده است که من نسبت به نفس نوشتن، ادبیات و نقش نویسنده به طور کلى، اعم از اینکه زن یا مرد باشد، دچار توهم بشوم.
در واقع نظر من این است، که چنین موقعیت هایى، گرچه حالتى سهمیه اى، یارانه و حمایتى دارد و در نتیجه زنان مى توانند حضور بیشترى داشته باشند، ولى مسئله ى اصلى و مهم از نظر من همیشه خود هنر و ادبیات بوده است. همین طور بخش دیگر نظر من، چه در آن مصاحبه و چه اکنون که مى خواهم آن را بیان کنم، معطوف مى شود به گزیده هایى که از ادبیات زنان ایران ترجمه و منتشر مى شود. یعنى شما چنانچه کار تحقیقى کوچکى انجام بدهید، مشاهده مى کنید که در طى این ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر تزهاى دانشگاهى متعددى راجع به ادبیات زنان نوشته شده است، گزیده هاى مختلفى، به خصوص، از داستانهاى کوتاه به دلیل اینکه ترجمه ى آنها سهل تر بوده است، از کارهاى زنان ترجمه شده است.
۴ داستان من در یک مجموعه ى ایتالیایى، لهستانى، انگلیسى و باز در یک مجموعه اى انگلیسى ترجمه و چاپ شده است. و به همین میزان ممکن است نویسنده ى مردى باشد، که تا به حال چنین امکانى را نیافته باشد که داستانى از او در گزیده اى ترجمه و منتشر شده باشد. بنابراین مجموعه ى این حمایت ها را، به همانگونه که در آن جمله هم نقل شده است، با حسن نیت مى بینم، ولى در عین حال فکر مى کنم این هوشیارى نویسنده ى زن است که نباید دچار توهم بشود.
دویچه وله: از شما در همین گزارش منتشرشده در سایت «امروز» نقل شده است، که “حرفهایى که در خارج از کشور در حمایت از نویسندگان زن ایرانى بیان مى شود، بیشتر معطوف به نگاه سیاسى ست”. ممکن است منظور خود را از این جمله دقیق تر بیان کنید؟ یعنى چه کسانى با نگاه سیاسى از نویسندگان زن ایرانى حمایت مى کنند؟
فرشته سارى: انتظارى که در هرحال من از یک خبرنگار دارم این است، که طورى حرف یا مصاحبه اى نقل بشود، که با منظور نویسنده یا مصاحبه شونده تطبیق داشته باشد. این جمله از همان مصاحبه و در واقع از بحث من استخراج شده است و از نظر من بدین صورت اصلا دقیق نیست. نظر من این است، که دنیاى نشر و ژورنالیسم غربى و خواننده ى غربى حاشیه ى ادبیات ایران برایش جذابتر است و نه خود ادبیات. به این معنى که اگر ادبیات با مسایل سیاسى، مسایل بویژه روز و دقیق تر بگویم مسایل روز اجتماعى که ابعاد سیاسى پیدا مى کنند، روبه رو بشود، بسیار از آن استقبال مى شود و بسیار هم به فروش مى رسد. به نظر من یک خواننده ى غربى، منظور خواننده عام و به طور کلى ست، نمى خواهد کارى از من نویسنده ى نوعى ایرانى بخواند، که احتمال آن باشد همین کار را یک نویسنده ى دانمارکى یا هلندى یا نویسنده ى سوئدى هم نوشته باشد. یعنى خواهان نفس ادبیات، پیشرفت تکنیک، پیشرفت فن و همین طور مسایل عام انسانى و چگونگى شکل دادن آن، که مسئله ى اصلى هنر و ادبیات در سراسر طول عمر هنر و ادبیات بوده است، نمى باشد. در واقع خواهان همان مسایل جنجالى ست که رسانه ها به او مى رسانند.
من اصولا آدم محافظه کارى نیستم و بسیار راحت همین الان براى شما مثالى مى زنم تا بحث خود را روشن کنم. کتاب «لولیتا در تهران» با این فروش عجیب و غریبى که دارد و بسیار پرفروش بوده است، به نظر من دقیقا شامل همین بحثى ست که من مى کنم. در واقع اینکه این کتاب بتواند از زمان عبور کند و فرضا مانند «جنایت و مکافات» داستایوسکى نفس ادبیت خود اثر باشد، من این را در استقبال خواننده ى غربى نمى بینم. یعنى همان بخش جنجالى اجتماعى، که بعد سیاسى پیدا مى کند است که خواننده ى غربى را به سمت خواندن این کتاب مى کشاند. و باز به راحتى مى توانم مثال دیگرى بزنم. «بوف کور» سالهاست که ترجمه شده است و شاید به بیش از ۱۰ زبان هم ترجمه شده باشد، ولى شما مى توانید از تعداد تیراژ این کتاب بفهمید، که چه تعدادى خواننده داشته است. البته خواننده هاى این کتاب، خواننده هاى خاص هستند و بسیار هم این کار برایشان با ارزش بوده و سالیان سال است که راجع به آن در دانشگاههاى مختلف کار تحقیقى مى کند. ولى آن خواننده ى غربى نمى خواهد کارى را از نویسنده ى ایرانى بخواند که نفس هنر و ماهیت استتیک و زیباشناسى آن برتر باشد و باز بخش دیگرى از آن را ما مى توانیم در سینما مثال بزنیم.
در کنار فیلم هایى که بافت و ساخت هنرى دارد و نگاه متفاوتى داشته اند که باعث شهرتشان شده است، مانند کارهاى اولیه ى آقاى کیارستمى، بسیارى از فیلمهایى که در جشنواره ها مورد استقبال قرار مى گیرد، مى توان گفت که به این علت است، که فیلمساز به گونه اى تسلیم این خواست بیننده و یا مخاطب غربى شده است. همان فیلم براى بیننده ایرانى که در ایران زندگى مى کند، اصلا جذابیتى ندارد و بیشتر حالت شعارى و تهیجى دارد. ولى شما مشاهده مى کنید نه تنها در جشنواره مورد استقبال قرار مى گیرد، بلکه زمانى که در سینماهاى مختلف کشورهاى مختلف غربى نمایش داده مى شود، بیننده هم بسیار از آن استقبال مى کند، چون براى این بیننده تعجب آور است که چطور هنوز در ایران نمى توانند یک پارتى برگزار کنند. و یک پارتى موضوع فیلم قرار مى گیرد، چرا؟ چون ذهن غربى به جامعه ى ما به صورت موجودى عجیب الخلقه نگاه مى کند.
نظر اصلى من رسانه هاى غربى ست. این رسانه هاى غربى به نوعى همان تصویر را به خواننده ى عام غربى منتقل مى کند و آن خواننده زمانى از کارى در ایران حمایت مى کند، دراینجا منظور من ادبیات و حتا سینما است، که بتواند به کنجکاوى هاى این شخص در مورد جامعه ایران و مردم ایران، که آنها را به صورت موجوداتى عجیب الخلقه مى بیند، پاسخ بدهد و نه با نفس هنر در یک فیلم کاملا و صددرصد هنرى یا یک کتاب صددرصد هنرى.
دویچه وله: شما از جمله به مسئله ى موانع جهانى شدن ادبیات ایران اشاره کرده اید و گفته اید، که برایتان بسیار جالب است که «غالبا مترجمان و منتقدان، در یک کلام، آثار ادبى موجود در ایران را در حد و اندازه ى جهانى شدن نمى دانند.». من این جمله را دقیقا از همان سایت خبرى «امروز» نقل کرده ام. خانم سارى به نظر شما اصلا چرا در میان نویسندگان ایران تا این حد دغدغه ى جهانى شدن وجود دارد و بر روى این مسئله حساسیت نشان داده مى شود؟
فرشته سارى: به نظر من این بیشتر دغدغه ى روزنامه نگاران و مصاحبه کنندگان است. چون این سوال را همیشه در جاهاى مختلف و متعددى مطرح مى کنند. حداقل در رابطه با خودم مى توانم بگویم، در چند مصاحبه از من همین سوال شده است و در هرحال پاسخى گرفته مى شود. ولى از طرف دیگر اگر این موضوع زمینه اى نداشته باشد، این پرسش هم در واقع پیش نمى آید. به نظر من اگر این مسئله در ایران مطرح مى شود، بخش اصلى آن مسئله ى مخاطب است. اگر رمانى به زبان فارسى نوشته شود و به جاى ۲۰۰۰ تیراژ مانند زبان انگلیسى یا حتا زبان عربى خواننده ى بسیار گسترده ترى داشت، به نظر من اساسا این بحث پیش نمى آمد. بخشى از این بحث برمى گردد به اینکه، نویسنده فکر مى کند که چنانچه کار او با خواننده ى گسترده ترى روبه رو شود، احتمال اینکه بتواند با این خوانندگان ارتباط بیشترى بگیرد، وجود دارد. من فکر مى کنم که این مسئله به خاطر مهجور بودن زبان فارسى ست، که خود علتهاى مختلفى دارد و اینکه مخاطب زبان فارسى، مخاطب محدودى ست.
دویچه وله: خانم سارى، موقعیت کنونى ادبیاتى که توسط زنان در ایران تولید مى شود را چگونه ارزیابى مى کنید؟
فرشته سارى: در اینکه زنان از نظر کمى بویژه در ۲ دهه ى اخیر، کارشان از نظر تولید آثار ادبى و همینطور در تمام عرصه هاى دیگر جامعه، بسیار چشمگیر بوده است، موضوعى ست که نمى توان منکر آن شد، بلکه اصولا مى تواند موضوع تحقیق گسترده اى هم قرار بگیرد. ولى من بخش اصلى آن را به مسایل اجتماعى مرتبط مى دانم و اینکه کمیت زنان نویسنده و افزایش کمیت تولید و خلق آثار از نویسندگان زن، مسئله اى چشمگیر، ولى اجتماعى ست.
دویچه وله: از نظر کیفى چطور؟
فرشته سارى: از نظر کیفى به نظر من آثارى که ضعیف تر است، نمود بیشترى دارد.
