زنان مقصرند

پارمیس‌سعدی مشکلات زنان را ناشی از خودشان می‌داند و در این نظر خود آنچنان پای می فشارد که می‌گوید اگر شاعرانی به زنان بد گفته‌اند، حق با انهاست چرا که لابد زنان بد بوده‌ا‌ند.ما نمی‌دانیم شما چه نظری در باره نوشته پارمیس دارید اما از موافقان و مخالفانش دعوت می‌کنیم نظرات خود را در قالب مقاله ،یادداشت یا گزارش بنویسند و برای ما ارسال کنند تا منتشر کنیم .

نشانی الکترونیکی کانون زنان ایرانی :

info@irwomen.com

کانون زنان ایرانی -پارمیس سعدی :در طول تاریخ زنان توانمند بسیاری پا بر عرصه گیتی گذاشته اند.زنانی که فرمانروا یا دریاسلار بوده اند.زنانی که مبارز بوده اند، زنانی که هنرمند وخلاق بوده اند.اما حقیقت را که خوب بنگریم، می بینیم که نقش زنان در تغییر پیرامون خود بسیار اندک بوده است. اگر بخواهیم جامعه مرد سالار را چه در گذشته و چه در حال مقصر این وضعیت بدانیم ، باز هم خود ما زنها مقصریم که به جای پویایی انفعال را برگزیده ایم.شرح و تفصیلی را که این روزها در مورد جنبش زنان ایران مطرح می کنند ، آنچنان قبول ندارم.کسانی که جنبش زنان ایران را جنبشی از نوع مدرن می دانند و عنوان می کنند که زیاد شدن آمار طلاق یکی از نشانه هایی است که زنان ایران در حال آگاه شدن به حقوق خود هستند، از این نکته غافل هستند که زیاد شدن آمار طلاق به جاهایی دیگر ربط دارد که از میان آنها خود آگاهی زنان را نمی توان نام برد.

اگر بعضی اوقات در شعر های بعضی از شاعران مثل سعدی آثاری از زن ستیزی می بینیم، فوراً علم طغیان را بلند می کنیم .خود من در یکی از مقالات خود نمونه چندی از شعرهای شاعران زن ستیز را آوردم. اما هیچ وقت با خود فکر نکرده ایم که علت زن ستیزی این شاعران چه بوده است. مگر می شود انسان با یک موجود فعال ، پویا، درگوگون ساز،هنرمند، خلاق، اهل خرد، روبرو شود، اما چیزی خلاف واقعیت بنویسد.زنان پیرامون حافظ و سعدی و رهی معیری و دیگر شاعران چگونه بوده اند که آنها اینقدر از این جماعت متنفر شده اند که در شعر هایشان از زنان بد گفته اند.

درست است که خانه نشین شدن زنان و منفعل شدن آنها در قرون وسطی به رشد جامعه مرد سالار آن زمان بر می گردد، اما زنان خود مقصر نیستند که اینجور تحمیلها را پذیرفتند؟

در این جامعه ای که من زندگی می کنم، جامعه زنان ایران یک جامعه مرده است. زندگی فقط با تلاش و پویایی مفهوم دارد. اما من در پیرامون خود هیچ جنبشی نمی بینم.فعالیتهای اجتماعی اقلب زنان در ایران در حد صفر است. بیشتر آنها تا نزدیکیهای ظهر می خوابند.مطالعه نمی کنند، اگر هم می کنند کتابها یا مجلاتی می خوانند که به صورت قصه نوشته شده باشد.فقط زمانی به ورزش می پردازند ، که برای وارد شدن به منزل خود یکی باید از پشت سر آنها را به داخل فشار دهد تا بتوانند از درب عبور کنند.

از معدود زنان فرمانروا یا مبارز و یا شاعر که بگذریم ، اگر با نگاهی منصفانه به جامعه زنان ایران نگاه کنیم، می بینیم که بخش عظیمی از سرنوشت فرومایه شدن ما زنان ایرانی تقصیر خودمان است.در قبال جامعه مردسالار انفعال در پیش می گیریم که هیچ ، برای همه امور راه انفعال را در پیش گرفته ایم.

زمانی می توانیم بگوییم زندگی کرده ایم که پویا باشیم. جامعه زنان ایرانی به یک پویایی نیاز دارد.

در پایان فقط می توان بگویم از این همرهان سست عناصر دلم گرفت.

paarmis@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.